PDA

View Full Version : اتومبیل و فرهنگ اتومبیل در آمريکا



hossein_s89
20 May 2007, 06:16 AM
http://www.bbc.co.uk/f/t.gifhttp://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2007/05/20070517151946benz.jpg
"در لس آنجلس به خاطر آب و هوای ملايم، مردم وقت زيادی صرف ماشينهايشان می کردند و در طبيعت خود را با ماشين هايشان سرگرم می کردند. شکل و رنگ ماشين ها را تغيير می دادند، سقف آنها را بر داشتند و سعی می کردند ماشينهايشان هر چه بيشتر در چشم باشد"
در سال ۱۹۰۸ يعنی ۹۹ سال پيش هنری فورد با توليد انبوه مدل تی، هزينه ساخت اتومبيل را توانست آنقدر پايين آورد که هر کسی در آمريکا قادر به خريد ماشين شد.
بر خلاف گذشته که هر ماشين همزمان توسط چند کارگر ساخته می شد، فورد با تقسيم کار هر کارگر را بر مسئوليت خاص و مکان ثابتی گماشت، بطوريکه به جای آنکه کارگرها به سراغ ماشين بروند، ماشين به سراغ آنها می آمد و مرحله به مرحله بين کارگران دست به بدست می گشت تا تکميل می شد.
به گفته لسلی کندل کارشناس موزه اتومبيل در لس آنجلس همگانی شدن اتومبيل و ساخت اولين بزرگراهها مورفولوژی و ريخت شناسی شهرهايی مثل لس آنجلس را با خود تغيير داد:
"کاری که بزرگراه کرد اين بود که به لس آنجلس اجازه داد بطور افقی گسترش و وسعت پيدا کند. به خاطر ماشين و توپوگرافی لس آنجلس شهر پخش شد. اما در نيويورک و يا شهرهايی مثل شيکاگو که مردم ماشين نداشتند مجبور شدند که شهر را بطور عمودی گسترش دهند تا مردم بتوانند بين محل کار و زندگی خود رفت و آمد کنند."
http://www.bbc.co.uk/f/t.gifhttp://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2007/05/20070517153823saleen.jpg
"ماشين های ما تبديل به لايه بيرونی لباس ما شد. در نيويورک، شيکاگو و سانفرانسيسکو ، مردم خودشان را با لباسهايشان ابراز می کردند. اما در لس آنجلس ماشين جای لباس را گرفت"
به تدريج فرهنگ مردم تحت تاثير قرار گرفت. آنها ياد گرفتند که خود را از طريق ماشين هايشان ابراز کنند.
لسلی کندل می گويد:
"ماشين های ما تبديل به لايه بيرونی لباس ما شد. در نيويورک، شيکاگو و سانفرانسيسکو ، مردم خودشان را با لباسهايشان ابراز می کردند. اما در لس آنجلس ماشين جای لباس را گرفت. اولين چيزی که مردم متوجه آن می شدند و درباره شما ياد می گرفتند ماشين شما بود."
در لس آنجلس به خاطر آب و هوای ملايم، مردم وقت زيادی صرف ماشينهايشان می کردند و در طبيعت خود را با ماشين هايشان سرگرم می کردند. شکل و رنگ ماشين ها را تغيير می دادند، سقف آنها را بر داشتند و سعی می کردند ماشينهايشان هر چه بيشتر در چشم باشد.
به گفته لسلی کندل در شرق امريکا و شيکاگو همه چيز يک مقدار محافظه کارانه بود. اما در غرب يعنی در کاليفرنيا مردم بدنبال ماشين هايی بودند که بسيار در چشم بودند.
http://www.bbc.co.uk/f/t.gifhttp://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2007/05/20070517153736ford.jpg
"در شرق آمريکا و شيکاگو همه چيز يک مقدار محافظه کارانه بود. اما در غرب يعنی در کاليفرنيا مردم بدنبال ماشين هايی بودند که بسيار در چشم بودند"
اما علاوه بر آب و هوا، وجود هاليوود در جنوب کاليفرنيا نيز در ذائقه ويژه اين منطقه بی ثاتير نبوده است:
"مردم در مجله ها می خواندند که هنرپيشه های جذاب، سوار ماشين های چشمگیر می شوند. آنها هنرپيشه ها را در تلويزيون و سينماها می ديدند که مشغول رانندگی ماشين هايی هستند که غبطه سايرين را بر می انگيخت. ديدن اين تصاوير باعث می شد که آنها هم بخواهند اينجور سبک زندگيی داشته باشند و سوار اينطور ماشين هايی بشوند."
کارخانه های اتوموبيل سازی که عمدتا در ديترويت ايالت ميشيگان مستقر بودند، به تدريج از تغييراتی که مردم لس آنجلس به ماشين هايشان می دادند الگوبرداری کردند و اتومبيل های جالب تر و سرگرم کننده تری توليد کردند. بعد شرکت های بزرگ اتومبيل سازی تصميم گرفتند که شعبه های استوديوهای طراحی خود را در لس آنجلس مستقر کنند:
"تقريبا همه کارخانه های بزرگ بين المللی دارای استوديوهای طراحی در جنوب کاليفرنيا هستند. چرا؟ چون اينجا مرکز الهام است. شما نبايد راه طولانی برويد که ملهم شويد. فقط کافيست که نگاهی به حيات خلوت خود و يا خيابان بيندازيد."
لسلی کندل می گويد بر خلاف اروپايی ها که با داشتن کوچه و خيابانهای کوچک بيشتر طرفدار ماشين های کوچک هستند، آمريکايی ها هميشه ترجيح داده اند ماشين های بزرگ برانند:
http://www.bbc.co.uk/f/t.gifhttp://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2007/05/20070517155129bmwmodel.jpg
"تقريبا همه کارخانه های بزرگ بين المللی دارای استوديوهای طراحی در جنوب کاليفرنيا هستند. چرا؟ چون اينجا مرکز الهام است"
"ما سوار يک ماشين ۲۰۰۰ کيلويی می شويم، می رويم توی يک بزرگراه هشت باندی. می گذاريمش روی کروز کنترل که با سرعت ثابت حرکت کنه. انگار داريم يک تخت دونفره می رانيم. با يک انگشت رانندگی می کنيم و به هر جا بخواهيم می رويم. مردم آمريکا به اين عادت کردند. آنها حتی جاده رو حس نمی کنند. رانندگی می کنند بدون آنکه احساس رانندگی کنند."
خلاصه آنکه ماشين وجه اشتراک همه مردم آمريکاست:
"همه ما در طول زندگی خود به نحوی با ماشينهايمان در کنش هستيم. يا می خريم، يا می رانيم، يا وقتی از کنارمان رد می شود به آنها نگاه می کنيم. بعضی از شخصی ترين و هيجان انگيزترين تجربه های زندگی ما در ماشين رخ می دهد. ما به ماشين هايمان خيلی وابسته هستيم."

hossein_s89
20 May 2007, 06:19 AM
اتومبیل و فرهنگ اتومبیل در آمريکا (بخش دوم)

http://www.bbc.co.uk/f/t.gifhttp://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2007/05/20070517155129bmwmodel.jpg
معماران اتومبیل باید اطمینان حاصل کنند که اتومبیل جدید خصیصه اصلی همه اتومبیل های این کمپانی را داراست و تجسم فلسفه ای است که این کمپانی بر مبنای آن بنا شده است
"مرکز هنر" در پاسادنا در نزديکی لس آنجلس يکی از معروفترين موسسات تربيت طراحان اتومبيل در آمريکا و شايد در جهان باشد. در اين مرکز دانشجويان طی يک دوره چهارساله برای ليسانس و دو ساله برای فوق ليسانس آنچه "معماری اتومبيل" خوانده می شود را می آموزند.
معماری اتومبيل تنها به طراحی يک اتومبيل زيبا محدود نمی شود، بلکه شامل حل مشکل و سازش دادن پيشرفتهای تکنولوژيک با شکل جديد اتومبيل هم می شود. اين معماران بايد اطمينان حاصل کنند که اتومبيل جديد خصيصه اصلی همه اتومبيل های اين کمپانی را داراست و تجسم فلسفه ای است که اين کمپانی بر مبنای آن بنا شده است.
معماری اتومبيل در ايالت ثروتمند کاليفرنيا که به تنهايی ششمين اقتصاد بزرگ دنياست، رونق زيادی داشته است. بيش از ۴۰ درصد از فروش شرکت بنز در آمريکا در اين ايالت است و شرکت های اتومبيل سازی توجه زيادی به ذائقه مردم اين ايالت دارند.

http://www.bbc.co.uk/f/t.gifhttp://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2007/05/20070519220001stewart.jpg
http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/furniture/800_right_quote.gif استوديوهای پيشرفته طراحی، چون مستقيما با مقر اصلی کمپانی های خود مرتبط نيستند، مثل جزيره های تحقيقاتی هستند
http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/furniture/800_left_quote.gif

استوارت ريد، مرکز هنری پاسادنا


به گفته استوارت ريد مدير دپارتمان حمل و نقل مرکز هنری پاسادنا بسياری از اين کمپانی ها استوديوهای طراحی خود را در جنوب کاليفرنيا باز می کنند:
"اين استوديوهای پيشرفته طراحی، چون مستقيما با مقر اصلی کمپانی های خود مرتبط نيستند، مثل جزيره های تحقيقاتی هستند. آنها نمونه های ماشين را طراحی می کنند و به نمايشگاه های عمومی می فرستند. اتفاقی که اغلب می افتد اين است که بازديدکنندگان ابراز علاقه زيادی به اين نمونه ها می کنند. بعد کل کمپانی ها اين نمونه ها را می سازند. اما يک استوديوی کوچک با يک تيم کوچک است که می تواند چيزی به مراتب متفاوت تر از ماشينی که در مقر اصلی کمپانی طراحی می شود، طراحی کند."
در ادامه اين تور به جلسه دفاعيه دانشجوها رفتم که مشغول عرضه پروژه های طراحی خود بودند. يکی از اين دانشجوها يک اتومبيل وسپا طراحی کرده است:
"در دهه هفتاد وسپا تبليغات بزرگی داشت که اين اتومبيل را سمبل ميوه ممنوعه معرفی می کرد. وسپا طوری معرفی می شد که همزمان دارای دو خصيصه بيگناهی و احساسی بود. من سعی کردم طراحی داخلی و بيرونی اين ماشين اين دو خصيصه را نشان دهد و در ضمن پرکتيکال هم باشد و بتوان از آن در اتوبانها استفاده کرد."
http://www.bbc.co.uk/f/t.gifhttp://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2007/05/20070519215934studentartcenter.jpg
یکی از دانشجوها یک آلفارومئو طراحی کرده اما استادهای راهنما و مشاورش معتقدند که بیش از حد در آن خلاقیت بکار رفته است
يکی ديگر از دانشجوها هم يک آلفارومئو طراحی کرده اما بنظر می رسد که استاد های راهنما و مشاورش انتقاداتی بهش دارند:
"طراحی و و جزئيات جلوی ماشين بيش از حد است و خصيصه اصلی آلفا رو از بين می برد. درها طوری طراحی شده که سوار و پياده شدن از ماشين رو دشوار می کند. من فکر می کنم شکل و زبانی که در طراحی اين ماشين بکار گرفتی بسيار منحصر بفرد است اما يک کم بيش از حد شده و بايد آن را محدود تر کنی."
"بخشی از يک طراحی موفق اين است که بدانيد کی خود را محدود و مقيد کنيد. اين البته بسيار دشوار است اما هنگاميکه ياد بگيريد که چگونه توازن را برقرار کنيد و چيزی را بيش از حد طراحی نکنيد زيبايی کار را در می يابيد."
"من هم قبول دارم که اين ماشين طوری طراحی شده که آدم می گه نگاه کن چقدر جلوش جالبه، عقبش جالبه، بغلش جالبه. اما انگار اين، سه تا ماشين متفاوته. هر وقت شما ياد بگيرد که چگونه خلاقيت خود را به چالش بطلبيد و بهش افسار بزنيد، می بينيد راه درازی آمده ايد. در مجموع تبريک می گويم."

ادامه دارد ...