View Full Version : درجه بندي و علائم حك شده روي لاستيكها
human
14 December 2004, 12:48 PM
لطفا در مورد درجه بندي و علائم حك شده روي لاستيكها توضيح دهيد
hummer
14 December 2004, 02:21 PM
در روي لاستيكها چند عدد و حرف به چشم مي خورد. معمولن يك حرف در كنار يك عدد دو رقمي يا سه رقمي وحود دارد كه حرف مربوطه حد اكثر سر عتي است كه تاير مي تواند تحمل كند مثلن "S " معادل سرعت 180 km/h است .و عدد دو رقمي(يا سه رقمي) كنار ان شاخص فرسايش لاستيك است . كه نشاندهنده مقاومت لاستيك در برابر فرسايش است براي اين شاخص عدد 100 يك رقم متوسط و قابل قبول است
همچنين اعداد ديگري كه نشاندهنده حداكثر فشار باد لاستيك و همچنين اعداد نشاندهنده اندازه رينگ و عرض ديواره لاستيك (كه جناي تيركمون به اون اشاره كردند) وجود دارد. 8)
booleck
19 December 2004, 02:15 AM
اگه اجازه بديد من يه مقاله کامل از وبلاگkhodroblog.persianblog.com کردم که اينجا ميذارم. در ضمن اين مطلب نوشته
خانم لاله فتاحی هست .http://laleh1251.persianblog.com/
تایرهای خودرو در مجموع 4 نقش مهم در خودرو ایفا می کنند که عبارتند از:
1- تحمل وزن خودرو 2- کاهش ضربه ناشی از نیروهای وارده از طرف جاده 3-امکان ایجاد حرکت در جهت دلخواه 4- انتقال نیروی ترمز و یا شتابگیری به جاده.
در اولین گام به بررسی ساختار داخلی تایر می پردازیم:
ساختار تایر
از قسمت های اصلی ساختار تایر می توان به آج-(Tread) بدنه-(Body) لایه های محافظ-(Belt) زهوار(Bead) دیواره های کناری( Side Walls) و لایه داخلی (Inner Liner) اشاره کرد، قسمت های دیگری نیز با توجه به نوع و کاربرد تایر می توانند به این ساختار افزوده شوند.
در شکل زیر اجزای داخلی تایر مشخص شده اند.
http://www.sharemation.com/lalehiran/tire-cutaway-big.jpg
آج (tread):
این قسمت به عنوان رابط بین سطح جاده و تایر، با ترکیبی از لاستیک های طبیعی و مصنوعی به عنوان لایه خارجی وظیفه محافظت از بدنه را در برابر سایش و صدمات احتمالی بر عهده دارد.طرح های مختلف آج (tread pattern) برای تخلیه بهتر آب از زیر تایر و افزایش قابلیت تایر در برخورد با شرایط گوناگون سطح جاده ساخته می شود. می توان به طر ح های رگه ای (Rib) – عرضی (Lug) – ترکیبی از عرضی و رگه ای(Rib & Lug) و بلوکی (Block) اشاره کردکه هر یک مزایاو معایب خاص خود را دارند.برای مثال طرح رگه ای در تایرهایی جهت استفاده در جاده های هموار برای حرکت سریع کاربرد دارد.مقاومت بالا در برابر لغزش و صدای کم از جمله ویژگی های این طرح است. و همچنین در مورد طرح عرضی می توان گفت تایر با این آج نسبت به طرح رگه ای، کشش (traction) بهتری دارد اما صدای آن زیاد است و مقاومت کمی هم در برابر لغزش دارد و بطور کلی بیشتر مناسب خودروهایی است که در مسیرهای ناهموار تردد می کنند.طرح بلوکی نیز بیشتر در تایرهای ویژه برف کاربرد دارد زیرا باعث کاهش لغزش در جاده های برفی می شود.
http://www.sharemation.com/lalehiran/tread.jpg
لایه های سرپوش(Cap plies):
برخی تایرها با دارا بودن 2 یا چند لایه از جنس پلی استر جهت نگهداشتن هر چه بهتر بقیه اجزای داخلی تایر خصوصاً در سرعت های بالا انتخاب مناسبی برای خودروهای پرسرعت خواهند بود.
تسمه محافظ((Belts:
در تایرهای رادیال، لایه های محافظ فولادی مانند حلقه ای پیرامون تایر، بین آج و بدنه قرار می گیرند و علاوه بر ایجاد اتصال بین این دو قسمت و جذب ضربات ناشی از سطح جاده، مانعی در مقابل سوراخ شدن بدنه ایجاد می کنند. البته در تایرهای بایاس پلای نیز لایه های محافظی از جنس نایلون و (بعضاً در خودروهای سواری از جنس پلی استر) وجود دارد.
بدنه تایر(Car Cass):
بدنه متشکل از لایه هایی از رشته های مقاوم و مستحکم است که مجموعاً قابلیت تحمل فشار داخلی تایر و همچنین جذب نیروهای وارده از سطح جاده را داراست معمولاً در خودروهای سواری جنس این لایه از الیاف پلی استر است و در خودروهای سنگین از فولاد استفاده می شود. زاویه نصب این لایه ها نسبت به محیط تایر در نوع رادیال بین 88 تا 90 درجه و در نوع بایاس پلای 30 تا 40 درجه است. استحکام یک تایر معمولی با تعداد لایه های بدنه توصیف می شود. برای مثال، بیشتر خودروهای سواری از تایرهایی با بدنه 2 لایه استفاده می کنند در حالیکه تایرهای هواپیماهای جت بیش از 30 لایه دارند.
زهوار(Bead Bundle):
زهوار حلقه ای از سیم های فولادی با استحکام بالاست که با لاستیک پوشانده شده اند و جهت حفظ وضعیت تایر در رینگ و جلو گیری از خروج تایر بکار می رود.
دیواره های کناری (Side Walls):
پایداری جانبی تایر توسط این دیواره ها فراهم می شود و مشخصات تایر و نام سازنده آن نیز بر روی این قسمت نوشته می شود.
آستر داخلی(Inner Liner):
این لایه لاستیکی که جایگزینی برای تیوب درتایرهای بدون تیوب (Tubeless) است جهت جلوگیری از نفوذ هوا به بیرون از تایر بکار می رود.
تمام اجزای تایر باید بوسیله ماشین سازنده تایر(tire-building machine) در محل دقیق خود قرار گیرند تا نهایتاً تایری با اندازه و سایز موردنظر بدست آید
http://www.sharemation.com/lalehiran/b03_03b.gif
تا این مرحله تایر تمام اجزای موردنیاز خود را داراست ولی آنها هنوز به صورت کاملا" ثابت و محکم جایگیری نشده اند، در ضمن هیچ گونه علامتی روی دیواره و یا طرحی روی آج وجود ندارد. در این مرحله به این مجموعه، تایر نارس((Green tire می گویند. در مرحله آخر تایر در ماشین کیورینگ (Curing machine) قرار می گیرد تا با کارکردی تقریباً مشابه فر اجاق گاز، تمام علامت ها و الگوی آج بوسیله قالب های مربوط روی تایرایجاد شود، گرمای بکار رفته در حین انجام این کار باعث محکم شدن هرچه بیشتر اتصال بین اجزای تایر می شود، کمی بعد از این جوشکاری (vulcanizing) و گذراندن مراحل بررسی کیفیت تایر تولیدی، محصول آماده عرضه است
http://www.sharemation.com/lalehiran/p2-2.jpg
booleck
19 December 2004, 02:37 AM
مشخصات تایر
۱- انواع ساختار تایر:
R: رادیال (Radial معمولترین نوع تایر)
D: دیاگونال بایاس(Diagonal Bias ساختاری قدیمی)
B: بایاس بلتد(Bias Belted)
۲- نوع تایر:
P: مخصوص خودروهای مسافربری(Passenger car)
LT: مخصوص کامیون های سبک ( Light truck)
T: زاپاس ((Temporary or spare tire
۳- قطر رینگ بر حسب اینچ
۴- پهنای تایر:
فاصله بین دیواره های کناری تایر برحسب میلیمتر
۵- نسبت ارتفاع تایر (از آج تا زهوار)به پهنای آن(بر حسب درصد) (Aspect ratio):
تایرهایی که این نسبت در آنها کمتر است کارایی بهتری در عبور از پیچ ها و مانور های سریع دارند زیرا پایداری جانبی و چسبندگی بهتری ایجاد می شود.
به عنوان مثال در مورد کد P235/75 R 15 باید گفت این کد مربوط به تایر خودروهای مسافربری است عرض 235mm آن، درصد نسبت ارتفاع به پهنا 75 ، از نوع رادیال و با قطر رینگ 15in است
http://www.sharemation.com/lalehiran/aspect.jpg
انواع تایر
تایرها بر حسب ساختار بدنه به دو نوع کلی بایاس پلای و رادیال تقسیم می شوند. در نوع بایاس پلای لایه ها و رشته های قوی داخل تایر ، نسبت به محیط تایر در زاویه 30تا 40 درجه قرار می گیرند.زمانی که این ساختار تحت تاثیر نیروهای عمودی قرار می گیرند، سطح تماس آج ها شکل اصلی خود را از دست می دهند و حالت جمع شدگی پیدا می کنند.آج تایر بایاس پلای به دلیل داشتن انعطاف بیشتر ، ضربه های منتقل شده از سطح جاده را بهتر جذب می کند و در حالت ثابت به فرمان خودرو، فرمانپذیری نرم تری می دهد، اما همین انعطاف زیاد باعث کاهش مقاومت در برابر سایش، مانورپذیری کمتر و کاهش توانایی در سرعت های بالا می شود. زاویه لایه های تشکیل دهنده تایر رادیال، نسبت به محیط تایر بین 88 تا 90 درجه است. اگر جنس لایه های تشکیل دهنده محافظ بین بدنه و آج از نوع نایلون یا پلی استر باشد،در گروه "textile" و اگر از جنس سیم های فولادی باشد، در گروه "steel belted" قرار می گیرد. تایرهای رادیال ساختار محکمی دارند، کنترل خودرو با این تایرها در سر پیچ ها راحت تر است، سرعت های بالا را بهتر تحمل می کنند و در کل دینامیک بهتری روی سطح جاده دارند هر چند در دست اندازهای کوچک امکان جذب ضربه به صورت کامل وجود ندارد.
http://www.sharemation.com/lalehiran/radial.jpg
http://www.sharemation.com/lalehiran/biasply.jpg
همچنین می توان تایرها را به انواع تیوب دار و بدون تیوب تقسیم کرد که در نوع تیوب دار، تیوب لاستیکی فشار هوا را در بر می گیرد، در حالیکه در نوع بدون تیوب، هوا بین لایه داخلی تایر و رینگ قرار می گیرد. در صورت سوراخ شدن تایر بدون تیوب به دلیل خروج آرام هوا از آن، خطرات ناشی از خروج سریع هوا وجود ندارد.
http://www.sharemation.com/lalehiran/tube.gif
تنظیم فشارهوا
میزان فشار داخل تایر تاثیر مستقیمی درمیزان سایش آن دارد. برای مثال در اثر کاهش فشار و کم باد شدن تایر، شاهد سایش بیشتر قسمت های بیرونی سطح تماس با زمین در مقایسه با قسمت های داخلی هستیم، افزایش مصرف سوخت و افزایش گرمای تولید شده در تایرها از دیگر عواقب کم بودن فشار تایرهاست. در صورت افزایش بیش از حد فشار نیز قسمت مرکزسطح تماس در مقایسه با دیگر نقاط بیشتر فرسوده می شود. بهمین دلیل است که سازندگان تایر همواره فشار مناسب را تا حدی کمتر از فشار ماکزیمم درج شده روی دیواره تایر اعلام می کنند.با وجود این فشار، قدرت تایر در برابر نیروی وزن و شرایط مختلف ترمز گیری و یا شتاب گیری بیشتر می شود. برای اطمینان از مناسب بودن فشار تایرها توصیه شده است که هر 2 هفته یک بار فشار تایرها تنظیم شود.
http://www.sharemation.com/lalehiran/inflate.jpg
شناور شدن بر سطح آب Hydroplaning) )
اگر سرعت خودرو زیاد باشد، تایر بر سطح آب شناور می شود و آج ها امکان کنار زدن آب و ایجاد چسبندگی لازم را ندارند. اما برخی تایرها مانند تایری که در تصویر زير مشاهده می کنید طوری طراحی شده اند تا میزان hydroplaning را کاهش دهند این تایرها شیاری عمیق در جهت آج دارند که باعث ایجاد کانالی مناسب برای عبور آب از زیر تایر می شود.
http://www.sharemation.com/lalehiran/hydroplaning.gif
XELTEK
26 April 2006, 03:05 AM
تا بحال به فکر خريد رينگ و لاستيک اسپرت افتاده ايد!
اغلب افراد ، آنچه برايشان در درجه اول اهميت دارد ، زيبايی است و نه ايمنی ، آنها سعی می کنند رينگهایی بزرگتر، لاستيکهايی پهن تر و با ديواره کوتاه انتخاب کنند و صد البته رينگی را انتخاب می کنند که به سليقه خودشان زيبا تر از بقيه باشد. عده ای ديگر فکر می کنند برای خارج نشدن از استاندارد خودرو نبايد سايز رينگ را تغيير داد و فقط لاستيک را عوض می کنند و يا از رينگی با قطر مشابه استفاده می کنند ، عده ای ديگر اعتقاد دارند کوتاه کردن ارتفاع لاستيک ، خودرو را از استاندارد خارج می کند و پهن تر شدن لاستيک نيز چرخش فرمان را مشکل و مصرف سوخت را بالا می برد و بدين خاطر فقط به تعويض رينگ می پردازند.
خوب بايد ديد کداميک انتخاب درستی انجام می دهند؟
برای وارد شدن به اين بحث ، ابتدا بايد مختصری راجع به علائم درج شده روی لاستيکها بگويم. حتما شما تا حدودی با آنها آشنايی داريد ، برای مثال شماره زير را بررسی می كنيم.
حرف P مخفف Passenger و نشاندهنده سواری بودن خودرو است ، در اين قسمت كدهای LT و T نيز وجود دارند كه خارج از بحث ما می باشند و البته در اكثر لاستيكهای موجود در كشور اصلا اين كد اوليه را نخواهيد ديد ،۳ عدد بعدی معرف پهنای لاستيك(Section Width) به ميليمتر است ، دو رقم بعد از آن نسبت ظاهری (Aspect Ratio) می باشد و نشاندهنده نسبت ارتفاع لاستيك (Section Height) به پهنای آن است بعبارت ديگر مشخص می كند كه ارتفاع لاستيك چند درصد از پهنای آن است. در مثال بالا پهنای لاستيك ۲۰۵و نسبت ظاهری ۶۵ است پس ارتفاع لاستيك از فرمول زير چنين بدست می آيد.
( ۱۰۰ / نسبت ظاهري) * پهنای لاستيك = ارتفاع لاستيك
ميليمتر ۱۳۳.۲۵ = (۱۰۰/۶۵ ) * ۲۰۵
حرف R نشاندهنده راديال بودن لاستيك و عدد ۱۵ قطر رينگ (Rim Diameter) را نشان می دهد ، عدد ۸۹ نشاندهنده ميزان بار قابل تحمل برای هر لاستيك ميباشد كه ۸۹ معرف ۵۸۰ كيلوگرم می باشد (وزن مربوط به هر عدد از جدول Load Index ها بدست می آيد)حرف H نشاندهنده حداكثر سرعت مجاز برای آن لاستيك (Speed Symbol) است ، كه طبق جدول زير۲۱۰ كيلومتر بر ساعت می باشد.( ميزان بار ، سرعت مجاز و پهنای رينگ(Rim Width ) برای هر خودرو بر روی برچسب كناری داخل درب خودرو ( سمت راننده يا شاگرد ) نوشته شده.)
W=168 MPH, 270km/h U=124 MPH, 200km/h Q=99 MPH, 160km/h
Y=186 MPH, 300km/h H=130 MPH, 210km/h S=112 MPH, 180km/h
Z=149+ MPH, 240+ km/h V=149 MPH, 240km/h T=118 MPH, 190km/h
اين نكته نيز قابل ذكر است كه روشهای ديگری نيز برای نمايش مشخصه های لاستيك وجود دارد اما متداول ترين آن همان شكل بالاست كه به سيستم P متريك معروف است
خوب پس تا اينجا فهميديم كه نسبت ظاهري(Aspect Ratio) نشان دهنده ارتفاع لاستيك نيست و بعنوان مثال ارتفاع يك لاستيك ۶۵/۱۶۵ با يك لاستيك ۶۵/۱۷۵ متفاوت است.
يكی از مهمترين شاخص ها در هنگام تعويض رينگ و لاستيك ثابت نگه داشتن قطر مجموعه رينگ ولاستيك در ميزان استاندارد كارخانه است ، چرا كه تغيير قطر كلی چرخ باعث ايجاد خطا در كيلومتر شمار و اخلال در نحوه تعويض دنده ها (خصوصا در خودروهای اتوماتيك) می شود و در خودروهای مجهز به ABS نيز در كار ECU اخلال بوجود می آورد و می توان گفت تنها مزيت در هنگام بزرگ تر شدن چرخ ، افزايش شتاب خودرو در حد ناچيزی است.
برای كمك به ثابت نگه داشتن قطر چرخ در هنگام تعويض رينگ و لاستيك ، راهنمايی به نام PLUS در نظر گرفته شده و آنرا با واحدهای Plus1 ، Plus2 ،Plus3 و .... نامگذاری كرده اند كه هر كدام نشانه افزايش ۱ اينچ به قطر رينگ ميباشد و با استفاده از اين راهنما در ازای افزايش قطر رينگ ، ارتفاع لاستيك ، كوتاهتر انتخاب می شود تا قطر كلی چرخ تا حد ممكن ثابت بماند. چگونگی عملكرد Plus ها را در شكل زيرميبينيد.
بطور مثال اگر بخواهيم از رينگ ۱۶ اينچی بجای ۱۵ اينچی استفاده کنيم ، حتما بايد ارتفاع لاستيک را به همان نسبت کاهش دهيم تا قطر کلی چرخ ثابت بماند ، فرض کنيد لاستيکهای خودرويی 15/65/205 باشد و بخواهيم رينگهايی ۱۶ اينچی بر روی آن نصب كنيم ، با محاسبات زير می توان سايز لاستيك لازم برای اين رينگ را بدست آورد ، بطوريكه قطر چرخ كمترين تغيير ممكن از حالت قبلی را داشته باشد.
برای اين كار ابتدا بايد ببينيم قطر كلی چرخ اوليه چقدر است ، برای اين كار ابتدا بايد ارتفاع لاستيك را از فرمولی كه در بالا گفته شد بدست آوريم و سپس آنرا ۲ برابر كرده و قطر رينگ را برحسب ميليمتر به آن اضافه كنيم.
ميليمتر ۱۳۳.۲۵ = (۱۰۰/۶۵)*۲۰۵ = ارتفاع لاستيك
حال قطر رينگ را ابتدا به ميليمتر تبديل وسپس به ۲ برابر ارتفاع لاستيك اضافه می كنيم.
ميليمتر ۳۸۱ =۲۵.۴ *۱۵ =قطر رينگ بر حسب ميليمتر
ميليمتر ۶۴۷.۴ =۳۸۱+۲*۱۳۳.۲ =قطر چرخ
پس قطر چرخ فعلی ۶۴۷.۴ ميليمتر است ، حال می خواهيم رينگ ۱۶ اينچی بكار ببريم ، ابتدا آنرا به ميليمتر تبديل می كنيم. ميليمتر ۴۰۶.۴ =۲۵.۴ *۱۶
و می دانيم كه برای بدست آوردن ارتفاع مورد نياز براي لاستيك جديد بايد مراحل قبلی را برعكس انجام دهيم: ميليمتر ۲۴۱ = ۴۰۶.۴ - ۶۴۷.۴
ميليمتر ۱۲۰.۵ =۲ /۲۴۱ =ارتفاع مورد نياز برای لاستيك جديد
حال بايد انتخاب كنيم چه پهنايی برای لاستيكهای جديد مناسب تر است، و بوسيله آن Aspect Ratio را بدست آوريم ،۲۱۵ و ۲۲۵ را آزمايش می كنيم.
با پهنای ۲۲۵ عدد ۵۳.۶ بدست می آيد: ۵۳.۶ =۱۰۰ *۰.۵۳۶ =۲۲۵ /۱۲۰.۵
وبا پهنای ۲۱۵ عدد ۵۶ : ۵۶ =۱۰۰ *۰.۵۶ =۲۱۵/۱۲۰.۵
ميدانيم كه در اين رنج نزديكترين Aspect Ratio ، به اعداد بالا ، ۵۵ می باشد و ۵۶ خطای كمتری دارد تا ۵۳.۶ ، با اين حساب می توان گفت در مجموع اگر از لاستيكهای ۱۶/۵۵/۲۱۵ استفاده كنيم قطر چرخ تنها ۴.۵ ميليمتر بزرگتر می شود كه مقدار ناچيزی است.
ميليمتر ۱۱۸.۲۵ =(۱۰۰/۵۵)*۲۱۵ =ارتفاع لاستيك جديد
ميليمتر ۶۴۲.۹=۴۰۶.۴ +(۲*۱۱۸.۲۵) =ارتفاع چرخ جديد
ميليمتر ۴.۵ =۶۴۲.۹-۶۴۷.۴ = ميزان اختلاف قطر دو چرخ
اندازه بدست آمده يعنی ۱۶/۵۵/۲۱۵ همان Plus 1 برای لاستيك ۱۵/۶۵/۲۰۵ است و هميشه می توان گفت با افزودن ۱ اينچ به رينگ بايد۱۰ واحد از Aspect Ratio كم كرد و پهنای لاستيك را در مواردی ۱۰ و در مواردی ۲۰ ميليمتر افزايش داد (هر كدام Aspect Ratio نزديكتری نسبت به قطر قبلی داشته باشد ، كه البته بدليل اينكه بزرگتر شدن ناچيز قطر چرخ بهتر از كوچكتر شدن آن است ، ۱۰ ميليمتر پيشنهاد می شود) .با اين كار ما به Plus1 رسيده ايم و برای رسيدن به Plus 2 بايد همين مراحل را بر روی Plus 1 انجام دهيم، Plus های مختلف مثال قبل به صورت زير خواهند بود:
O.E= 205/65/15 Plus1= 215/55/16 Plus2= 225/45/17 Plus3= 235/35/18
با استفاده از اين سايت ، می توانيد ابعاد لاستيك فعلی خود را وارد و تمامی سايزهايی كه مشابه با قطر چرخ خودرويتان است را دريافت كنيد.پس ديديد كه با بهره گيری از سيستم Plus می توان تا حد ممكن از بوجود آمدن تغيير در قطر چرخ جلوگيری كرد.
مطلب قابل توجه ديگر پهنای رينگ است ، بايد بدانيد كه برای داشتن استاندارد بهينه و فيت شدن دقيق لاستيك روی رينگ و داشتن هندلينگ بهتر بايد در ازای افزايش هر ۵ ميليمتر پهنای لاستيك ، پهنای رينگ را ۰.۵ اينچ افزايش داد ، البته ميزان پهنای رينگ برای هر سايز لاستيك می تواند تا حدود ۱.۵ اينچ كه مقدار زيادی است در نوسان باشد ،اين نوسان در راهنماي انتخاب پهنای رينگ مناسب برای لاستيكهای مختلف ، در اين سايت موجود است ، اما بهترين و مطمئن ترين پهنا ، ميانگين اعداد موجود در آن سايت است كه با فرمول افزايش ۰.۵ اينچ به رينگ در ازای هر ۵ ميليمتر افزايش پهنای لاستيك نيز مطابقت دارد ،در سايت بالا مثلا برای سايز ۱۵/۵۰/۲۰۵ رينگهايی با سايزی بين ۵.۵ تا ۷.۵ پيشنهاد شده كه بهترين رينگ برای آن همان ۶.۵ می باشد اما رينگهايی با قطر ۵.۵ ، ۶ ، ۷ و ۷.۵ نيز قابل مصرف ميباشند.
مساله مهم ديگر وزن رينگ و لاستيک است ، از آنجايی که اين وزن شامل سيستم فنربندی خودرو نمی شود ؛ هنگام مواجه با دست اندازها و ديگر نارسايی های جاده ، فشار بيشتری به فنربندی خودرو وارد می کند. پس هر چه رينگ و لاستيک سبک تری داشته باشيم سواری بهتر و شتاب بيشتری خواهيم داشت ، پس حتی المقدور سعی کنيد رينگ و لاستيک جديد از رينگ و لاستيک استاندارد خودرو سنگين تر نباشد.
طبق آزمايشی که بر روی يک خودروی Civic انجام گرفت ، ابتدا با رينگهای استاندارد ۱۴ اينچی خود خودرو كه وزنی برابر ۳۴پاند داشتند ، آزمايشی انجام گرفت و اسب بخار خودرو ۱۱۳.۵ بود ، اما با رينگهای آلياژی ۱۷ اينچی كه وزنی برابر۴۳ پاند داشتند ، اسب بخاری برابر با ۱۰۷.۹ بدست آمد ؛ كاهش ۵.۶ اسب بخار فقط با افزودن ۳۶ پاند (مجموع ۴ چرخ) به خودرويی كه بيش از ۲۰۰۰ پاند وزن دارد ، مشخص كننده اهميت وزن رينگ و لاستيك می باشد و علاوه بر آن بايد ضربات محكم تر دست اندازها را نيز در نظر گرفت.
مساله مهم ديگر چگونگی قرار گرفتن چرخ روی سيستم تعليق است و يا به عبارتی ساده تر، برخورد بيرون زدگی چرخ با لبه گلگير در سمت بيروني و برخورد چرخ با متعلقات داخل گلگير ، كه باعث بروز مشكلاتی چون پارگی لاستيك و نچرخيدن كامل فرمان می شود ، بديهی است كه با بزرگ كردن بيش از حد لاستيك و رينگ با اين مشكل مواجه خواهيم شد ، اما در مواردی با افزايش تنها ۱ سايز Plus به چرخ و يا حتی با خريد رينگی با سايز مشابه با رينگ اصلی نيز با اين مشكل مواجه خواهيم شد و دليل آن رعايت نشدن Offset در رينگ است .
حال ببينيم Offset چيست ؟
فاصله بين وسط رينگ تا محلی از رينگ كه بر روی ديسك پيچ می شود را Offset می گويند.۳ نوع مختلف Offset وجود دارد كه در زير می بينيد.
حالت Zero : زمانی است كه محل پيچ شدن چرخها دقيقا در وسط رينگ قرار دارد
حالت Possitive : حالتی است كه بيشتر خودروها و خصوصا خودروها ی ديفرانسيل جلو دارا هستند و در اين حالت پهنای چرخ و خط فرضی وسط رينگ به سمت داخل گلگير متمايل می شود و مزيت اين نوع رينگها ، جلوگيری از برخورد لاستيك با لبه گلگير و جلوگيری از فشار آمدن به بلبرينگ چرخ و پيچ های چرخ است.
حالت Negative : حالتی است كه بعضی از رينگ های اسپرت دارا هستند و پهنای چرخ و خط فرضی وسط رينگ به سمت خارج خودرو متمايل است ، مزيت اين نوع رينگها پهن تر شدن خودرو و پايداری بيشتر خودرو می باشد و بدليل حالت تو رفته و قابلمه ای ، ظاهر زيبا تری نيز دارند ، اما عيب آنها ، فشار آوردن بر روی بلبرينگ چرخ ، فشار زياد بر پيچهای چرخ و همچنين احتمال برخورد انتهای لاستيك به داخل گلكير در هنگام پيچاندن فرمان و برخورد قسمت خارجی لاستيك با لبه گلگير می باشد ،البته اين معايب برای خودروهايی كه به صورت استاندارد ، رينگهاي Negative Offset داشته باشند وجود ندارد ، و فقط زمانی كه جايگزين رينگ Possitive Offset می شوند پديد می آيد.
زماني كه ميزان Offset از حالت استاندارد خارج شود ، تغييراتی در نحوه هندلينگ خودرو بوجود خواهد آمد و خصوصا Negative Offset ی كه توسط كارخانه سازنده خودرو نصب نشده باشد ، باعث ايجاد مشكلات فنی زيادی خواهد شد.
زمانی كه از رينگی با سايز مشابه سايز قبلی استفاده می كنيم ، لازم است كه Offset رينگ جديد ، دقيقا با Offset استاندارد برابر باشد اما زمانی كه پهنای رينگ تغيير می كند ، ديگر مقدار Offset قبلی قابل قبول نيست و بايد نسبت به ميزان فضای موجود در پشت لاستيك ، همچنين فاصله تا لبه گلگير و سايز لاستيك و رينگ و با فرمولهای خاص ، Offset مطلوب را بدست آورد ، با ورود به اين سايت و داشتن قطر و Offset رينگ قبلی و جديد ، می توانيد از ميزان تمايل چرخ جديد به طرفين آگاه شويد. البته اين مقدار بايد هميشه بيشتر از مقدار قبلی باشد و سعی شود حتی المقدور تا جايی كه فضا وجود دارد ، چرخ به داخل كشيده شود و از Negative Offset جلوگيری شود ، البته اين كار تا زمانی ممكن است كه به متعلقات سيستم تعليق برخورد نكند. اما بطور كل Offset نبايد بيشتر از ۲۰٪ از حالت استاندارد كارخانه سازنده خودرو خارج شود.
بطور كلی ، افزايش بيش از حد پهنای لاستيك ، با گير كردن تاير به گلگير و يا متعلقات داخلی چرخ و يا هر دو (بسته به ميزان Offset) باعث پارگی لاستيك ميشود ، همچنين باعث افزايش مصرف سوخت و انتقال بيشتر ضربات دست اندازها به اتاق می شود و استهلاك بيشتر و فرمان سفت تری را نيز سبب می شود ولی در عوض كنترل بهتری را در اختيار راننده قرار می دهد و در پيچها نيز بسيار راحت تر عمل می كند و برعكس لاستيكهای باريك تر كنترل كمتری دارند و در پيچها ضعيف تر عمل می كنند اما ضربات وارده را كمتر به اتاق منتقل می كند.
از نظر ارتفاع لاستيك نيز، لاستيكهای ديواره كوتاه كنترل بهتری دارند و اين بدين دليل است كه ارتفاع كمتر ، ارتعاش كمتری دارد و فرمان سريعتر و نرمتر ،فرمان می برد ، اما در زمينهای خيس كنترل خوبی ندارند ، در پايان لازم به ذكر است كه تقريبا تمام لاستيكهای اسپرت دارای ميزان تحمل فشار و عدد حداكثر سرعت(Speed Symbol) بالايی هستند اما با اين حال هميشه در هنگام تعويض لاستيك اين اعداد را با اعداد نوشته شده بر روی برچسب داخل درب خودرو چك كنيد و هميشه از اعدادی بالاتر يا مساوی استفاده كنيد و از خريد لاستيكهای با تحمل فشار كمتر و عدد حداكثر سرعت پايين تر خودداری كنيد.
khore mobile
5 August 2007, 10:18 PM
با سلام
من یه پیکان مدل 80 دارم که میخام واسش لاستیک رادیال تیوبلس بگیرم.چی پیشنهاد میکنید؟
رینگ فعلی من 13 هستش.نمیخام عوضش کنم.
از بین لاستیک های تولید داخل و خارج چی پیشنهاد میکنید؟
http://www.phalls.com/vbulletin/images_phalls/misc/progress.gif
Abolfazl2006_p
21 January 2008, 09:35 PM
لاستيكهاي خودرو را بهتر بشناسیم
آيا تا به حال به لاستيكهاي خودرويتان توجه كردهايد؟ آيا ميدانيد لاستيكهايي كه امروزه توليد ميشوند از چه جنس و چه مدلهايي هستند؟
تقريباكليه تايرهايي كه امروزه براي خودروهاي شخصي ساخته ميشوند لاستيكهاي راديال «شعاعي» هستند كه در آنها لايههاي سازنده بدنه لاستيك به صورت شعاعي از يك طوقه به سمت طوقه ديگر كشيده و نصب ميشوند. اين لايهها با تسمههاي فولادي در جاي خود مستحكم شدهاند.
امروزه سازندگان تاير، گستره وسيعي از لاستيكهاي مختلف با اندازه آج و جنس گوناگون توليد ميكنند كه براي هر شرايط آبوهوايي متفاوت است. جالب است بدانيم تركيبات به كار رفته در تاير خودروهاي شخصي و وانتها به 200مورد ميرسد! هرچند براي نيازهاي متنوع رانندگان، تايرهاي مختلفي توليد ميشود؛ اما كار اصلي هر لاستيك اين است كه همراه رينگ چرخ، اتاقكي از هوا ميسازد كه وزن خودرو روي آن قرار ميگيرد. تقريبا 95درصد وزن خودرو بر دوش بادي است كه درون تايرها قرار دارد و تنها 5درصد وزن خودرو روي تاير خودرو است. روي ديوار بيروني هر تاير، اعداد و كدهايي درج شده است كه در حقيقت ميتوان گفت كه شناسنامه لاستيك خودرو هستند. اندازه لاستيك خودرو با علايمي همچون
(13 P165/65R) (براي مثال اين اعداد روي تاير پرايد نشان داده ميشود. معني آن اين است كه P=تاير خودروي شخصي، 165= پهناي تاير (برحسب ميليمتر)، 65= نسبت ارتفاع ديواره لاستيك به پهناي آن (برحسب ميليمتر)،R= راديال، 13= قطر رينگ (بر حسب اينچ). هر گاه روي تايرهايي كه خريداري كرديد اين حروف و ارقام را مشاهده كرديد بدانيد كه شناسنامه لاستيك است.
حداكثر سرعتي كه لاستيك ميتواند تحمل كند، با يك حرف از A تا Z شناخته ميشود. براي مثال روي جداره تاير خودروي پرايد، نماد H براي سرعت درج شده نشان ميدهد هنگامي كه تاير داراي فشار بار و بارگذاري مناسب است حداكثر توان حركت 320كيلومتر در ساعت را دارا است. اگر تايري تحت تاثير حداكثر سرعت واقع شود، اما فشار باد آن تنظيم نباشد و اضافه بار روي آن فشار بياورد، آسيبديده و يا ممكن است بتركد.
بهتر بدانيد
كليه لاستيكها داراي تاريخ ساخت روي جداره خود هستند كه با چهار رقم نشان داده ميشود. دو عدد اول نشاندهنده هفته ساخت و دو رقم بعدي تاريخ سال ساخت لاستيك هستند. به طور مثال عدد «1607» نشان ميدهد اين لاستيك در هفته شانزدهم سال 2007 ميلادي توليد شده است. امروزه همراه لاستيكهاي نو خارجي، يك كارت به عنوان ضمانت به خريداران ارائه ميشود كه بعد از باز كردن باندرول و بستهبندي تاير آن كارت بايد پر شده و توسط سايت اينترنتي يا آدرس شركت تحويل شركت سازنده شود تا بعد از هرگونه نقصي در زمان استفاده قابل پيگيري بوده و شركت بتواند جوابگوي محصول خود از روي شناسههايي كه روي كارت حك شده است، باشد.
عددي كه در مقابل عبارت «حداكثر فشار باد» روي تاير درج ميشود، مربوط به فشار بادي است كه بايد لاستيك داشته باشد. هنگامي كه شما ميخواهيد حداكثر بار قابل تحمل را روي آن تحميل كنيد، اين عدد مقدار فشار باد توصيه شده براي استفاده نرمال نيست. مقدار توصيه شده فشار باد تايرها روي يك پلاك كه معمولا در لبه داخلي يكي از دو در جلو نصب ميشود، نوشته شده است كه اگر آن را نيافتيد حتما سري به دفترچه راهنماي خودرو بزنيد.
چه كارهايي بكنيم تا طول عمر تايرهاي مصرفيمان بيشتر شود؟
با به كارگيري چند توصيه ساده ميتوانيد بر طول عمر تاير خودرويتان بيافزاييد كه اين موضوع، علاوه بر صرفه اقتصادي، كمك خوبي نيز به محيطزيست ميكند؛ چرا كه توليد هر تاير، با آلودگي محيطي معادل سوختن 26 ليتر بنزين همراه است. ضمن اينكه دفع لاستيكهاي فرسوده خودرو نيز آسيبهاي متعددي را به محيطزيست وارد ميكند. فراموش نكنيد بالانس چرخها، تنظيم فرمان و فشار باد از جمله عواملي است كه سبب زيادشدن طول عمر لاستيكها ميشود. بهتر است هر 8 تا 10هزار كيلومتر، جاي لاستيكها را با يكديگر عوض كنيد. به اين دليل كه تايرهاي جلو سريعتر ساييده ميشود؛ زيرا وظيفه چرخش خودرو در پيچها را نيز انجام ميدهد. به خصوص اگر خودروي شما اكسل جلو است، سايش سريعتر صورت ميگيرد. اصولا طرز تعويض و جابهجايي لاستيكها در دفترچه راهنماي خودرو درج شده است و بهتر است در اين مواقع از دفترچههاي راهنماي خودرو كمك گرفته شود.
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=86168
shei2nak
30 January 2008, 04:09 PM
با سلام
من یه پیکان مدل 80 دارم که میخام واسش لاستیک رادیال تیوبلس بگیرم.چی پیشنهاد میکنید؟
رینگ فعلی من 13 هستش.نمیخام عوضش کنم.
از بین لاستیک های تولید داخل و خارج چی پیشنهاد میکنید؟
http://www.phalls.com/vbulletin/images_phalls/misc/progress.gif
با سلام!
بهترین لاستیک برا پیکان همون مارشال های دور سفید هستند. که هم زیبا و هم از لحاظ کیفیت بهترین کیفیت رو دارند.
azma
12 March 2008, 10:57 AM
اينكه الان لاستيك لوگان و سمند و آواته همه 185#65*15 است از لحاظ علمي آيا با توجه به وزن متفاوت خوردوها و مشخصات فني متفاوت آنها ، چه وضعيتي دارد ؟
Raminium2001
13 March 2008, 06:28 PM
بیشتر تاثیر توی شتابگیری و نرمی ماشین داره ولی برخی کمپانها بخاطر زیبایی، رینگ رو بزرگتر و فاق لاستیک را کوتاهتر می گیرند. برای لوگان رینگ 14 بهتر هست و برای آوانته لاستیک اصلی 195 هست. اما برای سمند طبق تجربه همین 185#65#15 از همه بهتره و 14#75#195 از همه نرمتر عمل میکنه.
vBulletin v3.7.1, Copyright ©2000-2008, Jelsoft Enterprises Ltd.