تبليغات در پي‌هالز





صفحه 246 از 252 اولاول ... 146196236239240241242243244245246247248249250251252 آخرآخر
نمایش نتایج 3,186 به 3,198 از 3271

نام گفتگو: خواندنيهاي جالب

  1. #3186


    زمان پیوستن
    20 Feb 2009
    شهر
    اهواز
    نوشته‌ها
    1,162
    تشکر شده:
    2138

    پیش گزیده

    مباهات حضرت علي (ع)‌ و حضرت فاطمه (س) با يكديگر ...

    در روايت آمدي : روزي امام علي بن ابي طالب (ع) و همسرش فاطمه (س) در بياباني به خوردن ميوه اي مشغول بودند كه سخناني بين آن دو يزرگوار ردوبدل شد ___ حضرت علي فرمودند :

    - اي فاطمه بي شك پيامبر كه درود خدا بر او و خاندانش باد من را بيشتر از تو دوست دارد !!!!!!!
    حضرت فاطمه (س) گفت :
    - اين سخن از تو شگفت است . يعني او تو را بيش از من ميوه ي دل و پاره تن و شاخه هي از شاخسار وجود او هستم و او جز من فرزندي ندارد
    علي (ع) فرمود:
    - اي فاطمه اگر تصديق نمي كني بيا نزد پدرت محمد(ص) برويم .
    حضرت علي (ع) مي گويد : ما خدمت رسول خدا رسيديم و فاطمه (س) بر من پيشي گرفت و گفت :
    - اي رسول خدا كدام يك از ما نزد تو محبوب تريم من يا علي
    پيامبر فرمود :
    تو نزد من محبوب تري و علي نزد من از تو عزيزتر است سپس اين گفتگو ي زيبا نزد رسول خدا انجام شد .
    ۱- حضرت علي (ع) گفت : من همسر فاطمه با تقوايم
    ۲- فاطمه (س)گفت : من دختر خديجه كبرايم
    ۳- علي (ع) گفت: من فرزند صفايم
    ۴- فاطمه (س)گفت: من دختر سدرت المنتهايم
    ۵- علي(ع) گفت : من زاده زنان پاك دامنم
    ۶- فاطمه(س) گفت : من زاده ي زنان صالح و با ايمانم
    ۷- علي(ع) گفت : من كسي هستم كه جبرائيل خدمت گذار من است
    ۸- فاطمه(س) گفت : من كسي هستم كه راحيل در آسمان با من سخن گفت
    ۹- علي(ع) گفت : من در جاي دور از دسترس و جايگاهي بلند زاده شده ام
    ۱۰- فاطمه(س) گفت : من را در جاي رفيع و والا مرتبه تر همسر دادند و نامزديم در آسمان بود
    ۱۱- علي (ع) گفت : من پرچمدارم
    ۱۲- فاطمه (س) گفت : و من دختر كسي هستم كه او را به آسمان بردند .
    ۱۳- علي(ع) گفت :‌ من فرزند برگزيده مؤمنانم.
    ۱۴- فاطمه(س) گفت : و من دختر واپسين پيامبرم.
    ۱۵- علي(ع) گفت : من كوبنده بر طبق ظاهر قرآنم
    ۱۶- فاطمه(س) گفت :‌و من شريك و همراه باطن قرآنم.
    ۱۷- علي(ع) گفت : من درختي ام كه از طور سينين سر بر مي آورد .
    ۱۸- فاطمه(س) گفت :‌ و من درختيم كه ميوه هايش حسن و حسين (ع) هستند .
    ۱۹- علي(ع) گفت : من مثاني و قرآن حكيم هستم.
    ۲۰- فاطمه(س) گفت : و من دختر پيامبر كريم هستم .
    ۲۱- علي(ع) گفت : من آن خبر بزرگ هستم .
    ۲۲- فاطمه(س) گفت :‌من دختر آن راستگوي امانتدارم .
    ۲۳- علي(ع) گفت : من شير صحنه جنگهايم
    ۲۴- فاطمه(س) گفت : من دختر بهترين آفريدگارم
    ۲۵- علي(ع) گفت : من ريسمان محكم خدايم .
    ۲۶- فاطمه(س) گفت : كسي كه خدا به وسيله او گناهان را مي آمرزد منم
    و ...
    در اين هنگام پيامبر به فاطمه(س) فرمود برخيز و سر پسر عمويت را ببوس كه اكنون جبرائيل و ميكائيل و اسرافيل و عزارئيل و چهار هزار فرشته در حال تماشايند .
    آنگاه فاطمه(س) برخواست و سر امام علي(ع) را در برابر پيامبر بوسيد و گفت : اي ابوالحسن به حق رسول خدا از خداي عزوجل و از تو و از پسرعمويت پوزش مي خواهم و در پايان بر دست پدرش كه بر او و همه آنان درود باد بوسه زد

  2. #3187


    زمان پیوستن
    20 Feb 2009
    شهر
    اهواز
    نوشته‌ها
    1,162
    تشکر شده:
    2138

    پیش گزیده

    شیطان
    دیروز شیطان را دیدم.
    در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می‌فروخت.

    مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌
    هیاهو می‌کردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند.
    توی بساطش همه چیز بود:
    غرور ، حرص ،‌ دروغ و خیانت ،‌ جاه‌طلبی و ...

    هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد.
    بعضی‌ها تکه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را.

    بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را.

    شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد.
    حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.
    انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم،
    ‌فقط گوشه‌ای بساطم را پهن کرده‌ام و آرام نجوا می‌کنم.
    نه قیل و قال می‌کنم و نه کسی را مجبور می‌کنم چیزی از من بخرد.
    می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.
    جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیک‌تر آورد و گفت‌:
    البته تو با اینها فرق می‌کنی.تو زیرکی و مومن.
    زیرکی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد.
    اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند.
    از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود.
    گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت.
    ساعت‌ها کنار بساطش نشستم
    تا این که چشمم به جعبه‌ای عبادت افتاد که لا به لای چیز‌های دیگر بود.

    دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.
    با خودم گفتم: بگذار یک بار هم شده کسی، چیزی از شیطان بدزدد.
    بگذار یک بار هم او فریب بخورد.
    به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم.
    توی آن اما جز غرور چیزی نبود.
    جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت.
    فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود!
    فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام.
    تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم.
    می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم.
    عبادت دروغی‌اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم.
    به میدان رسیدم، شیطان اما نبود.

    آن وقت نشستم و های های گریه کردم.
    اشک‌هایم که تمام شد،‌بلند شدم.
    بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را.
    و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم.

    به شکرانه قلبی که پیدا شده بود

  3. 5 نفر از کاربران ، از دوست گرامی abs206 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    amahdavi2004 (22 November 2011), Mohammad759 (20 November 2011), nish (17 November 2011), pooryab (21 November 2011), tiger-2000-full (17 November 2011)

  4. #3188


    زمان پیوستن
    30 Jan 2009
    شهر
    Kerman
    اتومبيل
    Peugeot Pars
    گوشی موبایل
    Galaxi S2
    نوشته‌ها
    5,954
    تشکر شده:
    19749

    پیش گزیده



    آیا میدانستید که پدیده سال ۲۰۱۲ دقیقا شب یلدا سال ۹۱ به تاریخ شمسی هست؟

    پدیده ۲۰۱۲ شامل مجموعه‌ای از تغییرات و تحولات عظیمی است که گفته می‌شود در تاریخ ۱ دی ۱۳۹۱ (شب یلدای ۳۷۳۷ از مبدأ اندازه‌گیری گاهشماری ایرانی) برابر با ۲۱ دسامبر

    ۲۰۱۲ اتفاق خواهد افتاد. باور برخی بر این است که این تاریخ پایان پنجمین دوره ۵۱۲۵ ساله تقویم قوم مایا است






    محققان مختلفی دربارهٔ اینکه آیا فاجعه‌ای در سال ۲۰۱۲ رخ خواهد داد، بحث کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند

    که نشانه‌های رستاخیز قریب الوقوع(پدیده ۲۰۱۲) نه در عقاید باستانی مایا‌ها یافت شده نه در مطالعات علوم

    معاصر


    درد من زیستن و مردن در سرزمینی است , که مردمش انقلاب کردند , تا کارهای قبل از انقلاب رو دزدکی انجام بدن

  5. 3 نفر از کاربران ، از دوست گرامی Rain Man 4498 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    mahdi13 (19 November 2011), سپندار مزد (20 November 2011), tiger-2000-full (19 November 2011)

  6. #3189


    زمان پیوستن
    30 Jan 2009
    شهر
    Kerman
    اتومبيل
    Peugeot Pars
    گوشی موبایل
    Galaxi S2
    نوشته‌ها
    5,954
    تشکر شده:
    19749

    پیش گزیده

    حتما در بسیاری از کلیپ های ویدئویی دیده اید که در مراسم عقد و عروسی مخصوصا در کشورهای عرب زبان و کرد نشین برای ابراز خوشحالی چندین تفنگ دار چندین تیر هوایی

    شلیک می کنند . اما تا به حال با خود فکر کرده اید که این تیرها به کجا می روند؟ طبق این فرضیه که هر چیزی بالا رود باید بالاخره پایین بیاید این قضیه را پی می گیریم.

    گلوله ها بعد از شلیک ، بسته به قدرت و برد اسلحه و زاویه تیراندازی به مکانی نامعلوم می رود اما به هیچ وجه گم ، ناپدید و محو نمی شوند بلکه بالاخره بعد از رسیدن به نقطه

    اوج پرتاب با سرعتی کمتر از سرعت قبلی به زمین بر می گردند . هرچند اصطکاک و مقاومت هوا باعث کاهش این سرعت می شود اما گلوله ها به شدت آیرو دینامیک طراحی شده

    اند یعنی هوا را می شکافند . جالبه بدونید این فشنگ های سرگردان قابلیت کشتن انسانهای از همه جا بی خبر را دارند!!

    در مناطق روستایی این احتمال ضعیفه اما در مناطق پر جمعیت این کار بسیار خطرناکه. امروزه در برخی شهرهای بزرگ و پر جمعیت قوانینی برای امنیت جان شهروندان در چنین

    مجالسی درنظر گرفته شده است


    در لیبی عده ای بخاطر همین قضیه کشته شده اند
    درد من زیستن و مردن در سرزمینی است , که مردمش انقلاب کردند , تا کارهای قبل از انقلاب رو دزدکی انجام بدن

  7. 4 نفر از کاربران ، از دوست گرامی Rain Man 4498 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    amahdavi2004 (22 November 2011), Mohammad759 (20 November 2011), mortezagipsy (20 November 2011), tiger-2000-full (19 November 2011)

  8. #3190


    زمان پیوستن
    30 Jan 2009
    شهر
    Kerman
    اتومبيل
    Peugeot Pars
    گوشی موبایل
    Galaxi S2
    نوشته‌ها
    5,954
    تشکر شده:
    19749

    پیش گزیده

    آیت الله مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته اند ؛
    از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :
    چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند،
    اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود؟!
    این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم،
    دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که
    هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است.
    تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است
    اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی کند،
    بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود
    و این نشانه ی یک جامعه مرده است!
    ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که:
    متکلم هستند نه ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بی خبرتر ..

    درد من زیستن و مردن در سرزمینی است , که مردمش انقلاب کردند , تا کارهای قبل از انقلاب رو دزدکی انجام بدن

  9. 4 نفر از کاربران ، از دوست گرامی Rain Man 4498 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    amahdavi2004 (22 November 2011), ATOS (20 November 2011), mahdi13 (19 November 2011), tiger-2000-full (19 November 2011)

  10. #3191


    زمان پیوستن
    23 Apr 2011
    شهر
    HALF THE WORLD
    اتومبيل
    MEGANE 2.0&LOGAN
    گوشی موبایل
    NOKIA C5-00
    نوشته‌ها
    1,154
    تشکر شده:
    2329

    پیش گزیده

    نقل قول نوشته شده توسط Rain Man 4498 مشاهده گفتگو
    آیت الله مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته اند ؛
    از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :
    چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند،
    اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود؟!
    این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم،
    دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که
    هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است.
    تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است
    اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی کند،
    بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود
    و این نشانه ی یک جامعه مرده است!
    ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که:
    متکلم هستند نه ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بی خبرتر ..

    واقعا زیباترین نگرش به فرهنگ جامعه ماست که توسط این مرد بزرگ و فیلسوف متفکر بیان شده است. خیلی لذت بردم تشکر مرد بارونی.


    به کسی که از ته دل نمی خندد، اعتماد نکن! (بومارشه)

  11. 3 نفر از کاربران ، از دوست گرامی tiger-2000-full به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    msp_ok (20 November 2011), pooryab (21 November 2011), Rain Man 4498 (20 November 2011)

  12. #3192


    زمان پیوستن
    30 Jan 2009
    شهر
    Kerman
    اتومبيل
    Peugeot Pars
    گوشی موبایل
    Galaxi S2
    نوشته‌ها
    5,954
    تشکر شده:
    19749

    پیش گزیده

    نقل قول نوشته شده توسط tiger-2000-full مشاهده گفتگو
    واقعا زیباترین نگرش به فرهنگ جامعه ماست که توسط این مرد بزرگ و فیلسوف متفکر بیان شده است. خیلی لذت بردم تشکر مرد بارونی.
    کاملا موافقم با حرفتون تایگر جان من این گفته آیت الله مطهری رو یادداشت کردم و زدمش به دیوار اتاقم . کاش همه ما . . .
    درد من زیستن و مردن در سرزمینی است , که مردمش انقلاب کردند , تا کارهای قبل از انقلاب رو دزدکی انجام بدن

  13. 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامی Rain Man 4498 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    msp_ok (20 November 2011), tiger-2000-full (20 November 2011)

  14. #3193


    زمان پیوستن
    30 Jan 2009
    شهر
    Kerman
    اتومبيل
    Peugeot Pars
    گوشی موبایل
    Galaxi S2
    نوشته‌ها
    5,954
    تشکر شده:
    19749

    پیش گزیده

    آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از میتینگ های پی در پی آن روز تاریخی، برای

    خوردن شام باهم نشسته بودند.



    در کنار میز یکی از سگ‌های چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها نگاه میکرد، چرچیل خطاب به

    همرهانش گفت؛ چطوری میشه از این خردل
    تند به این سگ داد؟ روزولت گفت من بلدم و مقداری

    گوشت برید و خردل
    را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش گرفته و شروع به

    نوچ نوچ کرد، سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن
    کرد تا اینکه به خردل رسید، خردل دهان سگ را

    سوزاند و از خوردن صرف نظر کرد
    .

    بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره و مقداری از خردل را با

    انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با
    یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش

    خردل را به زور به
    داخل دهان سگ چپاند، سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید و خردل را

    تف کرد
    .

    در این میان که چرچیل به هر دوی آنها میخندید بلند شد و گفت؛ دوستان هردوتاتون سخت در

    اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه
    بخوره، روزولت گفت چطوری؟ چرچیل گفت نگاه

    کنید! و بعد بلند شد و با
    چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در حالی‌

    که از سوزش به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد ! تا سوزش مقعدش برطرف شود


    چرچیل گفت دیدید چطوری میتوان زور را بدون زور زدن بمردمان تحمیل کرد !!!!

    درد من زیستن و مردن در سرزمینی است , که مردمش انقلاب کردند , تا کارهای قبل از انقلاب رو دزدکی انجام بدن

  15. 8 نفر از کاربران ، از دوست گرامی Rain Man 4498 به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    abs206 (20 November 2011), amahdavi2004 (22 November 2011), Koosha_Raisi (10 May 2012), mahdi13 (20 November 2011), msp_ok (20 November 2011), nikpendar (24 November 2011), سپندار مزد (20 November 2011), tiger-2000-full (20 November 2011)

  16. #3194


    زمان پیوستن
    23 Apr 2011
    شهر
    HALF THE WORLD
    اتومبيل
    MEGANE 2.0&LOGAN
    گوشی موبایل
    NOKIA C5-00
    نوشته‌ها
    1,154
    تشکر شده:
    2329

    پیش گزیده

    کاچی بعض هیچی


    این مثل را زیاد شنیدیم. در لهجه ی محلی کاچی نام یک نوع غذاست که با آرد و روغن و ... درست می شود. گاهی که این مثل را می شنیدم تعجب می کردم که چرا قدیمی ها این طور گفته اند چون کاچی غذای بدی نیست- دست کم در خانه ی ما غذای محبوبی است!
    اتفاقاً یک روز دوست شیرازی من گفت “کاچی به از کوری” . من گفتم “به از هیچی” . گفت: آره منظورم همون بود. و بعد که توضیح داد فهمیدم کاچی در لهجه ی شیرازی به معنی لوچی است یعنی کسی که چشمش چپ است؛ و تازه متوجه شدم که معنی درست این ضرب المثل هم همین است.

    منبع:
    sohagroup


    به کسی که از ته دل نمی خندد، اعتماد نکن! (بومارشه)

  17. کاربر زیر از دوست گرامی tiger-2000-full به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده است :

    msp_ok (21 November 2011)

  18. #3195


    زمان پیوستن
    23 Apr 2011
    شهر
    HALF THE WORLD
    اتومبيل
    MEGANE 2.0&LOGAN
    گوشی موبایل
    NOKIA C5-00
    نوشته‌ها
    1,154
    تشکر شده:
    2329

    پیش گزیده

    بادکنک

    اگه یه روز فرزندی داشته باشم، بیشتر از هر اسباب‌بازی دیگه‌ای براش بادکنک می‌خرم. بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد میده.
    بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره.
    بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی می‌تونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه.
    و مهم‌تر از همه بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اون قدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده.




    در یک شهربازی پسرکی سیاهپوست به مرد بادکنک فروشی نگاه می کرد که از قرار معلوم فروشنده مهربانی بود. بادکنک فروش یک بادکنک قرمز را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و بدینوسیله جمعیتی از مشتریان جوان را جذب خود کرد . سپس بادکنک آبی و همینطور یک بادکنک زرد و بعد ازآن یک بادکنک سفید را رها کرد . بادکنک ها سبکبال به آسمان رفتند و اوج گرفتند و ناپدید شدند. پسرک سیاهپوست هنوز به تماشا ایستاده بود و به یک بادکنک سیاه خیره شده بود.
    تا این که پس از لحظاتی پرسید:
    آقا! اگر بادکنک سیاه را رها می کردید بالاتر می رفت؟
    مرد بادکنک فروش لبخندی به روی پسرک زد و با دندان نخی را که بادکنک سیاه را نگه داشته بود برید و بادکنک به طرف بالا اوج گرفت و گفت : " آن چیزی که سبب اوج گرفتن بادکنک می شود رنگ آن نیست بلکه چیزی است که در درون خود بادکنک قرار دارد."



    منبع: sohagroup








    به کسی که از ته دل نمی خندد، اعتماد نکن! (بومارشه)

  19. 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامی tiger-2000-full به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    msp_ok (21 November 2011), Rain Man 4498 (20 November 2011)

  20. #3196


    زمان پیوستن
    23 Apr 2011
    شهر
    HALF THE WORLD
    اتومبيل
    MEGANE 2.0&LOGAN
    گوشی موبایل
    NOKIA C5-00
    نوشته‌ها
    1,154
    تشکر شده:
    2329

    پیش گزیده

    تفاوت آدم ها در ظاهر آنها نیست! تفاوت آدمها در درون آنهاست، در تفکر آنهاست!


    به کسی که از ته دل نمی خندد، اعتماد نکن! (بومارشه)

  21. #3197


    زمان پیوستن
    08 Sep 2006
    شهر
    کاشان
    اتومبيل
    V8 و EF7 Petrol
    گوشی موبایل
    SAMSUNG Galaxy S GT-I9000
    نوشته‌ها
    1,404
    تشکر شده:
    1683

    پیش گزیده

    نقل قول نوشته شده توسط abs206 مشاهده گفتگو
    مباهات حضرت علي (ع)‌ و حضرت فاطمه (س) با يكديگر ...


    در روايت آمدي : روزي امام علي بن ابي طالب (ع) و همسرش فاطمه (س) در بياباني به خوردن ميوه اي مشغول بودند كه سخناني بين آن دو يزرگوار ردوبدل شد ___ حضرت علي فرمودند :

    - اي فاطمه بي شك پيامبر كه درود خدا بر او و خاندانش باد من را بيشتر از تو دوست دارد !!!!!!!
    حضرت فاطمه (س) گفت :
    - اين سخن از تو شگفت است . يعني او تو را بيش از من ميوه ي دل و پاره تن و شاخه هي از شاخسار وجود او هستم و او جز من فرزندي ندارد
    علي (ع) فرمود:
    - اي فاطمه اگر تصديق نمي كني بيا نزد پدرت محمد(ص) برويم .
    حضرت علي (ع) مي گويد : ما خدمت رسول خدا رسيديم و فاطمه (س) بر من پيشي گرفت و گفت :
    - اي رسول خدا كدام يك از ما نزد تو محبوب تريم من يا علي
    پيامبر فرمود :
    تو نزد من محبوب تري و علي نزد من از تو عزيزتر است سپس اين گفتگو ي زيبا نزد رسول خدا انجام شد .
    ۱- حضرت علي (ع) گفت : من همسر فاطمه با تقوايم
    ۲- فاطمه (س)گفت : من دختر خديجه كبرايم
    ۳- علي (ع) گفت: من فرزند صفايم
    ۴- فاطمه (س)گفت: من دختر سدرت المنتهايم
    ۵- علي(ع) گفت : من زاده زنان پاك دامنم
    ۶- فاطمه(س) گفت : من زاده ي زنان صالح و با ايمانم
    ۷- علي(ع) گفت : من كسي هستم كه جبرائيل خدمت گذار من است
    ۸- فاطمه(س) گفت : من كسي هستم كه راحيل در آسمان با من سخن گفت
    ۹- علي(ع) گفت : من در جاي دور از دسترس و جايگاهي بلند زاده شده ام
    ۱۰- فاطمه(س) گفت : من را در جاي رفيع و والا مرتبه تر همسر دادند و نامزديم در آسمان بود
    ۱۱- علي (ع) گفت : من پرچمدارم
    ۱۲- فاطمه (س) گفت : و من دختر كسي هستم كه او را به آسمان بردند .
    ۱۳- علي(ع) گفت :‌ من فرزند برگزيده مؤمنانم.
    ۱۴- فاطمه(س) گفت : و من دختر واپسين پيامبرم.
    ۱۵- علي(ع) گفت : من كوبنده بر طبق ظاهر قرآنم
    ۱۶- فاطمه(س) گفت :‌و من شريك و همراه باطن قرآنم.
    ۱۷- علي(ع) گفت : من درختي ام كه از طور سينين سر بر مي آورد .
    ۱۸- فاطمه(س) گفت :‌ و من درختيم كه ميوه هايش حسن و حسين (ع) هستند .
    ۱۹- علي(ع) گفت : من مثاني و قرآن حكيم هستم.
    ۲۰- فاطمه(س) گفت : و من دختر پيامبر كريم هستم .
    ۲۱- علي(ع) گفت : من آن خبر بزرگ هستم .
    ۲۲- فاطمه(س) گفت :‌من دختر آن راستگوي امانتدارم .
    ۲۳- علي(ع) گفت : من شير صحنه جنگهايم
    ۲۴- فاطمه(س) گفت : من دختر بهترين آفريدگارم
    ۲۵- علي(ع) گفت : من ريسمان محكم خدايم .
    ۲۶- فاطمه(س) گفت : كسي كه خدا به وسيله او گناهان را مي آمرزد منم
    و ...
    در اين هنگام پيامبر به فاطمه(س) فرمود برخيز و سر پسر عمويت را ببوس كه اكنون جبرائيل و ميكائيل و اسرافيل و عزارئيل و چهار هزار فرشته در حال تماشايند .
    آنگاه فاطمه(س) برخواست و سر امام علي(ع) را در برابر پيامبر بوسيد و گفت : اي ابوالحسن به حق رسول خدا از خداي عزوجل و از تو و از پسرعمويت پوزش مي خواهم و در پايان بر دست پدرش كه بر او و همه آنان درود باد بوسه زد
    ببخشید ولی خیلی مزخرف بود. خیلی !
    منبعش کجاست این روایت (!) ؟

  22. 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامی mortezagipsy به دلیل این نوشته سودمند سپاسگزاری کرده اند :

    persia19191980 (28 November 2011), Rain Man 4498 (22 November 2011)

  23. #3198


    زمان پیوستن
    23 Apr 2011
    شهر
    HALF THE WORLD
    اتومبيل
    MEGANE 2.0&LOGAN
    گوشی موبایل
    NOKIA C5-00
    نوشته‌ها
    1,154
    تشکر شده:
    2329

    پیش گزیده

    رونمايي از مغز انيشتين در موزه

    موزه «موتر» فيلادلفيا قرار است در آينده‌اي نزديك، اسلايدهاي حاوي برشهاي نازکي از مغز انيشتين را به نمايش بگذارد كه براي دهه‌ها، نزد يك نوروپاتولوژيست نگهداري مي‌شد.به گزارش ايسنا، به نوشته روزنامه Philadelphia Inquirer، «لوسي روركه آدامز» از بيمارستان كودكان فيلادلفيا در اواسط دهه ۱۹۷۰، جعبه‌اي حاوي ۴۶ اسلايد از همسر يك فيزيكدان فقيد دريافت كرد كه به آماده‌سازي نمونه‌هاي مغزي كمك كرد.
    «توماس اشتولتز هاروي»، پزشك بيمارستان پرينستون، ساعاتي پس از مرگ انيشتين در سال ۱۹۵۵، بر روي پيكر وي كالبد شكافي انجام داده بود. وي البته بدون اجازه خانواده اين دانشمند مشهور به حفظ مغز او پرداخته و سپس آن را براي مطالعه به صدها نمونه بر روي اسلايدهاي ميكروسكوپي تقسيم كرد.

    اين موضوع و سفر عجيب مغز انيشتين، در كتاب «سفر آقاي آلبرت» نوشته «مايكل پاترنيتي» بطور دقيق شرح داده شده است.

    هاروي و ديگر محققان، چيز عجيبي در اندازه مغز انيشتين پيدا نكرده، اما شواهدي وجود دارد كه مغز وي از سهم سلولهاي گليال بيشتر از انتظار برخوردار بوده است. سلولهاي گليال در حفاظت از ارتباط بين نورونها نقش مهمي ايفا مي‌كنند.

    «روركه آدامز» كه پژوهش وي بر تفاوت‌هاي سلولهاي مغزي در سنين مختلف تمركز دارد، اظهار كرده كه مغز انيشتين در زير ميكروسكوپ بسيار جوان به نظر رسيده و هيچ كدام از تغييرات مرتبط با پيري را نشان نداده است.

    منبع:رجانیوز


    به کسی که از ته دل نمی خندد، اعتماد نکن! (بومارشه)

صفحه 246 از 252 اولاول ... 146196236239240241242243244245246247248249250251252 آخرآخر

نشانک‌گذاری

نشانک‌گذاری

قوانین ایجاد گفتگو در تالار

  • شما نمی‌توانید گفتگوی جدید ایجاد کنید
  • شما نمی‌توانید پست جدید ارسال کنید
  • شما نمی‌توانید پیوست اضافه کنید
  • شما نمی‌توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
  • BB code ها روشن هستند
  • شکلک‌ها روشن هستند
  • کد [IMG] اکنون روشن می‌باشد
  • کد [VIDEO] اکنون روشن مي‌باشد
  • HTML کد خاموش می‌باشد