PDA

View Full Version : تفاوت اپن سورس و نرم افزار آزاد


hm712
23 May 2008, 10:26 PM
پست اصلی این تاپیک را در پاسخ به سوالی مطابق با عنوان این تاپیک، که در فروم دیگری بیان شده بود ایجاد کردم.
بخاطر پرمحتوی (بخصوص با تایید خوانندگان آن جستار مذکور) و حجیم بودن آن ، و ضمنا بخاطر اینکه همیشه اینطور مطالب را در چند فروم همزمان کپی میکنم تا هم خوانندگان بیشتری بیابند و هم بنا به تجربهء شخصی چند باره در طی چند سال در این نت بی صاحب (!) که نشان داده است مطالبی که صرفا در گوشه ای باشند و وابسته به یک سایت و فروم، میتوانند براحتی و بدون هشدار و امکان بازگشت از عرصهء هستی ناپدید شوند، پست مورد نظر را بصورت یک تاپیک مستقل درآورده و در فرومهای آشنای همیشگی ام درج میکنم.
امیدوارم مقبول و مفید باشد و حمل بر خودستایی نکنید.
اما براستی کمتر کسی امروز بقدر بنده در این زمینه مطالعه و تحقیق کرده است و حتی از وجود این دیدگاهها اطلاع دارد و صاحب نظر است.

==============================
پاسخ به «تفاوت اپن سورس و نرم افزار آزاد چیست ؟»:

نرم افزار آزاد یک متد توسعهء نرم افزار نیست یا یک سیستم برای بیزینس، بلکه در درجهء اول یک فلسفهء اجتماعی/اخلاقی هست که به کلیت انسانیت و جامعه و اخلاق نگاه میکنه و اینکه در مجموع یک جامعهء بهینه و عدالتمند رو چطور میشه ایجاد کرد.
نه به یک بخش و مقوله و قشر خاص به تنهایی. البته با توجه به ابزاری در حیطهء تخصص خودش (رایانه) و چگونگی بکارگیری و سیستم و کنترل و حقوق و آزادی های حاکم بر آن.
اگر شما تنها یک بخش و قشر رو جدا کنید آیا این معیار مطمئنی برای قضاوت درمورد کلیت جامعه خواهد بود؟

نرم افزار آزاد برخلاف اپن سورس فقط یک تعریف از شرایط و مجوز نیست (بنظرم بقیش هم چیز زیادی نداره جز بیان مطالب فنی و شاید تعریف متدهای بیزینسی - ما که چیزی ندیدیم!)، بلکه دقیقا یک فلسفه هست و این فلسفه هست که تمام این تعاریف و مجوزها در نتیجش و برای تحقق جامعهء مورد نظرش بوجود آمدن.
تفاوت در همینجاست. در ریشه.
ابزارها و نتایج ظاهرا مشترک هستن؛ حرکت فیزیکی تقریبا موازی و سازگار هست (تاحال). اما بنیادها تفاوت دارن.
بنظر بنده مسلما این تفاوت تاثیرات عملی جدی هم داشته و داره، اما بعلت موازی بودن و آمیزش این دو باهم، برای افرادی که قضایا رو خوب درک نکردن قابل تشخیص و تفکیک نیست که کدام تاثیر تا چه حد مجزا و مال کدام هست.
عمدتا نظرم درمورد سد کردن انحصار و گسترش آزادی هست. بخصوص از نظر فکری که بعد زمینهء نتایج عملی هم میشه.

سوال این تاپیک این نیست که شما اپن سورس رو ترجیح میدید یا نرم افزار آزاد رو.
سوال روی جنبهء خاصی مثل جنبه فنی و ظاهری هم تمرکز نکرده و مشخصش نکرده.
بلکه تفاوتی رو که واقعا وجود داره خواسته.
در خود سوال این مطلب وجود داره که اینها ظاهرا تفاوتی ندارن.
سوال درواقع از این شک منطقی ایجاد شده که اگر تفاوتی ندارن پس چرا دوتا هستن! (به بیان دیگر حتما تفاوتی در جای دیگری هست)
چرا اپن سورس مدتها پس از نرم افزار آزاد بعنوان یک جنبش مستقل بوجود آمد، درحالیکه ظاهرا تفاوتی دیده نمیشه و حتی از مجوز نرم افزار آزاد (GNU GPL) هم استفاده میکنن.
البته به گمانم از لایسنسهای دیگر و غیر کپی لفت هم استفاده کنن. دقیقا این مورد رو نمیدونم و شاید یادم نیست. اگر شما میدونید بگید. تاجایی که یادمه تعریف نرم افزار اپن سورس رو قبلا خونده بودم، اما یادم نمیاد کپی لفت جزو شرایطش بوده باشه.

باید به نقل از منابع رسمی نرم افزار آزاد بگم که «اپن سورس اساسا یک متد توسعهء نرم افزار هست (گرچه ادعاهای دیگری بکنه - باید اثبات کنه)، درحالیکه نرم افزار آزاد یک فلسفهء سیاستی (political - ممکنه با سیاست فرق داشته باشه - برای همین گفتم سیاستی و نه سیاسی) هست» که بر پایهء منفعت کلی اجتماع بر اساس اصول دموکراسی واقعی و اخلاق شکل گرفته. یک جامعهء انسانی که در اون به آزادی و همکاری و برابری انسانها ارزش داده میشه.
جامعه ای که پتانسیل پیشرفت و بهبود در اون برای هر فردی و در مجموع برای کل جامعه و حتی بشریت، تا حداکثر ممکن حفظ شده و در دست و ارادهء افراد و قشر خاصی قرار نگرفته.
جامعه ای که تنها معیارش نامحدود کردن یا ایجاد امکان پولدار شدن یک فرد یا شرکت و گروه و قشری نیست. بلکه به تمام معیارها و به تمامی جامعه توجه میکنه.

نرم افزار آزاد میگه، علاوه بر پول و تولید ثروت و تجمعش (که فکر نمیکنم به خودی خود مطلوب باشه)، چیزهای دیگری هم وجود دارن. رفاه/عدالت/حقوق تنها با پول و مجموع پول موجود در یک جامعه تعریف نمیشه (گذشته از میزان یکنواختی توزیعش). و رفاه تام انسانیت هم تنها با پولدار بودن تعریف نمیشه. فرضا اگر شما پول زیادی داشته باشید ولی اجازه نداشته باشید خیلی کارها رو انجام بدید آیا لزوما خوشبخت هستید؟ پس چیزهای دیگری هم هست. آزادی. روابط انسانی. دوستی. حیطهء خصوصی. حقوق طبیعی. و غیره...
اینکه همه بتونن با لیاقت و حقوق طبیعی و تلاش خودشون از یک سطح استاندارد برخوردار بشن. حداکثر عدالت و عمومیت رفاه برای کل جامعه. نه برای سرمایه دارها و ابرشرکت ها.
این سیستم باید طوری باشه که برآیند کلی و توزیع مجموع فرصتها و امکانات و آزادیها در جامعه بیشترین سازگاری رو در این راستا داشته باشه. نه اینکه فرضا بگیم خب پس حالا توسعه دهندگان نرم افزار هم باید بتونن حتما از همین راه به سطح مورد نظر برسن و باید هر قانون و سیستمی که این رو تامین میکنه ایجاد کنیم! خیر اینطوری نیست و واضحا غلط هست.

چون اپن سورس از ریشه صحبتی نمیکنه پس تعهدی هم نمیده و در راستای هدف آزادی برای تحقق جامعه و اخلاق انسانی قابل اتکا نیست. حامیانش ممکنه روزی با تغییر راه رسیدن به اهداف دیگر خودشون براحتی ازش دست بکشن و راه دیگری رو در پیش بگیرن. کسی هم که پیرو اپن سورس هست و فلسفه و آرمان و معیار نرم افزار آزاد رو نداره، واضحا دلیلی برای وفاداری به روش قبلی نخواهد داشت.

اپن سورس فقط فعلا (و از قبلا) داره موازی حرکت میکنه و کمکهایی میکنه (کسی انکار نکرده و بجای خودش مورد تقدیر و استفاده واقع شده). اما صرفا مثل یک غریبه که داره اینکار رو میکنه چون منافعش فعلا با ما مشترک هست. اما در نهایت ممکنه اینطور نباشه. برای اون آرمانهای ما مهم یا دارای اولویت یکسان نیست.
و این راه ما راهی هست که کسی باید ادامه بده. کسی که استوار و معتقد به آرمان ما باشه. پس آرمان ما هم باید موجود باشه! نه فقط یک ظاهر.
و ابزار اصلی موثر و استوار در ادامهء این راه و تاثیر هرچه بیشترش هم چیزی نیست جز همون فلسفهء جنبش نرم افزار آزاد.
شاید بعضی از ما خوابیم و نمی بینیم. چون تنها دور و بر و دو قدمی جلوی پای خودمون رو نگاه میکنیم و حتی سدهای عظیمی رو که در دوردستها ساخته شدن و دارن ساخته یا پی ریزی میشن نمی بینیم. خب شاید برامون مهم نباشه. شاید فکر کنیم در عمر و مکان ما اینها سدی در برابر مای نوعی نیستن و ضرری به ما نمیزنن و میتونیم در فرصتی که داریم خوب پولدار/خوشبخت بشیم! البته بستگی داره خوشبختی رو در چه چیز یا چیزهایی بدونیم و به چه چیزهایی علاقه داشته باشیم و براشون نسبت به هم چه جایگاه و ضریب اهمیتی قایل بشیم.
حالا صرفنظر از از صحت این پیش بینی و امکان حفظ منافع شخص ما، آیا این تفکر انسانی ای هست؟ آیا سطحی و خودخواهانه نیست؟
حتی اگر شخصا مشکلی نداشته باشه و وجدان ما آسوده باشه، آیا چیزی رو جز اینکه منافع شخص ما در چیست ثابت میکنه؟

برای درک نرم افزار آزاد باید منافع خودتون رو در این امر دخالت ندید. این معیار مشروع و کاملی نیست. تنها میتونه ثابت کنه که منفعت شما در یک زمان و مورد و مقولهء خاص در چیه! اما این هیچ چیز دیگری را ثابت نمیکنه. منجمله مشروعیت اعمال شما در راستای دستیابی به منفعت مورد نظرتون. اینطور نیست؟!
بلکه شما باید ثابت کنید که عملکرد شما حق کسی رو پایمال نمیکنه و به کلیت اجتماع صدمه نمیزنه و سیستم پیشنهادی شما در مجموع به نفع اجتماع هست. اگر سیستم بهتری برای بهره مندی کلی اجتماع وجود داشته باشه، انکار و پنهان کردن و مخالفت باهاش احتمالا مشکل خواهد داشت! اینطور نیست؟

نرم افزار آزاد میگه منفعت اجتماع در چیست. اخلاق چیست. دموکراسی چیست. عدالت چیست. آزادی و حقوق طبیعی و حداقلهای لازم برای زندگی انسانی در یک جامعهء انسانی چیست و به چه چیزی نیاز داره.
در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات و رایانه، یک جزء مهم از این نیاز، نرم افزار آزاد هست.
این عصر و تحولاتش چیز جدیدی هست. سریع و غافلگیر کننده. برای همین هست که نرم افزار آزاد هم اینقدر غیرعادی بنظر میرسه و درکش سخت هست.
چون هنوز اثرات سیستم و نوع کنترل حاکم بر این دستاوردها و امکانات و تغییرات شگرف بی سابقه در تاریخ بشر، به خوبی درک نشدن.
مردم فرصتی برای فکر کردن و تحلیل و دیدن کلیتش نداشتن.
اما دانشمندان روشن و هوشمند و خبره ای مثل آقای استالمن به موقع این مطلب رو متوجه شدن.
البته حتی ایشان هم بقول خودشان با فرصتهای استثنایی و تجربیات شخصی ای که داشتن متوجه این امر شدن و ضررهای سیستم انحصاری و امکان وجود یک سیستم بهتر رو تحلیل و درک کردن.

تفاوت نرم افزار آزاد و اپن سورس در پایه های اعتقادی اونهاست.
نرم افزار آزاد میگه این آزادیها حق طبیعی مردم هست، برای دموکراسی لازم هست، انسانی هست و برای داشتن یک جامعهء انسانی بهینه که اعضاش باهم روابط انسانی دارن لازمه، از فساد و کنترل و تمرکز خطرناک قدرت و ثروت و نفوذ جلوگیری میکنه و غیره.
ظاهرا در اپن سورس هیچکدام از اینها جایگاه یکسان با نرم افزار آزاد ندارن؛ اصولا اگر وجود داشته باشن!
پس در اپن سورس چیزهایی میتونه بر این معیارها ترجیح داده بشه. مثل پیشرفت فنی خاص و یا منافع یک قشر و صنعت و تجارت خاص و اصولا امکان موجودیتش. گرچه چنین چیزی حتی تاکنون به هیچ صورتی پیش نیامده باشه. حالا مهم نیست که تعریف خود اپن سورس از نظر مجوز با نرم افزار آزاد تطابق داره.
مهم این هست که اپن سورس نه اسمش و نه تعریف و فلسفش چیزی برای پشتیبانی و تاکید آرمانهای نرم افزار آزاد ارایه نمیده.
پس زمانی و در شرایطی میتونه محو بشه که نرم افزار آزاد محو نمیشه. و حتی این اسم هم قابلیت این رو داره که تحت تعریف دیگری قرار بگیره و حتی شرایط مجوزش عوض بشه. اما فعلا سازگار با نرم افزار آزاد هست. چون اپن سورس یعنی فقط سورس در دسترس باشه!!
کجاش مثلا گفته حقوق در استفاده در هرکاربردی به هر تعدادی و هر شکلی و همچنین حقوق برای تغییر و توزیع اصل یا نسخه های تغییر یافته رو تحت همین شرایط دارید؟
اما نرم افزار «آزاد» دقیقا به اصل قضیه و کلیت مطلب اشاره میکنه که خیلی دقیقتر و مستحکمتر هست. یک فلسفه رو پیش میکشه و نکته ای رو به ذهن میرسونه که ورای مسایل فنی و متدهای بیزینسی معنادار هست.

چون اپن سورس محتوی آرمانها و اصول پایه و اولویت دار نرم افزار آزاد نیست (اگر بود که تفاوتی نمیکرد؛ میکرد؟)، درواقع یک جریان قابل اتکا در راستای مسئلهء اصلی مورد نظر نرم افزار آزاد نیست.
نرم افزار آزاد یک جنبش اجتماعی/اخلاقی/سیاستی هست که به دستاوردهای ملموس و فنی هم منجر شده.
اما این دستاوردها تنها نتیجه هستن و اصل همون فلسفه هست. خب بسادگی این فلسفه در اپن سورس وجود نداره یا اون جایگاه اساسی و محکم و غیرقابل مصالحه رو نداره که اگر داشت تفاوتی میان اپن سورس و نرم افزار آزاد نمیبود. تفاوت در اینجاست. و این تفاوت پتانسیل ایجاد تفاوتهای عملی عمیق رو داره؛ گرچه تاحال چنین چیزی پیش نیامده باشه.
ضمن اینکه اپن سورس به دلیل عدم وجود یا اولویت چنین آرمانهایی، اصولا ابزار و اسلحه ای به قدرت و اعتبار و قابلیت اتکای نرم افزار آزاد، در برابر انحصار و جایگزینی سیستم آزاد بجای سیستم انحصاری، نیست.
اپن سورس میتونه براحتی تغییر کنه. چون هدف و معیارش چیز دیگری هست.

راستی آیا بنظر شما امکان موجودیت یک بیزینس، مثل کشت خشخاش و تبدیلش به مواد مخدر میتونه به خودی خود برای کل جامعه سودمند درنظر
گرفته بشه؟ به صرف اینکه یک عده زحمتی هم مثلا در این میان بکشن (برای تولید مواد مخدر) و کسانی هم مصرف کننده باشن.
گرچه این مثال بسیار غلیظ هست؛ و نمیگم شرایط در سیستم نرم افزار انحصاری دقیقا یا به این شدت و وضوح یکی هست؛ فقط میخوام نشون بدم که استدلال و معیار «منافع و حفظ نتیجهء زحمت و امکان وجود یک بیزینس و گستردگی یک تخصص» از اساس مشکل داره.
معیار امکان وجود یک بیزینس نیست. معیار حفظ منافع و حفاظت از دستمزد زحمات یک عدهء خاص نیست.
بلکه معیار این هست که ببینیم در مجموع این سیستم و بیزینس برای بشریت مفید هست یا بهترین هست یا نه.
صرف زحمت کشیدن در مورد خاصی هم حقی رو ایجاد نمیکنه.
فرضا شما نمیرید بخشی از کوه رو با کلنگ و با مشقت زیاد و شاید طی مدت طولانی بکنید تا بعد بخواید ادعای مالکیت یا نوعی انحصار روی روی اون بکنید و یا انتظار جبران زحماتتون رو از کسی داشته باشید.
بلکه ماهیت موردی که روش زحمت میکشید این حقوق رو تعریف میکنه که ممکنه کلا موجود نباشن یا بعلتی از میان برن. فرضا بعدا بفهمیم که نادرست/غیرمنطقی بودن و با مسایل مهمتری تداخل پیدا میکنن.

وقتی یک سیستم با سیستم دیگر برخورد پیدا میکنه و همدیگر رو تضعیف میکنن، معقوله که اونی رو که بهتر هست (در مجموع) انتخاب کنیم. اینطور نیست؟
حداقل نمیشه سیستم بهتر رو فدا کرد و جلوی رشدش رو گرفت. وقتی چنین امکانی وجود داره!
بلکه اگر سیستمی میخواد فدا بشه باید سیستم بدتر باشه. ولو پتانسیل کسب منفعت عده ای هم در این میان از بین بره و بیزینسی محو بشه و شاید زحمات بعضی هم هدر بره. البته اگر بدون این مسایل این تغییر ممکن باشه خب میشه این امکانها رو هم حفظ کرد. اما در واقعیت همه چیز باهم ممکن نیست. بعضی چیزها باهم تضاد منطقی دارن و بعضی هم بخاطر محدودیتهای موجود حداقل فعلا قابل دستیابی نیستن.

مسلما بعد از جایگزین شدن سیستم جدید و از میان رفتن تعریف حقوق قبلی، کسی هم مجبور به فعالیت در زمینهء قبلی نیست، و منطقا با چنان نیت و اهداف قبلی که دیگه امکان وجود ندارن روی اون قضیه وقت و انرژی صرف نمیکنه.
اما همواره کسانی که براشون منافع و انگیزه و اهداف جدیدی در سیستم جدید ایجاد شده و یا از قبل هم این منافع و اهداف و انگیزهایی رو که باوجود سیستم جدید حداقل از میان نرفتن داشتن (گرچه تخفیف پیدا کرده باشن و محدودتر شده باشن)، میتونن وجود داشته باشن که روی اون زمینه کار کنن.
چیزی که در نرم افزار آزاد ثابت شده و عدهء زیادی با اهداف و انگیزه های مختلف، حتی گاهی مادی (گرچه مقدار و گستره و آمارش خیلی کمتر از سیستم انحصاری باشه)، روی نرم افزار آزاد کار میکنن.

البته بنظرم عملا ممکنه وقتی ببینیم این مبارزه میان دو سیستم در زمان معقول راه به جایی نمیبره و در مجموع هزینه هاش هم موجب ضرر شده بیخیال این مبارزه بشیم. اما به شرطی که واقعا اون سیستم بدتر خیلی هم بد نباشه و بدتر نشه؛ قابل کنترل باشه و غیره. یعنی ترک مبارزه موجب بدتر شدن اوضاع نشه.
ولی وقتی مبارزه وضع رو از چیزی که بدون مبارزه وجود داره و در آینده پیش میاد بهتر میکنه، پس باید مبارزه کرد.
هدف اصلی نرم افزار آزاد از ابتدا عمومیت کامل نرم افزارهای آزادی و نابودی کامل نرم افزار غیرآزاد نبود، گرچه این حالت رو درست و لازم میدونه؛ اما هدف اصلی و اولویت حیاتی امکان وجود آلترناتیو کامل آزاد بود.
یعنی تا همین حد رو هم برای جامعه کاملا مفید و ضروری میدونه.

در واقعیت هم بدتر نشدن سیستم انحصاری چیزی نیست که وجود داره؛ اسناد و استدلالهای روشن این مطلب رو نشون میدن.
مثل قوانینی که هر روز سخت تر شدن و حتی از محدودهء قانون اساسی و معیارهای معقول هم خارج شدن و توجیه منطقی براشون وجود نداره.
مشخص هست که تنها منافع مادی قشر و گروه و بخصوص شرکتهای بزرگ و بیزینس های خاصی در این میان موثر بوده.
فرضا در قانون اساسی (ایالات متحده) کپی رایت باید دورهء زمانی محدود (و منطقا با توجه به هدف بیان شده، معقول.) داشته باشه. این امر برای وارد شدن کارها پس از دورهء زمانی معقول به محدودهء عمومی (Public Domain) بوده. چون هدف از کپی رایت تنها ایجاد درآمد برای مولفان نبوده، بلکه تشویق و رشد اونها و امکان تولید محصولات بیشتر برای سودبری نهایی جامعه بوده. درواقع هدف اصلی منافع کلی اجتماع بوده؛ نه مولفان و ناشران (که در عمل ناشران بخش عمدهء منافع رو از این سیستم میبرن و بخش کوچکی به مولفان میرسه).
درحالیکه در حال حاضر نه تنها این زمان به نحو نامعقول و ناسازگاری با هدف بیان شده در ایجاد این سیستم (کپی رایت) افزایش پیدا کرده (به بیش از طول عمر یک انسان و فکر میکنم حداکثر تا ۱۵۰ سال)، بلکه حتی کپی رایتهای قبلی هم چندین بار همراه با افزایشهای متوالی زمان قانونی کپی رایت تمدید شدن! چیزی که اصلا با قانون اساسی منافات داره و خود قانون دانها به این امر معترف هستن.
حالا انگیزه مثلا چی بوده؟ حامیانش کیا بودن؟
خودتون برید ببینید!
مثلا والت دیزنی! اونم بخاطر میکی ماوس!!
تمام ابرکمپانیها و صاحبان منافع از انحصارها.

درمورد کپی رایت هم اگر پرسشی دارید و فکر میکنید این یک حق طبیعی مولفان هست، به مقاله ای که در این ارتباط قبلا ترجمه کردم و در این تالار و همچنین در چند فروم دیگر درج کردم مراجعه کنید و اسناد و استدلالهای موجود در اون رو بخونید.
بنظرم عنوانش این هست: «تفسیر اشتباه کپی رایت -- از بخش فلسفهء گنو» و در این فروم در این تالار در تاپیک مجتمع شده ای از مقالات بخش فلسفهء گنو هست: http://www.phalls.com/vbulletin/showthread.php?t=39386
(در بقیهء فرومها در تاپیک مجزایی درجش کردم.)