PDA

View Full Version : شير ايراني گونه اي منقرض شده



mnikzad
7 December 2008, 11:00 PM
شير ايراني گونه اي منقرض شده

شیر از نیرومندترین و مشهورترین پستانداران ایران و جهان ، مدتی است که نسلش در سرزمین ایران از میان رفته است با امید به اینکه با هوشیاری و آگاهی نگذاریم که چنین سرنوشتی برای سایر گونه های جانوری ایران رقم زده شود در اینجا یادی از شیر ایرانی از دست رفته خواهیم داشت.

Order: Carnivore

Family: Felidae

Panthera Leo Persicus

مشخصات:

موها کوتاه، رنگ بدن زرد و بدون لکه یا نوارهای راه راه است. شیر نریال نسبتاً کوتاهی (در مقایسه با زیر گونه آفریقایی ) با موهای سیاه وزرد دارد. دم شیر ایرانی بلند با دسته ای از موهای سیاه در انتهای آن است.اندازه طول سر و تنه 150 تا 190 سانتی متر، دم در حدود 100 سانتی متر و وزن آن 150 تا 250 کیلوگرم می باشد. مناطق جنگلی ف بوته زارها و علفزارهای نزدیک به آب واقع در نواحی جنوب زاگرس و خوزستان زیستگاه شیر ایرانی بوده است.در گذشته پراکندگی وسیعی در مناطق جنوب و جنوبغربی ایران ، از جنگلهای اطراف رودخانه کرخه ، دز، کازرون به طرف مسجد سلیمان ، رامهرمز ، بوشهر ، کازرون تا دشت ارژن واقع در غرب شیراز است.

شیرها از نظر ویژگی فیزیکی و رفتاری شباهت زیادی به سایر گربه سانان دارند؛ سر کوچک ، پوزه کوتاه ، گوشهای نسبتاً کوچک و چشمهای درشت از جمله این ویژگیها هستند. دستها پنج انگشت و پاها چهار انگشت دارند که به ناخن های بلند و تیزی ختم می شوند. بالشتک های کف دست و پا به آنها کمک می کند که به آرامی به طعمه خود نزدیک شوند. سبیلها به عصب ارتباط دارند و برای عبور از زیر یا کنار مواقع بویژه در شب اهمیت دارند.آنها حیواناتی شب گرد هستند و از حس بویایی قوی برخوردارند.حس شنوائی آنها بسیار قوی ولی حس بویائی متوسطی دارند به همین دلیل بر خلاف سگ سانان کمتر بواسطه بوئیدن طعمه خود را تعقیب می کنند. شیرها طعمه خود را از طریق کمین کردن در مسیر پستانداران و پرش ناگهانی و دویدن صید می کنند شیرها بصورت اجتماعی زندگی می کنند و قلمرو خود را بوسیله ادرار، مدفوع و خراشیدن درختان متمایز می کنند. در فصل جفت گیری ف نر و ماده در کنار هم دیده می شوند و در باغ وحش جفت گیری شیر با ببر و شیر ماده با پلنگ نر نیز به ندرت دیده شده است.

تا سال 1322 ، دسته های 2 تا 5 تایی شیر ایرانی در بیشه زارهای جنوب شوش دیده می شده است. ولی از سال 1321 خورشیدی که آخرین شیر ایرانی در شمال غربی دزفول شکار شده است ، اطلاعات دیگری مبنی بر مشاهده این حیوانات ثبت نشده است. اگر چه بواسطه شکار ، طعمه های مسموم ، قطع درختان جنگلی و... اکثر زیستگاههای طبیعی شیر ایرانی در ایران از میان رفته است اما زیرگونه ای از آن همچنان در قرق جنگلی « گیر» در شمالغربی هندوستان به حیات خود ادامه می دهد.

متاسفانه شیر ایرانی که نقش آن زمانی نماد هویت ملی و زینت بخش پرچم کشور ایران بوده است امروز چنان از سوی ایرانیان با بی مهری مواجه شده است که علاقمندان شیر در هندوستان به خود اجازه داده اند تا نام علمی شیر ایرانی را از Panthera Leo Persica به شیر هندی Panthera Leo Indiaca تغییر دهند.
http://irandeserts.com/pics-5/lion-1big.jpg

mnikzad
7 December 2008, 11:03 PM
شیر ایرانی (2) - بهرنگ امین تفرشی

در نقش برجسته هاي بزرگ و زيباي تخت جمشيد، بارها به تصاويري بزرگ از شير پارسي برمي خوريم ، گاهي هنرمند هخامنشي شيري را در حال شکار گاوي نر روي سنگهاي سرد حجاري کرده و گاهي پادشاه هخامنشي را مي بينيم که در حال شکار شيري خشمگين است.
شير نشانه قدرت و شجاعت است و اگر پادشاهي به شکار آن مي رفت به حتم در نگاه مردمش شجاع و جنگجو به نظر مي آمد. براي ديدن اين شيرها کافي است سري به موزه ايران باستان در تهران بزنيم تا به اهميت نقوش شير پارسي در بين سلاطين و هنرمندان ايراني پي ببريم اما پس از اسلام هم اين گربه بزرگ اهميت زيادي داشت ، اگر شيرهاي رام نشده در مقابل فردي آرام مي گرفتند و به سويش هجوم نمي بردند مردمان قديم آن فرد را از خانواده اهل بيت ع مي دانستند. براي نمونه در اردبيل ورودي مقبره شيخ جبرائيل پدر شيخ صفي الدين اردبيلي (بنيانگذار صوفي گري در ايران) نقوشي از شير پارسي ديده مي شود. شهرستان ايذه در شمال خوزستان که تا مدتي ديگر برخي از آثار تاريخي خود را در زير آب مي بيند (به خاطر پروژه سد کارون 3) ميزبان شيرهاي سنگي است.
در روستاي کوهباد تمامي قبور قديمي مسلمانان با سنگ قبرهايي به شکل شير تزيين شده است که روي تنه شيرها آياتي از قرآن و شمشير حضرت علي (ع) ديده مي شود (ذوالفقار). در نقوش شکارگاه ، فرشهاي دستباف ايراني شيرهاي پارسي در حال شکار ديده مي شوند. در مينياتورهاي خمسه نظامي بهرام گور در حال شکار شير به تصوير کشيده شده است.
شيرهاي بالدار اين حيوانات افسانه اي از هزاران سال پيش در ظروف قديم و مهرهاي هخامنشي نقش بسته اند. در ورودي کاخهاي قاجاري و حتي تخت مرمر کاخ گلستان شيرهاي پارسي آرام گرفته اند و اين سنت قديمي تا دوران پهلوي ادامه مي يابد (کاخ سبز در مجموعه کاخهاي موزه سعدآباد). گيلگمش ،افسانه اي است از قهرماني ايراني به همين نام که دوستي همراه و همدل دارد. «انکيدو» در شبي عجيب خواب شير بالداري را مي بيند که او را به سوي آسمان ها مي برد و از اين رو مرگ خود را نزديک مي بيند. اين حيوان زيبا که در تمدن و فرهنگ ما بسيار از آن ياد شده است ، در اواسط قرن گذشته از بين النهرين تا بخش غربي استان فارس ديده مي شد. بيشترين جمعيت آنها در بيشه ها و جنگل هاي خوزستان (سواحل رود کارون) و در بخش جنگلي فارس نظير دشت ارژن زندگي مي کردند. دشت ارژن منطقه اي است حفاظت شده در 40تا 80کيلومتري غرب شيراز که شامل زيستگاه هاي متنوعي در ارتفاعات زاگرس (3000 متر) تا کوهپايه هاي پست و بلند آن است.
تالاب هاي دشت ارژن (ارتفاع از سطح دريا 2000متر) تا درياچه پرشيان (ارتفاع از سطح دريا 850متر) در 15کيلومتري دشت ارژن زيستگاه هاي مهم شير پارسي به حساب مي آمدند. در شمال شرقي شيراز (ارتفاع از سطح دريا 1500تا 2600متر) پارک ملي بمو با 68هزار هکتار مساحت يکي ديگر از زيستگاه هاي اصلي شير پارسي است.
اين شير يال کوتاه و قوي جثه در جنوب شيراز (رود قره آغاج)، رامهرمز و دزفول هم زندگي مي کرده است.
آخرين بار بهار سال 1321 شمسي نقشه برداري هندي از قشون انگليس براي آخرين بار شير پارسي را در 65کيلومتري شمال غربي دزفول مي بيند اما هميشه تصور مي شد بخشي از هويت ملي ما که مي تواند برگي از طبيعت ما باشد، از دست رفته است و ديگر نمي توان حضور شير پارسي (آسيايي يال کوتاه) را دوباره تصور کرد. در شمال غربي هند مردم «گجرات» بخصوص آنهايي که در شبه جزيره «سوداشترا» سکونت دارند به حضور اين شير آسيايي در منطقه جنگلي خود افتخار مي کنند. جنگلهاي «گير» کمتر از 300 قلاده از خانواده شيرهاي پارسي را در خود حفاظت مي کند. گله داران اين منطقه با اين که شيرها گاهي دامهايشان را از بين مي برند اما از حضورشان ناراحت نيستند چون مي دانند جنگل «گير» به لطف حضور شير پارسي است که امروز از آن حفاظت مي شود. شيرها گربه هايي بزرگند که در صورت نابودي طعمه اصلي و زيستگاهشان رو به شکار دامها و حيوانات اهلي مي آورند و دولت هند با افزايش جمعيت اين گونه در تلاش است تا محلي ديگر را نيز براي جمعيت شيرها در نظر بگيرد. براي ديدن شير پارسي بايد به روستاي «ساسان» در ميان پارک ملي «گير» رفت ؛ جنگلهاي خشک و خزان دار، محلي مناسب براي شيرها به حساب مي آيند. موفق ترين پروژه در هند براي حفظ و نگهداري گربه سانان مربوط به پروژه جلوگيري از انقراض شير پارسي بوده است.
شير آسيايي (پارسي در ايران) زيرگونه اي از شير آفريقايي است که يکصد هزار سال پيش از دسته اصلي خود جدا شده است.
در ابتدا پراکندگي آنها از سوريه ، ايران ، عراق تا بيشتر مناطق شمالي و مرکزي هند بوده است. شير پارسي بسيار زود در معرض خطر انقراض قرار گرفت.
اواخر نيمه قرن نوزدهم ميلادي تنها به فاصله 3 دهه نسل اين شير محدود به جنگلهاي «گير» شد و اين حيوانات زيبا در بقيه نقاط آسيا بخصوص ايران ناپديد شدند و از سال 1945 ميلادي جنگلهاي گير ، تنها زيستگاه آنها محسوب مي شد. جمعيت اينگونه شير (پارسي) از 1880 ميلادي در يک دوره 35 ساله تا مرز انقراض پيش رفت ، به طوري که جمعيت آنها از 12 قلاده تا حداکثر 30 قلاده مي رسيد. تا اين که با مديريت و تدابير جديد دولت هند جمعيت شيرهاي آسيايي يال کوتاه در بهار 1995 ميلادي به 304 قلاده رسيد. در اوايل قرن بيستم شکار شير پارسي در هند امري عادي و روزمره بود. اما يکي از بزرگان منطقه شمال غربي هند شکار اين حيوان را ممنوع کرد و باعث نجات اين نسل از موجودات زميني شد. اگر جمعيت شيرهاي پارسي در پارک ملي گير کمتر از 500 قلاده باشد، اين جمعيت را کوچک قلمداد مي کنيم ، اما همان اتفاقي که براي زيستگاه هاي شير ايراني افتاد در هند هم تکرار شد. دامداران با چراي بي رويه خاک و گياهان محل را تا سر حد نابودي از بين مي بردند و محل زندگي شيرها را ناامن مي کردند. با به کارگيري روشهاي علمي از دهه 70 ميلادي تا دهه 80 ميلادي جمعيت شيرها افزايش يافت و يا امن اعلام کردند ، برخي مناطق جنگل از ورود دام به درون جنگل ممانعت شد. در اين فاصله شيرها که 75 درصد غذاي خود را از دامهاي روستاييان تهيه مي کردند در مدت اندکي طعمه اصلي شان تغيير کرد و روي به طعمه هاي طبيعي آوردند. تا اين که در دهه هشتاد ، 75 درصد از شيرهاي پارسي از طعمه اصلي تغذيه مي کردند. با اين که شيرها بسيار اجتماعي اند، در بيشتر مواقع به تنهايي به شکار مي روند. شيرهاي نر قلمرويي 200 کيلومتر مربعي دارند و ماده شيرها تا 120 کيلومتر مربع سالانه در حال جابه جايي اند. بيشه هاي اطراف رودخانه هاي دايمي بهترين محل براي تابستان گذراني آنهاست.
شير پارسي را کمتر دستجمعي مي توان ديد و زمان جفتگيري و خوردن لاشه ها، اعضاي گله شيرها به دور هم جمع مي شوند. شايد علت شکار تنهايي ماده شيرها به علت نوع پوشش گياهي جنگلي است که در آن به سرعت يالهاي بلند شير نر مانع حضور مي شود. از طرف ديگر شکارچي قوي هيکل طعمه هاي کوچکتري را نسبت به گونه آفريقايي خود شکار مي کنند. ماده شيرها قلمرو خود را با ادرار روي تنه درختان و سنگها و ماليدن خود روي زمين مشخص مي کنند. ماده شيرهاي جوان غالبا با مادرشان مي مانند اما شيرهاي نر جوان براي يافتن جفت و قلمرو جديد بايستي بي صبرانه بجنگند. بوميان اندک اندک دريافتند که زندگي خودشان مستقيم وابسته به بقاي اين شيرهاست.
شيرهاي آسيايي (پارسي) بيشتر آهو شکار مي کنند و آينده آنها بستگي به حفاظت مستمر مسوولان پارکهاي هند و ايجاد مناطق بيشتر براي جمعيتهاي بعدي دارد. تفاوت شير آسيايي يال کوتاه با شير آفريقايي در وزن ، درازاي يالها و چينهاي بالاي پوست آنهاست که در طول زير شکمشان ديده مي شود که البته در شيرهاي آفريقايي وجود ندارد. افسوس که شير پارسي در دشت ارژن ديگر جايي ندارد و صداي غرش رعد آسايش شنيده نمي شود. تحقيقات جديد نشان مي دهد که با اندکي حوصله و فداکاري مي توان زيستگاه هاي قبلي را به وضعيت مناسبي باز گرداند و شکارهاي اصلي اين حيوان را تا 5000 يا 6000 راس در اين مناطق افزايش داد و با حصارکشي اطراف منطقه مورد نظر و خريداري شيرهاي پارسي سالم از گله هاي متفاوت (در منطقه جنگلي گير) جمعيت اين حيوان در هند و رهاسازي آنها (در کنار گروههاي تحقيقاتي قوي) در مناطق آبا و اجدادي شان دوباره شاهد حضور سلطان جنگل و بيشه زارهاي ايران بود. بايد بدانيم که دولت هند امروز به دنبال يافتن مکاني تازه براي شيرهاي پارسي است تا بتواند تنوع ژنتيکي آنها را در دو جمعيت مجزا حفظ کند و در دراز مدت اثرات ازدواج هاي درون خانوادگي باعث انقراض نسل اين گربه زيبا نشوند. اما شيرها خصوصيات عمومي جالبي دارند: آنها کله هاي گرد و کوتاه دارند و سبيلهايشان اندامي است براي احساس دنياي اطرافشان ، بدنهايي عضلاني و انعطاف پذير دارند و سينه هايشان پهن و قدرتمند است.
شيرها روي پنجه هايشان راه مي روند و دمشان مانند سکان ، تعادل آنها را در تغيير مسيرها حفظ مي کند.ديد آنها در شب مانند روز است اما سياه و سفيد مي بينند و البته در روز هم کيفيت تصاويري که مي بينند در مقايسه با انسانها کمتر است.
مردمک چشمان گربه سانان در روز دايره اي تنگ خواهد بود تا حداقل نور را عبور دهند، ولي در شب مردمک آنها تا حد امکان باز مي شود تا نور کافي به شبکيه برسد. شير تنها گربه اجتماعي است که در گروههاي خانوادگي زندگي مي کند به آن گله مي گويند. آرواره شيرها به سمت چپ و راست از گوشه اي به گوشه ديگر حرکت مي کند و قادر به بالا و پايين رفتن نيستند و به همين خاطر تنها از يک طرف دهان در يک زمان مي توانند شکار خود را تکه تکه کنند و اغلب کله شان در اين موارد کج مي ماند. اسکلت گربه سانان 230 تکه استخوان دارد در حالي که انسان ها اسکلتي 206 استخواني دارند. معده و روده شيرها طوري شکل گرفته است که گوشت را سريع و راحت هضم مي کنند چون طول روده کوتاه است اما آنها قادر به هضم گياهان نيستند. غذا به سرعت از اجزاي گوارشي عبور مي کند و به همين علت به سرعت هم نياز به غذا دارند. زماني که ماده شيري طعمه بزرگي را شکار مي کند تا چندين روز به غذا خوردن مجدد نياز نخواهد داشت.
خانواده شيرها در هنگام خوردن لاشه حيوانات ديگر ترتيبي خاص را رعايت مي کنند و از بزرگ به کوچک همگي کم و بيش سير مي شوند. ميدان ديد چشمان گربه ها زياد است و در شيرها فاصله بين 2 چشم کمي بيشتر است تا حيوان به راحتي قادر به تشخيص مکان دقيق طعمه باشد. پاهاي شير بسيار قوي است و بيشترين اتکاي آنها به پاهايشان است.
در هنگام دويدن ، شير با اين پاهاي قوي قادر است به راحتي شکار را تعقيب کند. شيرها با کشيدن پنجه هاي خود روي تنه درختان آنها را تيزتر مي کنند. زبان ارتباطي شيرها بسيار جالب است آنها مي توانند از سن جنس و حس و حالشان با خبر شوند. غدد بويايي روي سروچانه ، ادرار و ديگر بوها ، خود يکي از روشهاي ارتباطي در خانواده است.
حرکات دم يکي ديگر از اين وسايل ارتباطي است.
گوشها نيز حتي به کمک آنها مي آيند و با تغيير شکل سبيل هايشان مي توانند به ديگري اعلام خطر کنند. شيرها بعد از ببر 300 کيلويي سيبري بزرگترين گربه جهانند (150 تا 250 کيلوگرم وزن شيرهاست). اميد مي رود که سلطان جنگل که يکي از عوامل تعيين کننده در ورود گردشگران خارجي به زيستگاه هاي طبيعي است ، بار ديگر با درايت کارشناسان محيط زيست به ايران باز گردد.
با تشکر از سایت irandeseart

mnikzad
7 December 2008, 11:04 PM
شير چطور شكار مي‌كند - گلناز کارایی

شير زيبا و با شكوه و با نگاهي مطمئن و نعره‌اي رعدآسا در حاليكه در بيشه‌زار آرميده منتظر لحظه‌اي است كه در ميان دشتهاي زرد و نارنجي رنگ آفريقا قدرت خود را به نمايش بگذارد. شير از ساير حيوانات وحشي آفريقا قويتر است و سمبلي از قدرت به شمار مي‌رود و وقتي پوست صورت و بخصوص پيشاني را به حركت درآورده و خشم و غضب خود را نشان مي‌دهد و هنگاميكه در فضاي باز دشتها مي‌دود و يالهايش در هوا به حركت در مي‌آيد ابهت چهره‌اش چند برابر مي‌شود. مي‌تواند با دم ضربات سختي وارد كند به طوريكه حتي انسان را از پا درآورد. طول اين گربه بزرگ حدود 7/1 تا 5/2 متر است و بين 150 تا 250 كيلوگرم وزن دارد. جمجمه شير نر به طور قابل توجهي بزرگتر از شير ماده است. متوسط وزن شيرهاي نر بين 150 تا 225 كيلوگرم و ماده‌ها بين 120 تا 150 كيلوگرم در ازاي دم به 9/0 تا 1/1 متر مي‌رسد و در انتها، منگوله دم سياه رنگ است. اين حيوان ساكن آفريقا و جنوب آسيا است و رنگ‌آميزي آن از زرد نخودي مايل به قرمز تا قهوه‌اي اخرايي تغيير مي‌كند، قسمتهاي زيرين تنه روشن‌تر است، رنگ يال شيرهاي نر از بلوند تا سياه متغير مي‌باشد و البته روي رنگ يالها عواملي مثل دماي محيط و شرايط زيستي اثر مي‌گذارد. شير آسيايي در نواحي جنگلي Gir در شمال غربي هندوستان با جمعيت احتمالي حدود 200 تا 300 عدد زندگي مي‌كند و از شير آفريقايي كوچكتر است و با چين پوستي در ناحيه شكم و يال كوتاهتر از شير آفريقايي مشخص مي‌شود و گروه آنها از 2 ماده و بچه‌هايشان تشكيل مي‌شود. بدن شير عضلات قوي و به هم پيچيده دارد و داراي آرواره محكم و دندان‌هاي نيش بلند و تيز و پاهاي كوتاه و نيرومند است و مي‌تواند طعمه‌اي بزرگتر از وزن خودش را به زمين انداخته پايين كشيده و آن را بدرد. شيرهاي آفريقايي روي گياهان علفي (دشتها) در شرق و جنوب افريقا در گروه‌هايي كه پرايد (Pride) ناميده مي‌شود متشكل از 5 تا 40 شير زندگي مي‌كنند پلنگ هنگام خوابيدن در جستجوي بوته‌زار،‌ يا شكاف صخره‌هاست، ببر به جنگل‌هاي انبوه و تاريك پناه مي‌برد ولي شير در دشت بي‌‌حفاظ در گرماي روز زير سايه اقاقيا مي‌خوابد. تقريبا 20 ساعت از شبانه‌روز را غير فعال است و تنها به نوشيدن آب و بازي با بچه شيرها مشغول مي‌شود. طول عمر او در حيات وحشت تقريبا 10 تا 14 سال است در حاليكه در باغ وحش ممكن است تا 20 سال هم زنده بماند. دو شير نر در رويارويي و مبارزه با دستهاي قوي ضربات سختي به صورت هم مي‌زنند و غرش آنها از فاصله 8 كيلومتري شنيده مي‌شود و به هوا مي‌پرند و همديگر را به شدت زخمي مي‌كنند.
تاكتيك شكار شير
بيشتر مردم آفريقا بر اين باورند كه شير دو شخصيت متفاوت دارد، يكي حيوان آرام و تنبلي در حال خميازه كشيدن در بيشه‌زار آرميده و دوم شكارچي سريعي كه هنگام غروب آفتاب به دنبال طعمه مي‌گردد (حتي بزرگتر از وزن خودش) تا با نيروي زياد آن را از پا درآورد. در واقع شير شكارچي سريع و نيرومندي است كه حيوانات كوچك را با يك ضربه دست از پا درمي‌آورد ولي حيوانات بزرگ مانند گاووحشي يا گوراسب را با استفاده از وزن بدن سنگينش بخاك مي‌كشاند. شيرهاي ماده به صورت گروهي بيشتر در هواي تاريك و روشن يا صبح هنگام كه گرماي آفتاب كمتر است در فضاي باز دشت آفريقا به شكار مي‌پردازند، شير نر در امر شكار آنها دخالت نمي‌كند ولي گروه ماده‌ها را از دور پشتيباني مي‌كند و با غرش خود گله گاوميش‌ها را به سمت شيرهاي ماده مي‌كشاند، ماده‌ها در گروه هر كدام محل خاصي دارند تا بتوانند از سمت پهلوها و پشت سر به طعمه حمله كنند. اين همكاري، شانس موفقيت آنها را بالا مي‌برد و مي‌توانند يك گله گاوميش را از جهات مختلف محاصره كرده و به آنها حمله كنند و همچنين طعمه شكار شده را از دست شكارچياني مثل كفتارها و كركس‌ها (از فواصل دور) حفظ كنند. آنها بيشتر گله‌هاي گورخر و بوفالو را مورد حمله قرار مي‌دهند و گاهي هم گونه‌هايي شبيه غزال‌هاي تامسون را شكار مي‌كنند وحتي زرافه را كه بلندقدترين حيوان چهارپا است نيز شكار مي‌كنند البته در شكار زرافه سعي مي‌كنند هنگاميكه مشغول نوشيدن آب است و سرخود را پايين آورده به آن حمله كنند ولي از شكار حيوانات بزرگي مثل اسب‌هاي آبي، كرگدن و فيل به دليل خطراتي كه از ناحيه دندان‌ها و شاخ حيوان تهديدشان مي‌كند، اجتناب مي‌ورزند. به هنگام شكار گورخر، ابتدا شير مده با چشمان طلايي به گله گورخرها خيره نگاه مي‌كند و با دقت و سرعتي خاص يك گورخر كم سن و سبك وزن را از گله دور مانده انتخاب كرده آهسته و آرام با پنجه‌هايي كه مانند ساير گربه‌سانان است از ميان علفهاي نارنجي رنگ دشت با بدن كشيده و گوشها و دم پايين آمده كه ديده نمي‌شود به سمت آن مي‌خزد و دزدانه نزديك مي‌شود و معمولا در شعاع 30 متري، خود را نشان داده، با سرعت و با تمام قوا آن را تعقيب كرده و از پهلو يا پشت سر با دستهاي عضلاني و نيرومند، خود را روي كمر آن پرتاب مي‌كند تا امكان صدمه ديدن از شاخ‌ها و سم‌هاي حيوان كمتر باشد و با پاهاي جلو و پنجه‌هاي قوي آن را به پايين خم مي‌كند و بدنش را گاز مي‌گيرد، در همين لحظه شير ماده ديگر به محض رسيدن با دستهاي قوي خود گردن شكار را مي‌گيرد و خود را به پوزه آن آويزان كرده و آن را به پايين مي‌كشاند و پنجه‌هاي قوي و تيزش را در صورت و پيشاني حيوان فرو كرده و گردن آن را پيچ مي‌دهد و با حركت دست آن را به يك طرف مي‌خواباند و به محض آنكه حيوان بيچاره روي زمين افتاد دندان‌ها را در استخوان گردن فرو كرده و نگه مي‌دارد تا خفه شود. گروه ماده‌ها بالاي سر شكار حاضر شده و ابتدا شكم را پاره مي‌كنند، شير نر هم خود را بر سر طعمه مي‌رساند و حتي قسمتهاي بيشتري از طعمه را مي‌خورد و گاهي هم گوشت طعمه را از دست شيرهاي ماده دزديده و با بچه شيرها سهيم مي‌شود، يك شير ماده تقريبا به حدود 5 كيلوگرم و يك شير نر تقريبا به 7 كيلوگرم گوشت در هر روز نياز دارد. البته بسيار اتفاق افتاده كه شيرها به ضرب شاخ بوفالوهاي عظيم‌الجثه از پا درآمده‌اند اما گاهي هم ديده شده يك شير به تنهايي به يك گاو ميش حمله كرده و اگر موفق شود طعمه كشته شده را برداشته و به كناري مي‌رود و بعد از خوردن غذا به طور دسته جمعي (نر و چندين ماده و بچه‌هاي آنها) زير سايه درختان اقاقيا به استراحت پرداخته و بچه‌ها به بازيگوشي مشغول مي‌شوند. رقابت براي بدست آوردن غذا گاهي سبب مي‌شود 80% توله‌ها قبل از رسيدن به 2 سالگي بميرند. اگرچه شير ماده به شكار بروند يك شير ماده مراقبت از بچه‌ها را در گروه به عهده مي‌گيرد چون وقتي توله‌ها تنها بمانند ممكن است طعمه كفتارها و شيرهاي نر ديگر شوند و اگر يك شير ماده همراه با دسته‌اي از بچه شيرها ديده شود روزي است كه نگهداري از بچه‌ها را به عهده دارد. شيرهاي جوان از 3 ماهگي تلاش مي‌كنند كه رويش‌هاي شكار را بياموزند. بطور كلي شيرها سعي مي‌كنند حيواناتي را براي شكار انتخاب كنند كه دسترسي به آنها آسانتر باشد به اين دليل نسل حيوانات قوي‌تر و سالم‌تر بيشتر حفظ مي‌شود معمولاً باقيمانده طعمه شكار شده نصيب كفتارها و كركس‌ها خواهد شد.
شيرهاي آدمخوار
چرا شير آدمخوار مي‌شود؟
گاهي شيرها آدمخوار مي‌شوند و با دزديدن و شكار انسان كه معمولا در طول شب است به خوردن گوشت انسان عادت كرده و شكارچي انسان مي‌شوند. دانشمندان هنوز قطعاً نميدانند چرا بعضي از شيرها عادت به آدمخواري مي‌كنند، البته طبق يك نظريه قديمي عقيده بر اين است كه وقتي شيرها مجروح مي‌شوند و توانايي شكاركردن را از دست مي‌دهند يا دندان‌هاي آنها خراب مي‌شود يا از بين مي‌رود به خوردن گوشت انسان تمايل پيدا كرده و آدمخوار مي‌شوند، اما مواردي هم ديده شده كه بعضي از شيرهايي كه آدمخوار شده‌اند در سلامت كامل بوده‌اند مثل شيرهاي Tsavo. بنابراين سالم نبودن شير تنها دليل گرايش آنها به اين امر نيست. وقتي تعداد چهارپاياني كه غذاي شيرها هستند كم مي‌شوند و شيرها طعمه لازم براي شكاركردن بدست نمي‌آورند به دزديدن وخوردن مردم روستا رو مي‌آورند و در زماني كه كشاورزان مي‌خوابند حمله آنها بيشتر مي‌شود، همچنين در طول فصول باراني حالت تهاجم و توحش آنها بيشتر مي‌شود بعلاوه شكار در اين شرايط آب و هوايي براي آنها سخت‌تر است و لي در فصول خشك گرايش آنها به آدمخواري كمتر مي‌شود. يك شير آدمخوار از ميان ديوارهاي كوتاه يا حاشيه علفها بيرون آمده يا روي سقف پوشيده از كاه خانه‌هاي روستايي (آفريقا) مي‌پرد و به ساكنين اين منازل كه از ترس به خود مي‌لرزند يورش برده و يا آنها را از بسترهايشان هنگام خواب بيرون مي‌كشد اگر شير دو نفر را با هم در كلبه ببيند هر دو را مي‌كشد ولي يكي را به دهان گرفته و به بيرون مي‌پرد و از همان راهي كه آمده برمي‌گردد تا از نظرها دور شود و بعلاوه به مادران و بچه‌هايي كه در حال بازي كردن هستند حمله كرده و آنها را مي‌ربايد. اغلب يك شير آدمخوار، صبورانه نزديك درهاي بسته يك خانه روستايي دراز مي‌كشد و منتظر مي‌ماند و به محض آنكه شخصي به هر دليلي (مثلا رفتن به دستشويي) بيرون بيايد شير غرش رعد‌آسايي كرده و به يكباره روي او مي‌پرد و طعمه شكار شده را با خود حدود 50 يارد مي‌كشاند و دور مي‌كند و معمولا ابتدا امعاء و احشاء و قسمتهاي گوشتالوي آن را مي‌خورد. مشهورترين شيرهاي آدمخوار در طول تاريخ آفريقا آدمخواران Tsavo (تساوو) بودند كه يك جفت شير نر بزرگ بدنام كه سبب بيشترين كشتار در جنوب شرقي كنيا در سال 1898 شدند. در اين تاريخ پروژه ساختماني بزرگ احداث خط آهن اوگاندا بطول 580 مايل ازسواحل مومباسا به نايروبي در دست انجام بود در اين فاصله 100 يارد پل ساخته شد، اين پروژه توسط مهندسين انگليسي اداره مي‌شد و هزاران كارگر هندي و آفريقايي به كار گماشته شده بودند. هوا بسيار گرم و سختي كار زياد بود و بعضي از كارگراني كه مي‌مردند در ميان علفها انداخته مي‌شدند كه خوردن جسد آنها توسط دو شير نر كم كم آنها را به آدمخواران مخوفي تبديل كرد و منجر به حمله آنها به اردوگاه‌ها و كشتن و دزديدن كارگران شد. روشن بود كه دو شير با هم كار مي‌كنند اين كتشار در بالا و پايين خط راه آهن و كمپ Patterson مهندس سرپرست اين پروژه صورت مي‌گرفت. بوميان آنها را اهريمن دانسته و نام روح و تاريكي را روي آنها گذاشتند. مهندس Patterson ابتدا در اين مورد مشكوك بود ولي بعد از آنكه يكي از كارگزارانش هنگام شب فرياد زنا ربوده شد و صبح رد پاها و علامتهاي خون ريخته شده از جسد پاره شده آن را ديد مطمئن شد كار شيرهاي آدمخوار است، او كه در هندوستان شكار ببر كرده بود تصميم گرفت آن دو را بكشد. يكي از طرح‌هايي كه در آن زمان براي دست يافتن به شيرهاي آدمخوار اجرا شد اين بود كه يك جفت هندي مسلح را بعنوان طعمه دريك قسمت از قفس دو قسمتي قرار دادند. طعمه‌ها با ميله‌هاي محكمي از قسمت ديگر جدا مي‌شدند، قسمت دوم قفس دامي براي شيرها بود كه با ورود آنها درب آن بسته مي‌شد. نقشه گرفت و شيرها بدام افتادند ولي هنديها چنان دست و پاي خود را گم كرده بودند كه فضا را از گلوله‌هاي بدون هدف پر كردند ولي هيچيك از گلوله‌ها به شيرها اصابت نكرد در عوض گلوله به قفس خورد و در باز شد و شير فرار كرد ولي سرانجام دو شير نر اهريمني با نقشه ديگري توسط Patterson كشته شدند و البته تا قبل از به دام افتادن 26 هندي و تعداد بي‌شماري كارگران آفريقايي را كشته بودند. اين دو شير از سلامت برخوردار بودند ولي آدمخوار شده بودند و تروفه‌هاي تاكسيدرمي شده آنها را مي‌توان در موزه تاريخ طبيعي شيكاگو مشاهده كرد. در سال 1947 گروهي شير آدمخوار در منطقه Njombe آفريقا وجود داشتند كه حدود 1000 انسان را كشته و خورده بودند واين شيرها درسلامت كامل بودند. از اين گروه حدود 15 شير يا بيشتر كشته شدند ولي مردم روستايي دهكده خود را ترك كردند.
http://irandeserts.com/pics-5/lion-2big.jpg

ATOS
8 December 2008, 11:57 PM
البته بد نیست عزیزان بدونن در چند سال اخیر شایعاتی مبنی بر مشاهده شیر ایرانی مطرح شده که تاکنون هیچ مرجع رسمی اونو تائید نکرده:icon_evil