تبليغات در پي‌هالز





صفحه 248 از 252 اولاول ... 148198238241242243244245246247248249250251252 آخرآخر
نمایش نتایج 3,212 به 3,224 از 3271

نام گفتگو: خواندنيهاي جالب

  1. #3212


    زمان پیوستن
    30 Jan 2009
    شهر
    Kerman
    اتومبيل
    Peugeot Pars
    گوشی موبایل
    Galaxi S2
    نوشته‌ها
    5,954
    تشکر شده:
    19749

    پیش گزیده

    با تاكسي داشتم مي رفتم ميرداماد. وقتي به ميدان محسني (ميدان زماني سابق و ميدان مادر كنوني) رسيديم راننده يك مغازه طلا فروشي را نشان داد و گفت «صاحب بدبخت

    اين مغازه الان زندانه»

    آنگونه كه راننده تاكسي تعريف مي كرد چند ماه پيش دو نفر وارد اين مغازه شدند و چند سرويس طلا انتخاب كردند كه قيمت آنها حدود 15 ميليون تومان شد. مشتري مذكور به

    صاحب مغازه گفته كه پول همراه ندارد آيا امكانش هست پول سرويس هاي طلا را به حساب صاحب مغازه واريز كند.

    صاحب مغازه هم كه به چيزي مشكوك نشده بود شماره حسابش را به آنها مي دهد و مي گويد بعد از واريز وجه به حساب سرويس ها را تحويل خواهد داد.

    مشتري وانمود مي كند عجله دارد و مي گويد من همينجا مي مانم تا دوستم كه در بانك است پول رابه حساب شما واريز كند .

    مشتري از تلفن مغازه با دوستش تماس مي گيرد و شماره حساب صاحب مغازه را به كسي كه ادعا مي كرده دوست وي است اعلام مي كند .

    بعد از چند دقيقه صاحب مغازه با بانك تماس مي گيرد و بانك هم تائيد مي كند كه كل مبلغ به حساب وي واريز شده است. مشتري هم طلاها را تحويل مي گيرد و از مغازه خارج مي

    شود .

    هنوز 2 ساعت از خروج مشتري نگذشته بود كه چند اتومبيل پليس جلوي مغازه طلا فروشي توقف مي كند. دو مامور مسلح وارد مغازه طلا فروشي شده و صاحب مغازه را به جرم

    آدم ربايي دستگير مي كنند.

    در بازداشتگاه مشخص مي شود كه چند روز قبل از آن يك آدم ربايي رخ داده و آدم ربا ها با خانواده فرد ربوده شده تماس گرفته بودند و گفته بودند در فلان روز شماره حسابي را به

    آنها مي دهند تا 15 ميليون تومان به آن حساب واريز كنند.

    تلفن خانواده فرد ربوده شده در روز مذكور توسط پليس تحت شنود بوده و طبق اسناد پليس تماس تلفني از مغازه طلافروشي گرفته شده و شماره حساب بانك هم متعلق به

    صاحب طلا فروشي بوده با اين حساب صاحب طلا فروشي متهم رديف اول است و....

    الان چند ماهي است اين طلا فروش بخت برگشته به همين اتهام در زندان مشغول نوشيدن آب خنك است.....
    درد من زیستن و مردن در سرزمینی است , که مردمش انقلاب کردند , تا کارهای قبل از انقلاب رو دزدکی انجام بدن

  2. 3 نفر از کاربران ، از دوست گرامی Rain Man 4498 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    Koosha_Raisi (10 May 2012), mahdi13 (3 December 2011), msp_ok (6 December 2011)

  3. #3213


    زمان پیوستن
    30 Jan 2009
    شهر
    Kerman
    اتومبيل
    Peugeot Pars
    گوشی موبایل
    Galaxi S2
    نوشته‌ها
    5,954
    تشکر شده:
    19749

    پیش گزیده

    آقا اینروزا بیشتر از اینکه دلمون با تو باشه ظاهرمون با توئه آقا ! پشت شیشه ماشینمون با رنگ قرمز نوشتیم

    یا حسین قربون لب تشنه ات برم ! دورو برش هم رنگ قرمز پاشیدیم

    که دل بیشتر کباب بشه که یعنی اره … اینا خونه ! زنگ موبایلمون از ابوالفضل و چشمای قشنگش میگه !

    لباس سیاه پوشیدیم … محاسن رو بلند کردیم … یه عده چفیه انداختن

    دور گردنشون ؛ یه عده شال سبز انداختن ! بدن ها بوی گلاب میده ! تسبیح به دست گرفتیم ! اقا کیف میکنی

    از این ظاهر قشنگ و بچه مسلمونیمون ؟ …. صب تا شب رادیو

    تلویزیون و پخش ماشینامون همه هی میگن مظلوم حسین … حسین جان !


    میدونی آقا … این کارا شده کار هر ساله ما ! هر سال سینه میزنیم … اشک میریزیم … نوحه میخونیم … داد

    میزنیم ! هی قربون صدقه ات میریم … هی زار میزنیم …هی غش

    میکنیم … هی ضعف میکنیم ! هی تو سرمون میزنیم … هی دیوونه میشیم ! هی از علی اکبر میگیم.. از

    علی اصغر میگیم… از لب تشنه … از تیر حرمله … از قنداق خونی … از

    سر بریده ! از خیمه های سوخته ! از شام غریبان ! از اه یتیمان ! … بازم بگم اقا ؟


    آقا معذرت ! اما راستش دل خیلی از ماها با تو نیست ! خیلی از ماها حسینی نیستیم الکی هی میگیم

    حسین …حسین ! این حسین حسین گفتنمون … این تو سرو سینه

    زدنمون دوزار نمی ارزه ! اقا جون اگه ادم حسینی باشه مگه ریا میکنه …؟ مگه گرونفروشی میکنه …؟ مگه

    حق بچه یتیم رو میخوره ؟ مگه وعده سر خرمن میده ؟ مگه دروغ میگه ؟

    مگه دنبال ناموس مردم راه میفته ؟ مگه مردم ازاری میکنه ؟ مگه مال بیت المال رو چپو میکنه ؟ مگه حق رو

    ناحق میکنه ؟ مگه دین رو به دنیا میفروشه ؟ مگه ربا خواری میکنه ؟ دِ

    نمیکنه دیگه اقا !


    اقا شرمنده خیلی از ماها دلمون رو نتونستیم راست و حسینی کنیم افتادیم به جون ظاهرمون … اقا خیلی از ما نتونستیم مسلمون باشیم شدیم مسلمون نما … فقط ظاهرمون

    قشنگه ! اینو گفتم که نگی نگفتی ! نگی میخواستیم گولت بزنیم ! کارمون خرابه اقا ! خودمون میدونیمُ بس !

    درد من زیستن و مردن در سرزمینی است , که مردمش انقلاب کردند , تا کارهای قبل از انقلاب رو دزدکی انجام بدن

  4. 3 نفر از کاربران ، از دوست گرامی Rain Man 4498 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    abs206 (16 December 2011), mahdi13 (8 December 2011), msp_ok (6 December 2011)

  5. #3214


    زمان پیوستن
    30 Jan 2009
    شهر
    Kerman
    اتومبيل
    Peugeot Pars
    گوشی موبایل
    Galaxi S2
    نوشته‌ها
    5,954
    تشکر شده:
    19749

    پیش گزیده

    روز تاسوعا و عاشورا نذری و خیرات فراوونه ! اگه محرم توی تابستون باشه بساط انواع شربت برپاست ! از زعفرونی بگیر تا شربت بیدمشک و خاکشیر و گلاب … جدیدا هم از این

    سن ایچ ها و پودر شربت ها …! پاییز و زمستون هم چایی و شیر میدن معمولا … خیلی ها هم شله زرد و دیگچه و آش میپزن و توی ظروف یکبار مصرف میارن توزیع میکنن بین

    جماعت ! این نذری ها در بین عوام تبرک محسوب میشه و بعضی ها هم برای مریض میبرن میگن مال امام حسینه خوردنش ثواب داره !




    نزدیک ظهر هم که میشه نهار و قیمه پلو … خوب تا اینجا که همه چی ابرومندانه بود ! اما روی زشت قضیه ماجرای مفت باشه کوفت باشه و فرهنگ نذری گرفتنه بعضی افراده ! یارو

    میبینی از یک کنار شروع میکنه هر جا که شربت میدن یه لیوان میخوره … هر جا شربتش شیرین و گوارا باشه تا ته میخوره و تقاضای لیوان دوم رو میکنه … اما اگه شربتش اب زیپو

    باشه و بی مزه تا یه کم میخوره لیوان رو پرت میکنه اونطرف و یه فحشی هم میده میره ! طرف تا در صندوق عقب ماشین رو باز میکنه تا مثلا شله زرد های نذری رو بده به جماعت

    یهو میبینی جمعیت حمله کردن ! بارها دیدم که صاحب نذری پشیمون شده از نذری دادن بس که ملت فشار دادن و شلوغ کردن ! چه شله زرد هایی که چپه میشه و چه آش هایی

    که میریزه !




    جماعت سورچی موقع نذری گرفتن رعایت هیچی رو نمیکنه … هل میدن … فحش میدن و با داد و فریاد سعی میکنن زودتر نذری گیرشون بیاد … پارسال یادمه یکی از همین ها از

    بس که شربت خورده بود لب جوب داشت شربت بالا میاورد ! خلاصه که این جماعت به این نگاه نمیکنه که کجا دارن چی میدن … هر چی بدن طالبه و تا ببینن یه جایی شلوغه

    سریع میدون اون طرف ! عصر عاشورا هم شهر میشه کثافت خونه بس که لیوان و ظرف یکبار مصرف کثیف ریخته توی خیابون ! من نمیدونم فقط توی شهر ما این نذری ها اینقدر

    جاذبه داره یا توی شهر های دیگه هم همینطوره ؟

    درد من زیستن و مردن در سرزمینی است , که مردمش انقلاب کردند , تا کارهای قبل از انقلاب رو دزدکی انجام بدن

  6. 4 نفر از کاربران ، از دوست گرامی Rain Man 4498 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    abs206 (16 December 2011), golden-fish (18 December 2011), msp_ok (6 December 2011), nish (8 December 2011)

  7. #3215


    زمان پیوستن
    30 Jan 2009
    شهر
    Kerman
    اتومبيل
    Peugeot Pars
    گوشی موبایل
    Galaxi S2
    نوشته‌ها
    5,954
    تشکر شده:
    19749

    پیش گزیده


    کی گفته امام حسین فقط مال شماست ؟ اگه همه چی رو از ما گرفتین امام حسین رو که نمیتونین بگیرین ! اقا من دوست دارم موهام رو ژل بزنم سیخ سیخ کنم برم عزاداری …!

    حرفیه ؟ چرا شما ها به ما به چشم اجنبی کافر نیگا میکنین ! اقا اون طبقه هفتم بهشت با حور و پری هاش مال شما ! پیشکش اخلاصتون ! اینقدر از این جوباش ( جوی هاش )

    شیرو عسل بخورین تا دیگه حالتون از شیرو عسل بهم بخوره ! لابد تو پیلوت بهشت یه جایی برا ما پیدا میشه دیگه ! نشد تو پارکینگ ! اصن نشد صاف میریم جهنم تا تو بهشت

    بچه سوسول نباشه شما راحت به عشق و حالتون برسین !

    اقا ما عزاداریمون فرق میکنه باشما ! والله ما هم مسلمونیم منتها نه از جنس شما ! ایمانمون مثل شما غلیظ نیست ! ما رقیق الایمانیم ! فرق ما با شما اینه که شما میرین

    خودتون رو تیکه پاره میکنین واسه امام حسین اما ما عین شما سعادت نداریم ! ما دوتا شمع روشن میکنیم ! مادرمون یه قابلمه شله زرد میپزه خیرات میکنیم تو همسایه ها ! یه

    نوار مشکی میبندیم به بازومون ! دلمون که بشکنه دوتا قطره اشکم میریزیم ! مارو تو گور شما خاک نمیکنن که ! بخوانم بکنن ما نیستیم برادر ! ما خودمون زبون داریم اون دنیا

    جواب اعمالمون رو بدیم ! شما جوش نزنین !

    اقا من یه روز ریشم رو نزنم مریض میشم میفتم خونه ! عین شما نمیتونم یه تپه ریش بذارم که ! حالا من اگه ریشم رو بزنم شعائر اسلامی به خطر میفته ؟ مگه ما به شما ها گیر

    دادیم که چرا قیافه هاتون اینجوریه اخه ؟ ماها دینمون یکیه اما راهمون و طرز فکرمون جداست ! اما امام حسین هم امام ماست هم امام شما ! اینو یادتون نره !


    درد من زیستن و مردن در سرزمینی است , که مردمش انقلاب کردند , تا کارهای قبل از انقلاب رو دزدکی انجام بدن

  8. کاربر زیر از دوست گرامی Rain Man 4498 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده است :

    zxcvmohsen (7 December 2011)

  9. #3216


    زمان پیوستن
    30 Jan 2009
    شهر
    Kerman
    اتومبيل
    Peugeot Pars
    گوشی موبایل
    Galaxi S2
    نوشته‌ها
    5,954
    تشکر شده:
    19749

    پیش گزیده

    همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم

    که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود


    ولی
    پدر ...

    یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند


    خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست


    فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد


    بیایید قدردان باشیم

    درد من زیستن و مردن در سرزمینی است , که مردمش انقلاب کردند , تا کارهای قبل از انقلاب رو دزدکی انجام بدن

  10. 4 نفر از کاربران ، از دوست گرامی Rain Man 4498 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    ATOS (11 December 2011), mahdi13 (11 December 2011), mortezagipsy (11 December 2011), PJK (12 December 2011)

  11. #3217


    زمان پیوستن
    20 Feb 2009
    شهر
    اهواز
    نوشته‌ها
    1,162
    تشکر شده:
    2138

    پیش گزیده

    از عشق بگویم که خود خالق عشقی از درد بگویم که خود ساخته دردی از مهر بگویم که

    خود پروردگار مهری از رنگ بگویم که خود سازنده رنگی پس بگذار از خود بگویم که در برابر

    تو هیچم می خواهم آه بکشم و فریاد کنم و بگویم که چقدر عاشق دل بهاریت شده ام.

  12. کاربر زیر از دوست گرامی abs206 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده است :

    golden-fish (18 December 2011)

  13. #3218


    زمان پیوستن
    20 Feb 2009
    شهر
    اهواز
    نوشته‌ها
    1,162
    تشکر شده:
    2138

    پیش گزیده

    بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي .

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

    بلکه گذاشتن سدي در برابر رودي است که از چشمانت جاري است.
    ...
    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

    بلکه پنهان کردن قلبي است که به اسفناک ترين حالت شکسته شده .

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

    بلکه نداشتن شانه هاي محکمي است که بتواني به آن ها تکيه کني و از غم زندگي برايش اشک بريزي .

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

    بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدائي به سرانجام رساني .

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

    بلکه نداشتن يک همراه واقعي است که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد .

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

    بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است .

    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

    بلکه يخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است

  14. کاربر زیر از دوست گرامی abs206 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده است :

    golden-fish (18 December 2011)

  15. #3219


    زمان پیوستن
    20 Feb 2009
    شهر
    اهواز
    نوشته‌ها
    1,162
    تشکر شده:
    2138

    پیش گزیده

    کاش می فهمیدی
    قهر می کنم تا دستم را
    محکمتر بگیری
    و بلندتر بگویی : بمان ...
    نه اینکه شانه بالا بیندازی و
    آرام بگویى : هر طور که راحتى .

  16. #3220


    زمان پیوستن
    20 Feb 2009
    شهر
    اهواز
    نوشته‌ها
    1,162
    تشکر شده:
    2138

    پیش گزیده

    خدايا هيچ تنهایی رو اونقدر تنها نکن که به هر بي‌ لياقتي بگه " عشقم

  17. #3221


    زمان پیوستن
    20 Feb 2009
    شهر
    اهواز
    نوشته‌ها
    1,162
    تشکر شده:
    2138

    پیش گزیده

    تنهایی ام را کسی شریکـی نیست مطمـئن باش !
    دست احتــیاج به سمت تـو که هیـچ ! به سمت خودم هم دراز نخواهم کرد !
    شایـــد کـه تنهایی هایم از تنهایی دق کنــــد.

  18. #3222


    زمان پیوستن
    20 Feb 2009
    شهر
    اهواز
    نوشته‌ها
    1,162
    تشکر شده:
    2138

    پیش گزیده

    من اگر آنقدر که به یاد تو هستم ...
    به یاد خدا بودم ...!
    نیمی از بهشت مال من بود ...!

  19. #3223


    زمان پیوستن
    20 Feb 2009
    شهر
    اهواز
    نوشته‌ها
    1,162
    تشکر شده:
    2138

    پیش گزیده

    تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند،
    گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می کنند،
    عاشق که شدی کوچ می کنند ...!

  20. #3224


    زمان پیوستن
    20 Feb 2009
    شهر
    اهواز
    نوشته‌ها
    1,162
    تشکر شده:
    2138

    پیش گزیده

    دیگر قاصــــــدک ها به دست ما نمیرسند
    چون شرم دارند پیغام یک نفر را به چند مقصد ببرند

صفحه 248 از 252 اولاول ... 148198238241242243244245246247248249250251252 آخرآخر

نشانک‌گذاری

نشانک‌گذاری

قوانین ایجاد گفتگو در تالار

  • شما نمی‌توانید گفتگوی جدید ایجاد کنید
  • شما نمی‌توانید پست جدید ارسال کنید
  • شما نمی‌توانید پیوست اضافه کنید
  • شما نمی‌توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
  • BB code ها روشن هستند
  • شکلک‌ها روشن هستند
  • کد [IMG] اکنون روشن می‌باشد
  • کد [VIDEO] اکنون روشن مي‌باشد
  • HTML کد خاموش می‌باشد