تبليغات در پي‌هالز





نمایش نتایج 1 به 2 از 2

نام گفتگو: آمار بیماری روانی در ایران و تفاوت اینجا و آنجا!

  1. #1


    زمان پیوستن
    09 Sep 2005
    نوشته‌ها
    56
    تشکر شده:
    97

    پیش گزیده آمار بیماری روانی در ایران و تفاوت اینجا و آنجا!

    خبر این است:
    دکتر احمد حاجبی، رئیس اداره سلامت روان وزارت بهداشت، گفت: 21 درصد از جمعیت کشور دچار اختلالات روانی هستند. وی اسکیزوفرنی، اختلالات دوقطبی و جنون را از جمله اختلالات شدید روانی عنوان کرد و افزود: میزان شیوع اختلالات روانی در ایران با آمارهای جهانی تفاوتی ندارد.
    گیل آمرد تایید می کند که اگر میزان شیوع اختلالات روانی در ایران واقعا 21 درصد باشد، این آمار با کشورهای غربی فرق چندانی ندارد. برابر آمار موسسه ملی بهداشت روان در آمریکا، 26 درصد از بزرگسالان آمریکایی در برهه ای از زندگی خود بیماری های روانی را تجربه می کنند.
    اما آنچه فرق دارد این است که بیماران روانی در کشورهای پیشرفته، به حال خود رها نمی شوند تا بیماری شان را به سطح جامعه منتقل کنند؛ بلکه مانند هر بیمار دیگری، مورد معالجه قرار می گیرند. بسیاری از بیماری های روانی، اگر زود تشخیص داده شوند، قابل معالجه هستند و آنها هم که علاج قطعی ندارند را می توان کنترل کرد. موسسه ملی بهداشت روان (www.nimh.nih.gov)، اتحاد ملی برای بیماری روانی (www.nami.org)، بنیاد بهداشت روان آمریکا (www.nmha.org) و… همگی نهادهایی هستند که در ایالات متحده برای گسترش فرهنگ درمان و کمک به درمان بیماری های روانی فعالیت می کنند و آمارهای بهداشتی نشان می دهد فعالیت هایشان تاکنون اثربخش بوده است.
    در ایران، هنوز بسیاری از افراد، بیماری روانی را با دیوانگی اشتباه می گیرند و از اینکه به روانشناس مراجعه کنند ابا دارند. واقعیت این است که بیماری های روانی، دامنه بزرگی از امراض را شامل می شوند و از وسواس شدید گرفته تا افسردگی و گوشه گیری یا اختلال در روابط اجتماعی و غیره را دربر می گیرند. در ادامه انواع بیماری های روانی در 10 دسته معرفی شده است:

    الف – بیماری اضطراب
    دلواپسی، نگرانی و ترس بیش از اندازه را بیماری اضطراب می گویند. مبتلایان به این بیماری، از اظطراب دایمی در مورد مسایل عادی روزمره در زندگی شان رنج می برند. هراس ها (phobia ها) ترس از اشیا، موقعیت ها یا کارهای خاص هستند. بیماری آسیمگی یا دلهره (panic) اظطراب ناگهانی و شدید همراه با تپش قلب و تنگی نفس را به همراه می آورد. بیماری وسواس کنش – اندیشی (Obssessive – Compulsive Disorder) باعث می شود تصویرها یا اندیشه های ناخوانده وارد ذهن فرد شود و او را به انجام کاری وادارد. ترس از آلودگی و پاک نشدن اشیاء و ترس از باز ماندن درها یا خاموش نبودن دستگاه ها، معروف ترین انواع بیماری وسواس هستند. وسواس جیغ در ملاء عام، وسواس تصورات آزاردهنده مذهبی یا جنسی، وسواس از اینکه مبادا کسی را بیازاریم، ترس از رانندگی به خاطر اینکه مبادا به کسی بزنیم، تنفر از یک عدد، وسواس نسبت به اینکه پیش از ورود یا خروج از جایی، در را به تعداد مشخصی باز کنیم و ببندیم و… از دیگر وسواس های رایج به شمار می رود. فشار عصبی پساضایعه (Post-Traumatic Stress Dicorder) نمونه دیگری از بیماری اضطراب است. کسانی که این بیماری را دارند، پس از پایان یک ضایعه، رویدادهای ناگوار آن را دوباره در ذهن زنده می کنند که این کار با نگرانی و اضطراب شدید همراه است.

    ب – بیماری روحیه
    این بیماری، زندگی احساسی و عاطفی فرد را دچار آشفتگی می کند. افسردگی (depression)، شیدایی (mania)، بیماری دوقطبی (bipolar disorder، خوددرگیری ناشی از حرکت میان افسردگی و شیدایی) گونه های بیماری روحیه است. نشانه های بیماری افسردگی می تواند احساس غم، ناامیدی، بی ارزشی و حتی دردهای فیزیکی، تغییر اشتها، تغییر عادت خواب و سطح انرژی بدن باشد. در مقابل، فرد شیدا روحیه ای بیش از حد عالی که اغلب با خود مهم پنداری اغراق آمیز همراه است. دل آشفتگی، تحریک پذیری و کاهش نیاز به خواب، از دیگر عوارض شیدایی است. در بیماری دوقطبی، فرد مبتلا به تناوب میان شیدایی و افسردگی غوطه ور است.

    پ – روان گسیختگی (اسکیزوفرنی)
    روان گسیختگی، معروف ترین نوع از روان پریشی است. افراد روان پریش، ارتباط خود را با جهان واقعیت از دست می دهند. توهم و هذیان، بی ربط اندیشی و بی ربط گویی، رفتار عجیب و غریب، پاسخ احساسی ضعیف، و کناره گیری از اجتماع، نشانه های بیماری روان گسیختگی است. افزون بر این، افراد روان پریش معمولا در یک یا چند مهارت ضروری زندگی (مثلا روابط اجتماعی، کار، تحصیل،…) دچار کاستی می شوند.

    ت – بیماری شخصیتی
    در این بیماری، شخصیت یک فرد باعث واماندگی شخصی او یا سبب کاستی شدید در کارکردهای شغلی یا اجتماعی اش می شود. به طور کلی، مبتلایان به بیماری شخصیتی، درک درستی از خود و دیگران ندارند. کمبود اعتماد به نفس یا خودپسندی بیش از اندازه، ضعف کنترل امیال، روابط اجتماعی آشفته، و پاسخ احساسی نامناسب، می تواند از دیگر نشانه های این بیماری شمرده شود. بر سر مرز میان شخصیت افراد سالم و مبتلایان به بیماری شخصیتی، اختلاف نظر وجود دارد.

    ث – بیماری شناختی
    مبتلایان به بیماری های شناختی، مانند روان آشفتگی (delirium) و زوال عقل (dementia) بخش مهمی از کارکرد ذهنی خود را از دست می دهند. برای مثال کسانی که دچار زوال عقل می شوند، از کاستی حافظه رنج می برند و سخن گفتن و فکر کردن برایشان دشوار می شود و گاه از شناخت اشیای آشنا درمی مانند. بیماری های این گروه معمولا ناشی از ابتلا به بیماری های دیگر، استفاده از برخی مواد مخدر یا واکنش ناسازگار به بعضی داروها یا سموم ناشی می شود.

    ج – بیماری گسستگی
    این بیماری با آشفتگی هشیاری، حافظه، هویت و درک فرد از پیرامون خود همراه است. “بیماری فراموشی” که ریشه فیزیکی ندارد و “بیماری هویت – گسیختگی” که در آن، فرد دوشخصیتی یا چندشخصیتی می شود و شخصیت های متفاوت او بر رفتارش اثر می گذارند، نمونه هایی از گسستگی هستند. در “بیماری کیستی زدایی” (تغییر ماهیت یا کیستی)، فرد احساس ناخوشایند جدایی از جسم خود را تجربه می کند. مبتلایان ممکن است احساس کنند که بر فراز زمین شناورند و یا احساس کنند که خودشان یا دیگران، موجوداتی مکانیکی یا غیرواقعی هستند. احساس زیستن در رویا یا تصور اینکه دست یا پایشان کوچکتر یا بزرگتر از اندازه حقیقی است، از دیگر عوارض بیماری کیستی زدایی می تواند باشد. گسستگی و گریز روانی (dissociative fugue) نوعی بیماری روانی است که در آن، فرد مبتلا هویت فردی اش را فراموش و خانه اش را ترک می کند. در بسیاری از موارد، مبتلایان با سکونت در مکانی جدید، هویت، اسم و پیشینه ای جدید را برای خود بر می گزینند. در برخی موارد، فرد مبتلا کارش به بیمارستان کشیده می شود و نمی تواند توضیح دهد که کیست و از کجا آمده است.

    چ – بیماری پیامدهای جسمی
    در این بیماری، عوارض جسمی را نمی توان با قوانین پزشکی توضیح داد. بنابراین پزشک اینگونه نتیجه گیری می کند که عوارض پدیدارشده، پیامد ناهنجاری های روانی است. برای مثال در بیماری هیستری، فرد ممکن است دچار نابینایی، ناشنوایی یا عوارض بیمارگونه ناگهانی شود، اما پزشک جسم او را سالم ارزیابی کند. در بیماری “خودبیمار انگاری” فرد مبتلا، پیوسته از ابتلا به یک بیماری هراسان است و عوارض ساده جسمی را به حساب نشانه های بیماری می گذارد.

    ح – بیماری ساختگی
    در این بیماری، مبتلایان نشانه های مرض جسمی یا روانی را جعل می کنند، یعنی وانمود می کنند که بیمارند تا مراقبت یا توجه پزشکی دیگران به خود جلب کنند. مثلا ممکن است فرد تنگی نفس یا خارش شدید یا… را جعل کند تا اطرافیان، او را به بیمارستان منتقل کنند.

    خ – بیماری خوردن
    آشفتگی شدید در رفتارهای خوراکی را بیماری خوردن می نامند. کم اشتهایی عصبی، نوعی بیماری خوردن است که در آن، فرد ترس زیادی از اضافه وزن دارد و از خوردن غذا به میزان لازم هم خودداری می کند. در بیماری پرخوری و استفراغ، فرد پرخوری می کند و سپس با استفاده از استفراغ عمدی، داروی ملین یا دیگر داروها، مانع از چاقی خود می شود. بیماری های خوردن، بیشتر در میان زنان جوان کشورهای غربی و برخی کشورهای آسیایی گزارش شده است.

    د – بیماری کنترل وسوسه
    افراد مبتلا به این دسته از بیماری ها، نمی توانند در مقابل وسوسه هایی که اغلب آسیب رسان هستند، مقاومت کنند. جنون دزدی، جنون آتش افروزی، جنون قمار و جنون کندن موها (که در آن، فرد موهای خود را می کند) از جمله این بیماری ها هستند. فرد مبتلا به بیماری شیدایی یا بیماری روان گسیختگی (اسکیزوفرنی) هم ممکن است نشانه های بیماری کنترل وسوسه را بروز دهد.

    سخن آخر
    زندگی امروز بشر، بر تشدید بیماری های روانی موثر بوده است. دور شدن انسان از طبیعت و آفریدگار، دور شدن انسان ها از یکدیگر (غیراجتماعی شدن)، عادت های خوراکی مانند اعتیاد به الکل، اعتیاد به نیکوتین، اعتیاد به کافئین (موجود در چای، قهوه و برخی نوشابه های گازدار)، اعتیاد به مواد مخدر، مواد روانگردان، مواد توهم زا و حتی برخی داروهای مسکن، در ایجاد علایم بیماری روانی موثر هستند. مسایل ژنتیک، فشارهای اجتماعی و اقتصادی و خیلی موارد دیگر هم می توانند بر ایجاد بیماری های روانی اثر بگذارند.
    همیشه بهترین درمان، پیشگیری است. اما به طور طبیعی، یک انسان در صورت ابتلا به بیماری روانی باید به روانشناس مراجعه کند؛ همانطور که در صورت ابتلا به بیماری های جسمی به پزشک مراجعه می کند. اگر روانشناس تشخیص داد که بیمار نیاز به معالجه دارویی دارد، او را به روانپزشک ارجاع می دهد؛ همانگونه که اگر مشکل معده داشته باشیم، پزشک ما را به متخصص داخلی یا فوق تخصص گوارش ارجاع خواهد داد.
    این فرایند، سبب می شود که انسان بیماری اش را به سطح جامعه نبرد. آوردن بیماری روانی به جامعه، همان اثری را خواهد داشت که آوردن آنفولانزا به جامعه دارد؛ یعنی باعث شیوع آن و اثرگذاری بر دیگران و نیز بدترشدن حال خود بیمار می شود.
    برنامه ریزی برای آموزش روانشناسان و روانپزشکان توانا و تاسیس یا حمایت از بنیادهای مقابله با بیماری روانی، در هر کشوری، وظیفه وزارت بهداشت و دولت آن کشور است.

    منبع: گیل آمرد (www.gilamard.com)
    هرآنکس که او کرده ی کردگار
    بداند، گذشت از بد روزگار

  2. 4 نفر از کاربران ، از دوست گرامی Donbelid به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    arash99ir (20 September 2012), asakcity (20 September 2012), mahdi13 (20 September 2012), PAYAM (20 September 2012)

  3. #2


    زمان پیوستن
    14 Mar 2012
    نوشته‌ها
    32
    تشکر شده:
    10

    پیش گزیده

    مطلب مفیدی بود. ممنون...

نشانک‌گذاری

نشانک‌گذاری

قوانین ایجاد گفتگو در تالار

  • شما نمی‌توانید گفتگوی جدید ایجاد کنید
  • شما نمی‌توانید پست جدید ارسال کنید
  • شما نمی‌توانید پیوست اضافه کنید
  • شما نمی‌توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
  • BB code ها روشن هستند
  • شکلک‌ها روشن هستند
  • کد [IMG] اکنون روشن می‌باشد
  • کد [VIDEO] اکنون روشن مي‌باشد
  • HTML کد خاموش می‌باشد