PDA

View Full Version : Body Language



Glimpser
16 March 2007, 12:40 AM
http://en.wikipedia.org/wiki/Body_Language

Body language

From Wikipedia, the free encyclopedia

(Redirected from Body Language (http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Body_Language&redirect=no))
Jump to: navigation (http://en.wikipedia.org/wiki/Body_Language#column-one), search (http://en.wikipedia.org/wiki/Body_Language#searchInput)
This article or section is in need of attention from an expert on the subject.
WikiProject Sociology (http://en.wikipedia.org/wiki/Wikipedia:WikiProject_Sociology) or the Sociology Portal (http://en.wikipedia.org/wiki/Portal:Sociology) may be able to help recruit one.
If a more appropriate WikiProject (http://en.wikipedia.org/wiki/Wikipedia:WikiProject) or portal (http://en.wikipedia.org/wiki/Portal:List_of_portals) exists, please adjust this template accordingly.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/8/8b/Merge-arrows.gif (http://en.wikipedia.org/wiki/Image:Merge-arrows.gif)
It has been suggested that this article or section be merged (http://en.wikipedia.org/wiki/Wikipedia:Merging_and_moving_pages) with Kinesics (http://en.wikipedia.org/wiki/Kinesics). (Discuss (http://en.wikipedia.org/wiki/Talk:Body_language))
For other uses, see Body language (disambiguation) (http://en.wikipedia.org/wiki/Body_language_%28disambiguation%29).
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/1/12/US_Navy_General%27s_body_language_040310-N-2568S-055.jpg/250px-US_Navy_General%27s_body_language_040310-N-2568S-055.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/Image:US_Navy_General%27s_body_language_040310-N-2568S-055.jpg) http://en.wikipedia.org/skins-1.5/common/images/magnify-clip.png (http://en.wikipedia.org/wiki/Image:US_Navy_General%27s_body_language_040310-N-2568S-055.jpg)
Body language (hand gestures) of US Marine Corps General Michael W. Hagee


Body language is a broad term for forms of communication (http://en.wikipedia.org/wiki/Communication) using body (http://en.wikipedia.org/wiki/Body) movements or gestures (http://en.wikipedia.org/wiki/Gesture) instead of, or in addition to, sounds, verbal language, or other forms of communication. It forms part of the category of paralanguage (http://en.wikipedia.org/wiki/Paralanguage), which describes all forms of human communication that are not verbal language (http://en.wikipedia.org/wiki/Language). This includes the most subtle of movements that many people are not aware of, including winking and slight movement of the eyebrows. In addition body language can also incorporate the use of facial expressions.
Paralanguage, including body language, has been extensively studied in social psychology (http://en.wikipedia.org/wiki/Social_psychology). In everyday speech and popular psychology (http://en.wikipedia.org/wiki/Popular_psychology), the term is most often applied to body language that is considered involuntary, even though the distinction between voluntary and involuntary body language is often controversial. For example, a smile may be produced either consciously (http://en.wikipedia.org/wiki/Consciously) or unconsciously
Examples of body language

In our daily lives we encounter many forms of body language gestures, these are a few examples:

Stress (http://en.wikipedia.org/wiki/Stress_%28medicine%29): shaking of legs
Lying (http://en.wikipedia.org/wiki/Lying): Face turned away, no eye contact, or looking to the left (fabricating information). Also wiping hands on trousers to get rid of sweat or fidgeting with hands
Aggression (http://en.wikipedia.org/wiki/Aggression): Clenched fists, squaring of shoulders, stiffening of posture, tensing of muscles
Anxiety (http://en.wikipedia.org/wiki/Anxiety): Massaging temples, different than normal breathing rates, hunched shoulders, nervous head movements
حالا اگر دوستان مرجع یا فیلم اموزشی در این مورد سراغ دارند ممنون میشم ما را هم شریک کنند

Glimpser
16 March 2007, 12:52 AM
کلیات
با نزديک شدن به پايان قرن بيستم شاهد پيدائى نوعى جامعه‌شناسى جديد هستيم - جامعه‌شناسى غيرکلامي. همان‌طور که علاقمندان به پرندگان از تماشاى آنان و رفتارهاى خود لذت مى‌برند، علاقمندان به پرندگان از تماشاى حرکات انسان‌ها لذت مى‌برند. آنان اشخاص را در مهمانى‌ها، لب ساحل، در تلويزيون و در محل کار و يا اساساً هر جائى‌که مردم‌ در تعامل با يکديگر هستند مورد مشاهده قرار مى‌دهند چرا که مى‌خواهند با آموختن در مورد رفتار و کردار هم‌نوعان خود گامى در جهت شناخت بهتر خويش بردارند و بدين‌ ترتيب روابط خود را با ديگران بهبود بخشند.
شگفت‌انگيز است که در طى يک ميليون سال تکامل انسان (و يا بيشتر) جنبه‌هاى غيرکلامى فقط از دهه ۱۹۶۰ فعالانه مورد مطالعه قرار گرفته و مردم فقط زمانى متوجه آن شدند که جوليس‌فست (julius Fast) کتابى در مورد حرکات در سال ۱۹۷۰ منتشر ساخت. اين کتاب چکيده‌اى از بافته‌هاى دانشمندان رفتارگرا در مورد ارتباطات غير‌کلامى تا آن زمان است. حتى امروزه نيز بيشتر مردم هنوز نسبت به‌وجود زبان ‌‌بدن بى‌اعتنا هستند چه برسد به‌ اهميت آن در زندگى خود.
چارلى‌چاپين و بسيارى ديگر از هنرپيشگان فيلم‌هاى صامت ‌پيشگان فنون ارتباط غيرکلامى بوده‌اند. آنها تنها وسيله ارتباط موجود بر روى پرده سينما بودند. خوبى و بدى هر هنرپيشه مستقيماً به اين نکته بستگى داشت که تا چه حد قادر باشد براى قرار کردن ارتباط مؤثر، از ايما و اشاره و ديگر حرکات و علائم جسمى سود جويد. وقتى فيلم‌هاى ناطق به‌روى پرده آمدند . تأکيد کم‌ترى برابعاد غير‌کلامى بازيگرى گذارده شد بسيارى از بازيگران فيلم‌هاى صامت از صحنه محو شدند و آنهائى که مهارت‌هاى کلامى بهترى داشتند عرصه را فتح کردند.
در زمينه مطالعات تخصصى زبان بدن، احتمالاً مؤثرترين کار پيش از قرن بيستم از آنِ چارلز‌داروين در کتاب Tde Man in Emotions the of Expression and Animals بوده که در سال ۱۸۷۲ منتشر گرديد. اين کتاب آغازگر مطالعات نوين راجع به حالات صورت و زبانِ‌ بدن بود و بسيارى از عقايد و مشاهدات داروين از آن موقع توسط اغلب محققان به تأييد رسيده‌اند. از آن پس پژوهشگران تقريباً يک ميليون نشانه غيرکلامى را شناسائى کرده و به ثبت رسانده‌اند. يکى از اين پژوهشگران به‌نام آلبرت‌مهرابيان به اين نتيجه رسيده که تأثير کلى يک پيام ، ۷ درصد کلامى (فقط به‌صورت کلام) . ۳۸ درصد صوتى (شامل تُن صدا، نوسان صدا، و ديگر عوامل صوتي) و ۵۵ درصد غيرکلامى است. پروفسور بردويستل (Birdwhistell) برآورد مشابهى از ميزان ارتباطات غيرکلامى که ما بين انسان‌ها صورت مى‌گيرد به‌عمل آورده است. طبق برآورد او و انسان معمولى در مجموع حدود ۱۰ تا ۱۱ دقيقه در روز صحبت مى‌کند و يک جمله معمولى فقط ۵/۲ ثانيه به‌ طول مى‌انجامد. وى نيز مانند مهرابيان به اين نتيجه رسيده که بخش کلامي، حداکثر ۳۵ درصد يک پيام را تشکيل مى‌دهد و بيش از ۶۵ درصد آن غيرکلامى است.
اغلب پژوهشگران کلاً بر اين عقيده‌اند که ارتباط کلامى عمدتاً جهت تبادل اطلاعات مورد استفاده قرار مى‌گيرد حال آنکه ارتباط غيرکلامى جهت تبادل حالات ميان - فردى و در برخى موارد به‌عنوان بدلى براى نمونه يک زن مى‌تواند به مردى نگاه عاشقانه بيندازد و به‌ اين ترتيب بدون بازکردن دهان خود پيامى بسيار واضح به او بدهد.
صرف‌نظر از فرهنگ، کلمات و حرکات آنقدر پيش‌بينى شده پديد مى‌آيند که بردويستل معتقد است که يک فرد متخصص تنها با شنيدن صداى يک مرد، قادر به تشخيص حرکات او است. به‌همين‌ ترتيب، بروديستل موفق به تشخيص نوع زبان مورد استفاده يک فرد با تماشاى حرکات او نيز شده است.
براى خيلى از مردم پذيرفتن اينکه انسان‌ها هنوز از نظر بيولوژيکى حيوان هستند، مشکل است. هومو‌ساپينز Homo sepiensيا جنس بشر يک گونه از نخستيان است، يک ميمون بدون مو که ياد گرفته روى دو پا قدم بزند و داراى مغزى پيشرفته و هوشمند است. قوانين بيولوژيکى که فعاليت‌ها، عکس‌العمل‌ها، زبان بدن و علائم ما را کنترل مى‌کنند، بر ما نيز همانند هر جاندار ديگر تسلط دارند. جالب اينجا است که انسان‌ها به‌ندرت از حرکات و اشارات خود که مى‌توانند گوياى روايتى متفاوت با بيان او باشند، آگاهى دارند.

مرجع : http://www.aftab.ir/entertainment/communications/human/message_unlanguage_relation_guide_totality.php

Glimpser
16 March 2007, 12:59 AM
علائم چشم

از ديرباز فکر خود را معطوف به چشم و اثر آن بر رفتار انسانى نموده‌ايم. ما همه از اصطلاحاتى مانند ”چشم غرّه“، ”نگاه زيرکانه“، ”چشم‌هاى شيطنت‌آميز“، ”برق چشم‌ها“ استفاده کرده‌ايم. زمانى‌که از اين اصطلاحات استفاده مى‌کنيم، به‌طور غير عمدى اشاره به اندازه مردمک‌هاى چشم شخص داريم. هس (Hess) در کتاب خود تحت عنوان The Tell - Tale Eye مى‌گويد چشم‌ها احتمالاً دقيق‌ترين و نمايان‌ترين علائم ارتباط انسانى مى‌باشند زيرا آنها نقاط کانونى بدن هستند و مردمک‌ها به‌طور مستقل عمل مى‌کنند.
در شرايط نور معمولي، مردمک‌هاى چشم در حالى‌که رفتار يک فرد از مثبت به منفى و بالعکس تغيير پيدا مى‌کند، کوچک و بزرگ مى‌شوند. هنگامى‌که شخصى هيجان‌زده مى‌شود، مردمک‌هاى چشم او شايد چهاربرابر اندازه معمولى بزرگ شوند. از طرفي، يک حالت عصبانى و منفى باعث کوچک شدن مردمک‌ها مى‌شود که معروف به ”چشم‌هاى خروسي“ يا ”چشم‌هاى ماري“ مى‌باشد. چشم‌ها در روابط عاشقانه بسيار مورد استفاده قرار مى‌گيرند، زنان از آرايش چشم جهت تأکيد بر نمايش چشم خود استفاده مى‌کنند. چنانچه زنى عاشق يک مرد باشد، مردمک‌هاى چشمش بزرگ مى‌شوند و مرد بدون اينکه متوجه باشد به درستى پى به راز زن مى‌برد از اين جهت، ملاقات‌هاى رمانتيک و عاشقانه اغلب در مکان‌هاى کم‌نور برنامه‌ريزى مى‌شوند تا موجب بزرگ شدن مردمک‌ها شود.
عشاق جوان که عميقاً به چشم يکديگر نگاه مى‌کنند، ناآگاهانه به دنبال انبساط مردمک‌ها مى‌باشند و هر يک از انبساط مردمک چشم ديگرى هيجان‌زده مى‌شوند
تحقيقات نشان داده که وقتى فيلم‌هاى پورنوگرافى براى مردها نمايش داده مى‌شود، مردمک چشم آنان تقريباً تا سه‌برابر اندازه معمولى بزرگ مى‌شود. وقتى‌که همان فيلم‌ها براى خانم‌ها نمايش داده مى‌شود، انبساط مردمک آنها حتى بيشتر از مردان است و اين باعث ايجاد ترديد در اين فرضيه مى‌شود که مى‌گويند زنان با ديدن صحنه‌هاى شهوت‌انگيز کم‌تر از مردان تحريک مى‌شوند. مردمک چشم نوزادان و کودکان بزرگ‌تر از بزرگسالان است و در حضور بزرگسالان به‌طور مرتب منبسط مى‌شود تا در نظر آنان جذاب‌تر به‌نظر برسد و از توجه دائمى آنان برخوردار باشند.
آزمايشات انجام شده بر روى قماربازهاى حرفه‌اى نشان داده که چنانچه طرف مقابل عينک تيره به چشم بگذارد، احتمال برنده شدن کم‌تر مى‌شود. به‌عنوان مثال، اگر طرف مقابل در يک بازى پوکر، چهار تا آس داشته باشد، انبساط سريع و ناآگاهانه مردمک‌هاى چشم او توسط فرد حرفه‌اى تشخيص داده مى‌شود، و احساس مى‌کند در دست بعدى نبايد شرط‌بندى کند. استفاده از عينک‌هاى تيره توسط طرف مقابل، باعث حذف راهنمائى مردمک‌ها مى‌شود و در نتيجه حرفه‌اى‌ها بازى‌هاى کم‌ترى را مى‌برند. مشاهده مردمک‌ها توسط جواهرفروشان در چين قديم استفاده مى‌شد که هنگام فروش و مذاکره راجع به قيمت، به انبساط مردمک‌هاى خريدارن توجه مى‌کردند. اُناسيس (Onassis) هنگام انجام معاملات تجاري، عينک تيره بر چشم مى‌گذاشت تا چشم‌هايش افکار او را فاش نکنند.
ظرب‌المثلى قديمى مى‌گويد ”هنگامى‌که با شخصى صحبت مى‌کنيد، به چشمان او نگاه کنيد“. در ايجاد ارتباط يا انجام مذاکره با ديگران، ”نگاه کردن به مردمک چشم“ را تمرين کنيد و اجازه دهيد مردمک‌ها گوياى احساسات واقعى شما باشند.

http://www.aftab.ir/entertainment/communications/human/message_unlanguage_relation_guide_eye.php

Glimpser
16 March 2007, 01:10 AM
علائم مالکيت
نشانگر
مردم به‌ يکديگر يا به اشياء تکيه مى‌دهند تا مالکيت خود را بر شيء يا شخص نشان دهند. همچنين تکيه دادن، زمانى‌که شيء تکيه داده شده به آن، متعلق به شخص ديگرى باشد، مى‌تواند به‌عنوان مثال اگر قرار است از يک دوست با اتومبيل جديد وي، قايق، خانه يا ساير متعلقات ديگر او عکس بگيريد، متوجه خواهيد شد که به‌طور اجتناب‌ناپذيرى به دارائى تازه به‌دست آورده‌ خود تکيه مى‌دهد يا دست خود را به دور آن مى‌اندازد (شکل نمايش افتخار به مالکيت). هنگامى‌که او دارائى خود را لمس مى‌کند، تبديل به يک بخش اضافى از بدن او مى‌شود و بدين ‌وسيله به ديگران نشان مى‌دهد که مالک آن است. عشاق جوان در محافل اجتماعى به‌طور مداوم دست‌هاى هم را مى‌گيرند يا به دور همديگر حلقه مى‌کنند تا به ديگران نشان دهند که متعلق به هم مى‌باشند. مدير شرکت پاهاى خود را روى ميز يا کشوهاى ميزش مى‌گذارد يا به چهارچوب در دفترش تکيه مى‌دهد تا مالکيت خود را بر دفتر و اثاثهٔ آن نشان دهد.
http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/128.gif
نمايش مالکيت


http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/129.gif

نمايش افتخار به مالکيت


علاوه بر توهين‌هاى مشخص به محدوده يا متعلقات ديگرى مانند نشستن پشت ميز شخص يا قرص کردن اتومبيل او بدون اجازه قبلي، شيوه‌هاى ديگرى براى توهين يا تحقير وجود دارند که زيرکانه انجام مى‌شوند. يکى از آنها تکيه دادن به آستانه در دفتر ديگرى يا نشستن بر روى صندلى او به‌طور سهوى است.
فروشنده‌اى که به منزل شخصى مى‌رود، بهتر است قبل از نشستن از او سؤال کند که: ”کدام صندلى مال شما است؟“، زيرا نشستن روى صندلى اشتباهى باعث ناراحتى مشترى احتمالى مى‌شود و اين مى‌تواند اثر معکوسى بر فرصت فروش موفق داشته باشد.
بعضى از مردم مانند شخصى که در (شکل شخص تهديدگر) ديده مى‌شود، عادت به تکيه دادن بر آستانه درها دارند. اين قبيل افراد در تمام عمر خود از اولين جلسه آشنائى باعث ناراحتى اکثر مردم مى‌شوند. پيشنهاد مى‌شود اين افراد اقدام به تمرين صاف ايستادن و نمايان کردن کف دست نمايند تا اثر مطلوبى بر ديگران بگذارند. ۹۰% از نظر مردم راجع به شما در ۹۰ ثانيه اول ملاقات شما شکل مى‌گيرد و شما هيچ وقت فرصت ديگرى براى تغيير دادن تأثير اوليه به‌دست نخواهيد آورد.


شخص تهديدگر
http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/130.gif

مديران و رؤسا خصوصاً براى استفاده مداوم از علائم زير گناهکار هستند. بنابر مشاهدات، کارکنانى که به تازگى به پست‌هاى مديريت منصوب مى‌شوند، به‌طور ناگهانى شروع به استفاده از اين علائم مى‌نمايند که قبل از ارتقاء مقام، به‌ندرت مورد استفاده‌ آنها قرار مى‌گرفت.
خيلى طبيعى است که فرض کنيم حالت مردى که در (شکل عدم اهميت) ديده مى‌شود، منعکس کننده يک حالت آرام و راحت و آسوده‌خاطر است زيرا در واقع همين‌طور هم هست. علامت پا روى صندلى نه تنها نشانه مالکيت مرد بر آن صندلى خاص يا فضا مى‌باشد، بلکه همچنين نشان مى‌دهد که معيارهاى مرسوم مى‌توانند ناديده گرفته شوند.


عدم اهميت

http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/131.gif
مشاهده دو دست نزديک که به اين شکل نشسته باشند و با يکديگر شوخى بکنند و بخندند خيلى عادى است، اما اجازه بدهيد به تأثير و تعبير اين علامت در موقعيت‌هاى مختلف بپردازيم. به‌عنوان مثال اين موقعيت به‌خصوص را در نظر بگيريد: کارمندى با يک مشکل شخصى مواجه مى‌شود و براى مشورت در خصوص يک راه احتمالى نزد مدير مى‌رود. کارمند در حالى‌که توضيح مى‌دهد، در صندلى خود به جلو مى‌آيد، دست‌هاى خود را روى زانوها مى‌گذارد، صورت خود را رو به پائين مى‌گيرد و با چهره‌اى مأيوس و صدائى آرام صحبت مى‌کند. مدير با دقت به او گوش مى‌دهد و يک پا را روى دسته صندلى خود تکيه مى‌دهد و بى‌حرکت مى‌نشيند، سپس به‌طور ناگهانى به صندلى خود تکيه مى‌دهد و يک پاى خود را روى صندلى مى‌گذارد. در چنين موقعيتي، رفتار مدير، به بى‌خيالى و بى‌علاقگى تعبير مى‌شود. به‌عبارت ديگر او اهميت زيادى به کارمند يا مشکل او نمى‌دهد و حتى شايد احساس کند که وقت او بيهوده صرف ”همان داستان هميشگي“ شده است.

يک سؤال ديگر بايد پاسخ داده شود: مدير راجع به چه چيزى بى‌خيال است؟ شايد او مشکل کارمند را بررسى کرده و نتيجه گرفته که واقعاً يک مشکل عمده نيست و حتى شايد علاقه‌ خود را نسبت به کارمند از دست داده يا بى‌اعتنا شده است.
اگر در حالت ”يک پا روى دستهٔ صندلي“ باقى بماند، احتمالاً در طول بحث چهره‌اى نگران به خود مى‌گيرد تا عدم علاقه خود را پنهان کند. او حتى شايد صحبت را تمام کند و به کارمند بگويد که نيازى به نگرانى نيست و اينکه مشکل برطرف خواهد شد. هنگامى‌که کارمند دفتر مدير را ترک کند، مدير احتمالاً يک نفس راحت مى‌کشد و به خود مى‌گويد، ”خدا را شکر که رفت.“ و پاهاى خود را از روى دسته صندلى برمى‌دارد.
اگر صندلى مدير بدون دسته باشد (که بعيد به‌نظر مى‌رسد، معمولاً صندلى مراجعه کننده اين چنين است)، شايد او يک يا هر دو پا را روى ميز قرار دهد (شکل ادعاى مالکيت بر ميز کار). چنانچه مقام مافوق او وارد اتاق شود، بعيد است که از چنين علامت مشخصى استفاده کند، اما احتمالاً به مدل‌هاى زيرکانه‌ترى به اين علامت رو مى‌آورد مانند قرار دادن پاى خود روى کشوى پاپينى ميز، يا اگر ميز فاقد کشو باشد، پا را محکم به پايه ميز تکيه مى‌دهد تا مالکيت خود را محرز نمايد.


ادعاى مالکيت به ميز کار
http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/132.gif

اين علائم مى‌توانند در طول يک مذاکره بسيار آزاردهنده باشند و لازم است که شخص، حالت خود را تغيير بدهد زيرا هرچه مدت‌زمان بيشترى در حالت پا روى صندلى يا پا روى ميز بماند، رفتار بى‌اعتنا و خصومت‌آميز او طولانى‌تر شود. راحت‌ترين راه براى تغيير دادن اين حالت اين است که شئى به او بدهيد که دستش به آن نرسد و از او بخواهيد که به جلو بيايد و به آن نگاه کند، يا اگر با هم شوخى داريد، به او بگوئيد که زيپ شلوارش باز است.

http://www.aftab.ir/entertainment/communications/human/message_unlanguage_relation_guide_ownership.php

Glimpser
16 March 2007, 01:36 AM
حالات سيگار کشيدن
کشيدن سيگار يک نمود خارجى از مبارزه‌اى داخلى است که ارتباط زيادى با اعتياد به نيکوتين ندارد. در واقع يکى از فعاليت‌هاى جايگزين است که توسط مردم در جامعه پرتنش امروزه براى تخليه فشارهاى روحى که بر اثر برخوردهاى اجتماعى و کارى به‌وجود مى‌آيد، به‌کار مى‌رود. به‌عنوان مثال، اغلب مردم در حالى‌که در اتاق انتظار دندان‌پزشک منتظر هستند، فشار روحى را تجربه مى‌کنند. در حالى‌که يک فرد سيگارى با سيگار کشيدن نگرانى خود را پنهان مى‌کند، افراد غيرسيگارى با انجام آداب ديگرى پيغام مى‌دهند که نياز به قوّت قلب دارند. اين آداب شامل آراستن خود، جويدن ناخن، ضربه‌زدن با دست يا پا، مرتب کردن آستين، خاراندن سر، و بازى‌کردن با انگشتر يا کروات مى‌شود.
حالات سيگار کشيدن مى‌توانند نقش مهمى در بررسى رفتار يک شخص ايفا کنند، زيرا معمولاً براساس يک رفتار قابل پيش‌بينى و طبق آداب و رسوم اجراء مى‌شود که مى‌توانند به ما راهنمائى‌هاى مهمى از رفتار شخص بدهد.
[9] علائم عمومى سيگار کشيدن
ضربه‌زدن مداوم به سيگار يا سيگار برگ بر روى جاسيگارى نشان مى‌دهد که يک مبارزه درونى در حال وقوع است و شايد نياز باشد که به فرد سيگارى اطمينان خاطر بدهيد. يک پديده جالب ديگر در سيگار کشيدن اين است که اکثر سيگارى‌ها، سيگار را تا يک فاصله خاصى از انتهاى آن دود مى‌کنند، چنانچه يک فرد سيگاري، سيگار خود را روشن کند و به‌طور ناگهانى قبل از معمول آن را خاموش کند، نشان مى‌دهد که تصميم به ختم مکالمه گرفته است. مشاهده اين علامت به شما اجازه مى‌دهد تا کنترل مکالمه را به‌عهده بگيريد يا آن را به پايان برسانيد تا به‌نظر برسد که ختم مکالمه ابتکار شما بوده است.
[9] افراد سيگارى
سيگار کشيدن همانند کشيدن پيپ يک جايگزين براى فشار داخلى است و فرصتى براى ايجاد تأخير به‌وجود مى‌آورد اما عموماً فردى که سيگار مى‌کشد، سريع‌تر از فردى که پيپ مى‌کشد، به تصميم‌گيرى نهائى مى‌رسد. در واقع، فردى که پيپ مى‌کشد يک فرد سيگارى است که نياز به زمان بيشترى براى به تأخير انداختن تصميم‌گيرى دارد.
آداب کشيدن سيگار شامل ضربه‌زدن، تکان دادن خاکستر، حرکت دادن سيگار در هوا و ساير علائم ظريف مى‌شود و نشان مى‌دهد که شخص از فشار روحى بيشتر از معمول برخوردار است.
يک نشانه خاص که گوياى رفتار منفى يا مثبت شخص در برابر وضعيت موجود است، مسير دود خارج شده به سمت بالا يا پائين است. شخصى که احساس مثبت يا برترى يا اطمينان از خود دارد، در اغلب مواقع، دود را به سمت بالا خارج مى‌کند. در مقابل، شخصى که افکار منفى مخفى يا ترديدآميز دارد، اغلب اوقات دود سيگار را به سمت پائين خارج مى‌کند. خارج کردن دود سيگار به سمت پائين و از گوشه لب، يک رفتار منفى‌تر و مخفى‌تر را نشان مى‌دهد. البته، فرض‌ را بر اين مى‌گذاريم که شخص سيگارى دود سيگار را نه براى اجتناب از توهين به ديگران به بالا مى‌دهد، اگر چنين باشد او شايد دود سيگار را در هر جهتى بدمد.
در فيلم‌هاى سينمائي، رهبر يک گروه تبهکار معمولاً به‌عنوان فردى پرخاشگر و سرسخت نمايش داده مى‌شود که وقتى سيگار مى‌کشد، به‌سرعت سر خود را به عقب مى‌اندازد و با دقت کامل، دود سيگار را به سمت سقف مى‌فرستد تا برترى خود را بر ساير اعضاء گروه نشان دهد. در مقابل، هامفرى‌بوگارت اغلب به‌عنوان گانگستر يا جنايت‌کارى نمايش داده مى‌شود که سيگار خود را وارانه در دست گرفته و در حالى‌که مشغول برنامه‌ريزى براى يک فعاليت تبهکارانه است، دود سيگار را از گوشه دهان خارج مى‌کند. به‌نظر مى‌رسد که ارتباطى نيز بين ميزان احساس منفى يا مثبت يک شحص و سرعت خارج کردن دود سيگار به سمت بالا سريع‌تر باشد، ميزان احساس برترى يا اطمينان شخص بيشتر است و هرچه سريع‌تر به سمت پائين خارج شود، احساس منفى بيشتر است.
چنانچه شخصى که ورق‌ بازى مى‌کند مشغول سيگار کشيدن باشد و يک دست خوب داشته باشد، احتمال دارد که دود سيگار را به سمت بالا خارج کند در حالى‌که يک دست بد باعث مى‌شود دود سيگار را به سمت پائين بفرستد. چهره خود را ثابت نگه مى‌دارد تا هيچ‌گونه علائم ظاهرى باعث نمايان کردن افکار آنان نشود. بعضى مايلند هنرپيشه باشند و از علائم ظاهرى منحرف‌کننده استفاده کنند تا به ساير بازيکنان به‌طور کاذب آرامش دهند. به‌عنوان مثال، اگر يک پوکر‌باز، چهار آس دريافت کند و بخواهد به ساير بازيکنان بلوف بزند، مى‌تواند کارت‌ها را با نفرت روى ميز بگذارد، ناسزا بگويد يا دست به سينه شود و يک نمايش غيرکلامى اجراء کند که نشان دهد او دست بدى دريافت کرده است. اما او به آرامى عقب مى‌نشيند و سيگار خود را روشن مى‌کند و دود آن را به سمت بالا مى‌فرستد. پس از خواندن اين بخش شما مى‌دانيد که ساير بازيکنان چنانچه دست بعدى را بازى کنند، حماقت کرده‌اند، زيرا احتمالاً مى‌بازند. مشاهده علائم مربوط به سيگار کشيدن در فروشندگى نشان مى‌دهد که وقتى از يک سيگارى درخواست شده که خريد بکند، آنهائى ‌که تصميمشان مثبت است، دود سيگار را به بالا مى‌فرستند، در حالى‌که افرادى که قصد خريد ندارند، دود سيگار را به سمت پائين رها مى‌کنند. يک فروشنده هوشيار چنانچه متوجه شود که دود سيگار خريدار در اواخر فروش به سمت پائين خارج شده، مجدداً خريدار را از تمامى مزاياى خريد محصول مورد نظر آگاه مى‌نمايد تا وقت کافى براى بررسى مجدد به او بدهد.
خارج کردن دود سيگار از سوراخ‌هاى بينى نشانه يک فرد برتر و مطمئن از خود است. دود اغلب به سمت پائين مى‌رود، فقط به اين دليل که سوراخ‌هاى بينى به سمت پائين است و فرد اغلب سر خود را عقب به خم مى‌کند تا به حالت ”نگاه‌کردن از روى بيني“ در آيد. اگر سر شخص هنگام خارج‌کردن دود از داخل سوراخ‌هاى بينى به سمت پائين باشد، نشانه عصبانى بودن او است.


خارج کردن دود سيگار به سمت بالا: اطمينان، برتري، مثبت.




خارج کردن دود سيگار به سمت پائين: منفي، رازداري، شکاکيت.


[10] سيگار برگ
سيگارهائى‌ که به‌علت قيمت و اندازه آنها هميشه به‌عنوان وسيله‌اى براى نشان دادن برترى استفاده شده‌اند. افرادى مانند مدير‌عامل يک شرکت بزرگ، رهبر يک گروه و اشخاصى که در مقامات بالا قرار دارند، اغلب سيگار برگ مى‌کشند. سيگار برگ براى جشن گرفتن يک پيروزي، تولد يک نوزاد، عروسي، قطعى‌کردن يک معامله تجارى يا برنده شدن در بخت‌آزمائى استفاده مى‌شود. تعجب‌آور نيست که بيشتر دود حاصل از کشيدن سيگار برگ به سمت بالا خارج مى‌شود. اخيراً در جشنى شرکت داشتم که سيگار برگ رايگان توزيع مى‌شد و جالب بود که از ۴۰۰ مورد ثبت شده از خارج‌کردن دود سيگار، ۳۲۰ مورد به سمت بالا بود.
[8] پيپ کشيدن
افرادى که پيپ مى‌کشند، آدابى شامل تمييز کردن، روشن کردن، ضربه زدن، پر کردن، کويدن و دود کردن را با پيپ اجراء مى‌کنند و اين روش مفيدى براى رهائى از فشار روحى است.
تحقيقات در زمينه بازاريابى نشان داده افرادى که پيپ مى‌کشند معمولاً مدت طولانى‌ترى در مقايسه با سيگارى‌ها صرف تصميم‌گيرى مى‌کنندو اينکه آداب کشيدن پيپ اعلب در لحظات پرتنش مى‌کشند، دوست دارند تصميم‌گيرى را به تأخير بيندازند و قادرند اين کار را به نحو پسنديده‌اى که از نظر اجتماعى قابل قبول باشد، انجام دهند. اگر مايل به دريافت يک تصميم سريع از فردى که پيپ کى‌کشد هستيد، پيپ او را قبل از مذاکره پنهان کنيد.

Moein273
16 March 2007, 01:41 AM
پیشنهاد میکنم مطالبی که گرداوری میکنید رو در قالب یک فایل PDF هم ارائه بدید تا بشه همیشه ازش استفاده کرد

Glimpser
16 March 2007, 11:28 AM
يادگيرى حرکات بدن

حداقل روزى ۱۵ دقيقه از وقت خود را براى مطالعه و تعبير حرکات ساير مردم و نيز دستيابى به آگاهى هوشيارانه از حرکات خودتان، اختصاص دهيد. يک محل خوب براى تعبير حرکات، مکانى است که مردم با يکديگر ملاقات و ارتباطات برقرار مى‌کنند. فرودگاه مکان خوبى براى مشاهدهٔ گستردهٔ کامل حرکات انسان‌ها است زيرا مردم خيلى راحت اشتياق، عصبانيت، غم، شادي، بى‌حوصلگى و خيلى ديگر از احساسات را از طريق حرکات بدن نمايان مى‌کنند.
مجالسى چون مهمانى‌ها و جلسات ادارى نيز مکان مناسبى هستند. پس از فراگيرى ”زبان بدن“ مى‌توانيد به يک مهمانى برويد و تمام شب با تماشاى علائم بدنى ديگران خوش بگذرانيد. تلويزيون نيز روش بسيار خوبى براى فراگيرى ارتباط غيرکلامى فراهم مى‌آورد. صداى تلويزيون را کاملاً کم‌کرده و سعى کنيد در وهله اول با تماشا‌کردن تصوير، قضايا را درک کنيد. سپس هر ۵ دقيقه صداى تلويزيون را بلند کنيد تا دقت تعبيرهاى غيرکلامى خود را کنترل کنيد. به‌زودى خواهيد ديد که مى‌توانيد مانند افراد ناشنوا، يک برنامه کامل را بدون هيچ صدائى تماشا کنيد و متوجه همه چيز بشويد.

Glimpser
16 March 2007, 11:31 AM
دروغگوئی

يکى از سؤالات بسيار رايج که به ‌ذهن مى‌رسد اين است که ”آيا امکان ظاهرسازى حرکات وجود دارد يا خير؟“ پاسخ اين سؤاى به‌دليل عدم امکان ايجاد هماهنگى بين حرکات اصلى بدن با اشارات‌ ريز‌تر و همچنين با کلام، منفى است.
به‌عنوان مثال، دست‌هاى باز به‌طورى که کف دست‌ها نمايان باشد، نشانه صداقت است اما زمانى‌که فردى متقلب با کف دست‌هاى ‌نمايان و چهره‌‌اى خندان به شما دروغ مى‌گويد، علائم ريز بدنى او اين دوگانگى را برملا مى‌سازد. احتمالاً تخم چشمان او کوچک مى‌شود، ابروى يک چشم شايد بالاتر برود يا گوشه دهان او شايد تکان بخورد و اين علائم با کف دست‌هاى نمايان و لبخند صادقانه ‌وى در تضاد است. در نتيجه شنونده، صحبت‌هاى طرف مقابل خود را باور نمى‌کند.
به‌نظر مى‌رسد که مغز انسان داراى يک مکانيسم حصول اطمينان باشد که با دريافت يک سرى پيغام‌هاى غيرکلامى ناهماهنگ، ”کجي“ را ثبت مى‌کند. البته، مواردى هم وجود دارد که حرکات بدن به‌طور عمدى براى دستيابى به اهدافى خاص، ظاهرسازى مى‌شوند. به‌عنوان مثال، مسابقه دختر شايسته يا دختر نمونه جهان را در نظر بگيريد که هر شرکت‌کننده به‌طور حساب شده از حرکاتى که ياد گرفته استفاده مى‌کند تا صميميت و صداقت را القلاء کند. امتيازاتى که هر شرکت‌کننده کسب مى‌کند بستگى به ميزان موفقيت در انتقال اين علائم دارد. با اين حال حتى متخصصين اين امر فقط براى مدتى کوتاه قادر به ظاهرسازى مى‌باشند و بدن بالاخره علائمى از خود نمايان مى‌سازد که مستقل از اعمال آگاهانه ما است. بسيارى از سياستمداران، متقلّبان خوبى در حرکات بدنى هستند زيرا مى‌خواهند آراى رأى‌دهندگان را به‌دست آوردند و سياستمدارى که بتواند با موفقيت اين کار را انجام دهد، داراى جاذبه است.
براى پنهان کردن دروغگوئي، از صورت بيش از هر بخش ديگر بدن استفاده مى‌شود. ما از لبخند و سرتکان دادن و چشمک براى پنهان کردن دروغ خود استفاده مى‌کنيم، اما متأسفانه، علائم بدن ما و عدم هماهنگى بين حرکات بدن و علائم صورت، اين پنهان کارى را برملا مى‌سازد. مطالعه علائم صورت، خود يک هنر جداگانه است.
به‌طور خلاصه به ‌سختى‌ مى‌توان، ”زبان‌ بدن“ را براى مدت طولانى ظاهرسازى نمود اما فراگيرى و استفاده از اشارات مثبت و واضح براى برقرارى ارتباط و حذف حرکاتى که حاکى از علائم منفى است مفيد است. بدين ترتيب ارتباط با مردم راحت‌تر خواهد بود و بيشتر مورد پذيرش قرار خواهيد گرفت.
دروغگوئى
مشکل دروغگوئى اين است که ضمير ناخودآگاه ما به‌طور خودکار و مستقل از دروغ کلامى‌مان عمل مى‌کند، لذا ”زبان بدن“ ما اين دروغ را آشکار مى‌سازد. از اين جهت، اشخاصى که به‌ندرت دروغ مى‌گويند، صرف‌نظر از اينکه استدلال آنها تا چه حد متقاعدکننده است، به‌راحتى شناسائى مى‌شوند. بدن آنها به محض دروغگوئي، علائم متضاد از خود نمايان مى‌کند و ما اين دروغ را حس مى‌کنيم. در طول دروغگوئي، ضمير ناخودآگاه انرژى عصبى ارسال مى‌کند که در تضاد با کلام شخص به‌نظر مى‌رسد. بعضى از مردم که حرفه آنها مستلزم دروغ گفتن است‌ مانند سياستمداران، وکلا، هنرپيشه‌ها، و مجريان تلويزيون، آنقدر در ظاهرسازى حرکات بدن خود تبحر پيدا کرده‌اند که به سختى مى‌توان به دروغ آنها پى برد و مردم حرف آنها را باور مى‌کنند. آنها به يکى از دو روش زير حرکات بدنى خود را ظاهرسازى مى‌کنند، اول، سعى مى‌کنند بفهمند حرکات صحيح کدام است و به تمرين مى‌پردازند، در حين دروغگوئي، اما اين تنها زمانى موفقيت‌آميز است که دروغگوئى را به کرات در طى يک زمان طولانى تمرين کرده‌اند. دوم اينکه مى‌توانند اکثر حرکات را حذف کنند به‌طورى که در حين دروغگوئى از هيچ حرکت مثبت يا منفى استفاده نکنند، اما اين روش نيز بسيار دشوار است.
آزمايش بسيار ساده‌اى در زير آمده که مى‌توانيد چنانچه فرصتى پيش آمد، آن را امتحان کنيد. به‌طور عمدى به يکى از آشنايان خود دروغ بگوئيد و آگاهانه سعى در پنهان کردن تمامى حرکات بدن خود در حالى‌که بدنتان به‌طور کامل در معرض ديد او قرار دارد، نماييد. حتى زمانى‌که تمامى حرکات اصلى بدن خود را به‌طور آگاهانه پنهان کرده‌ايد، هنوز حرکات کوچکى (حرکات ميکروسکپي) وجود دارند که انتقال پيدا مى‌کنند. اينها عبارتند از حرکات غيرارادى عضلات صورت، انقباض و انبساط مردمک چشم، تعرق ابروها، سرخ شدگى لپ، افزايش ميزان پلک زدن چشم‌ها و بى‌شمار حرکات کوچک ديگر که حاکى از فريب است. تحقيقات انجام شده با استفاده از دوربين‌هاى حرکات آهسته نشان داده که اين حرکات ريز يا ميکروسکوپى مى‌توانند در يک لحظه صورت گيرند و تنها افرادى مانند مصاحبه‌گرها، و فروشنده‌ها و آنهائى که صفت تيزهوش را به آنها اطلاق مى‌کنيم، قادرند آگاهانه در طول يک مکالمه يا مذاکره متوجه اين حرکات شوند. بهترين مصاحبه‌گرها و فروشنده‌ها کسانى هستند که توانسته‌اند بدون آموزش، به توانائى تعبير حرکات ريز در طول برخوردارى حضورى دست‌ يابند.
بنابراين کاملاً مشخص است که لازمه دروغگوئى موفقيت‌آميز، پنهان کردن يا از ديد دور نگه‌داشتن بدن است. از اين جهت است است که در طول بازجوئى پليس، متهم روى يک صندلى در محيط باز و يا زير نور قرار مى‌گيرد تا بدن وى کاملاً در معرض ديد بازجوها باشد. در چنين شرايطي، راحت‌تر مى‌توان دروغ‌هاى او را مشاهده کرد. به‌طور طبيعي، دروغگوئى از پشت يک ميز که بخشى از بدن شما را پنهان مى‌کند يا در حالى‌که از روى يک نرده نگاه مى‌کنيد، يا از پشت يک در بسته، راحت‌تر است. طبعاً بهترين راه درغگوئي، از پشت تلفن است!

http://www.aftab.ir/entertainment/communications/human/message_unlanguage_relation_guide_totality_languag e.php

Glimpser
19 March 2007, 10:00 AM
موانع دست
پنهان شدن در پشت يک مانع، واکنش معمولى انسان است که از سنين پائين براى حمايت از خود مى‌‌آموزيم. در کودکي، هنگامى‌که در يک موقعيت تهديدآميز قرار مى‌گرفتيم، خود را در پشت اشيائى مانند ميز، صندلي، لوازم منزل و دامن مادرمان پنهان مى‌کرديم. با بالا رفتن سن، اين رفتار پنهان شدن ما پيشرفته‌تر شد تا اينکه در شش سالگى که پنهان شدن در پشت اشياء يک رفتار غيرقابل قبول محسوب مى‌شد، ياد گرفتيم که چنانچه در يک وضعيت تهديدآميز قرار گرفتيم، دست‌هاى خود را محکم بر روى سينه جمع کنيم. سپس در دوران نوجوانى آموختيم که اين حرکت دست به سينه را واضح نشان ندهيم لذا دست‌ها را کمى سست‌تر کرديم و آن را با علامت قرار دادن پاها روى هم ترکيب نموديم.
با بالا رفتن سن خود حرکت دست به سينه را آنقدر توسعه داديم تا به حدى برسد که براى ديگران زياد مشخص نباشد. با جمع کردن (خم کردن) يک يا هر دو دست روى سينه، مانعى تشکيل مى‌شود که در واقع تلاشى براى اجتناب از تهديد قريب‌الوقوع يا موقعيت‌هاى ناخواسته مى‌باشد. در اين ميان يک چيز به‌طور حتم مشخص است، زمانى‌که شخصى دچار حالت عصبى يا منفى يا دفاعى است، دست‌هاى خود را قاطعانه روى سينه‌ خود جمع مى‌کند و اين علامت مسلمى است براى اينکه نشان دهد او احساس تهديد يا خطر مى‌کند.
تحقيقات انجام شده در زمينه جمع کردن دست‌ها روى سينه در آمريکا، نتايج جالبى در برداشته است. از يک گروه دانشجو درخواست حضور در يک سرى سخنرانى شده بود و به هر دانشجو دستور داده شده بود که دست‌ها و پاهاى‌ خود را جمع نکند و در يک حالت آرام و معمولى بنشيند. در پايان سخنرانى هر دانشجو براى سنجش ميزان يادسپارى و آموختن موضوع مورد بحث مورد آزمايش قرار گرفت و نتايج ثبت گرديد. گروه ديگرى از دانشجويان همين جريان را طى نمودند اما از آنها درخواست شده بود که در طول سخنراني، دست‌هاى خود را محکم روى سينه جمع کنند. نتايج نشان داد گروهى که دست‌هاى آنها روى سينه جمع شده بود، ۳۸% کم‌تر از گروهى که دست‌هاى آنها آزاد بود مطالب را آموخته بودند. ظمناً گروه دوم نظر انتقادآميزى نسبت به موضوع سخنرانى و خود سخنران داشتند.
اين آزمايشات حاکى از آن است که زمانى‌که شنونده دست‌هاى خود را جمع مى‌کند، نه تنها افکار منفى‌ترى در مورد سخنران دارد، بلکه توجه کم‌ترى به صحبت‌هاى او مى‌کند. به اين دليل است که مراکز آموزشى بايد داراى صندلى‌هاى دسته‌دار باشند تا به حضار امکان آزاد گذاشتن دست‌ها را بدهد.
بسيارى از مردم ادعا دارند که عادت به جمع کردن دست‌هاى خود نموده‌اند زيرا وضعيت راحتى است. ولى در واقع هر حرکتى اگر رفتار متناسب با آن را داشته باشيد، به شما احساس راحتى مى‌دهد، به‌عبارت ديگر اگر شما رفتار حالت منفى يا دفاعى يا عصبى داريد، جمع کردن دست‌ها احساس خوبى خواهد داشت.
به خاطر داشته باشيد که در ارتباط غيرکلامي، تعبير پيغام نه فقط به فرستنده بلکه به گيرنده نيز بستگى دارد. بنابراين شايد شما در حالت دست به سينه و يا زمانى‌که پشت و گردن خود را صاف و سفت نگه مى‌داريد، احساس ”راحتي“ بکنيد اما مطالعات نشان داده که تأثير اين حرکات برگيرنده منفى است.

[8] حالت استاندارد دست به سينه
در اين حالت هر دو دست به‌عنوان تلاشى براى ”پنهان“ کردن يک وضعيت نامطلوب به روى سينه جمع مى‌شود. حالت‌‌هاى‌ دست به سينه بسيارى وجود دارد اما سه مورد از رايج‌ترين آنها مورد بررسى قرار مى‌گيرد. حالت استاندارد دست به سينه (شکل حالت استاندارد دست به سينه) يک علامت جهانى است که تقريباً در همه‌جا همان رفتار دفاعى يا منفى را جلوه‌گر مى‌کند. اين علامت زمانى‌که شخصى در ميان آدم‌هاى غريب در جلسات عمومي، صف‌ها، رستوران‌ها، آسانسورها و يا هر جائى که مردم احساس عدم اطمينان يا ناامنى مى‌کنند قرار مى‌گيرد، بسيار رايج است.

http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/79.gif
حالت استاندارد دست به سينه


در طول يک سلسله سخنرانى که اخيراً در آمريکا برگذار نمودم، يکى از جلسات را عمداً با توهين به چند شخصيت سرشناس و مورد احترام مردم که در کنفرانس حضور داشتند، آغاز نمودم. بلافاصله پس از اين حمله کلامي، از جمعيت حاظر درخواست کردم که به همان حالت ثابت بمانند. حضار از اين اشاره من حيرت‌زده شدند زيرا دريافتند که بلافاصله بعد از آغاز حمله کلامى من، ۹۰% از آنان به حالت دست به سينه درآمده بودند. اين به وضوح نشان مى‌دهد که اغلب مردم چنانچه با چيزى که مى‌شنوند، موافقت نداشته باشند، به حالت دست به سينه درمى‌آيند. خيلى از سخنرانان که موفق به انتقال پيام خود به حضار نشده‌اند متوجه علائم دست به سينه جمعيت حاضر نبوده‌اند. سخنرانان مجرب مى‌دانند که اين حالت نياز به استفاده از يک ”يخ‌شکن“ خوب را نشان مى‌دهد تا حضار به يک حالت پذيرا درآيند و رفتار شنونده نسبت به سخنران تغيير کند.
زمانى‌که شاهد حالت‌هائى مختلف دست به سينه در طول يک برخورد رودررو مى‌شويد، مى‌توانيد با اطمينان فرض را بر اين بگذاريد که طرف با صحبت‌هاى شما موافق نيست، بنابراين حتى اگر او به‌طور کلامى با شما موافقت مى‌کند، ادامه دادن به اين صحبت بيهوده است. حقيقت اين است که رسانه غير‌کلامى دروغ نمى‌گويد اما رسانه کلامى چرا. هدف شما در چنين وضعيتى بايد کشف دليل عدم موافقت و تغيير حالت طرف مقابل به يک وضعيت پذيرا باشد. به خاطر داشته باشيد تا زمانى‌که در حالت دست به سينه به قوت خود باقى بماند، رفتار منفى همچنان باقى خواهد ماند، اين رفتار باعث ايجاد اين حالت مى‌شود و ادامه اين حالت موجب بقاى آن رفتار مى‌گردد. يک شيوه براى از بين بردن وضعيت دست‌هاى جمع شده، دادن يک شيء مانند خودکار يا کتاب به‌طرف مقابل است تا مجبور به دراز کردن دست‌هاى خود شود.
اين کار باعث ايحاد يک حالت بازتر و راحت‌تر در طرف مقابل مى‌شود. راه مؤثر ديگر، اين است که شخص بخواهيد تا به جلو خم شود و مثلاً چيزى را تماشا کند.
روش مفيد ديگر اين است که به جلو خم شويد و در حالى‌که کف دست‌هاى خود را به سمت بالا مى‌بريد، بگوئيد، ”فکر مى‌کنم شما سؤالى داريد، چه چيزى مى‌خواهيد بپرسيد؟“ يا، ”نظر شما چيست؟“ و سپس به عقب بنشينيد و نشان دهيد که نوبت صحبت کردن طرف مقابل است. از آنحائى‌ که کف دست‌هاى خود را نمايان کرده‌ايد، به‌طور غيرکلامى به او مى‌گوئيد که انتظار يک پاسخ صريح و صادقانه داريد.
به‌عنوان يک فروشنده، تا زمانى‌که علت دست به سينه شدن ناگهانى يک خريدار احتمالى را کشف نکنم، شروع به نمايش محصولات خود خواهم کرد. در اغلب اوقات متوجه مى‌شدم که خريدار يک اعتراض پنهان دارد که اغلب فروشنده‌هاى ديگر شايد هيچ وقت آن را کشف نمى‌کردند زيرا متوجه رفتار غيرکلامى خريدار و نظر منفى او راجع به يکى از جنبه‌هاى محصولات نمى‌شدند.

دست به سينهٔ محکم
اگر در حالتى دست به سينه، مشت‌هاى شخص نيز بسته باشد، حاکى از يک رفتار تهديدآميز و تدافعى است. اين مشخصه اغلب با دندان‌هاى روى هم و چهره برافروخته ترکيب مى‌شود که در اين صورت احتمال بروز يک حمله کلامى يا فيزيکى وجود دارد. براى کشف علت ايجاد اين حالت تهديدآميز (چنانچه مشخص نباشد) نياز به برخورد مطيعانه با کف دست‌ها رو به بالا مى‌باشد. شخصى که از اين مجموعه اشارات استفاده مى‌کند از يک رفتار تهاجمى برخوردار است، برخلاف شخصى که در (شکل مشت کردن دست حاکى از يک رفتار خصومت‌آميز ) در حالت تدافعى دست به سينه شده است.

http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/80.gif
مشت کردن دست حاکى از يک رفتار خصومت‌آميز


[8] گرفتن بازوها
متوجه خواهيد شد که مشخصه اين حالت دست به سينه، گرفتن محکم بازوها براى استحکام بخشيدن به اين حالت و جلوگيرى از هرگونه تلاش براى بازکردن و نمايان شدن بدن مى‌باشد. گاهى اوقات آنقدر بازوها سفت گرفته مى‌شود بندهاى انگشت به‌علت قطع شدن جريان خون به رنگ سفيد درمى‌آيد. اين نوع جمع کردن دست‌ها در ميان کسانى‌که در مطب پزشکان يا دندان‌پزشک‌ها منتظرند بسيار رايج است يا افرادى که براى اولين‌بار پرواز مى‌کنند و منتظر بلند شدن هواپيما هستند. اين رفتار يک حالت منفى خوددارانه را مى‌نماياند.

http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/81.gif
یک حالت خیلی جدی


در دفتر يک حقوقدان، وکيل احتمالاً به حالت دست به سينه با مشت‌هاى بسته ديده مى‌شود در حالى‌که موکل شايد بازوهاى خود را با دست گرفته باشد.
مقام و موقعيت اجتماعى مى‌تواند بر نحوه جمع‌کردن دست‌ها تأثير داشته باشد. يک شخصيت برتر مى‌تواند با جمع‌نکردن دستها‌ى خود برترى خود را در حضور اشخاصى که به تازگى با آنان آشنا شده است نمايان سازد. به‌عنوان مثال در مراسم معارفه در يک شرکت پس از دست دادن سلطه‌گرانه در يک فاصله اجتماعى از آنها مى‌ايستد و دست‌هاى خود را در کنار بدن، يا پشت خود در حالت سلطه‌گرانه مچ در دست يا دست در جيب نگه مى‌دارد. او به‌ندرت دست‌هاى خود را جمع مى‌کند. از طرف ديگر، کارکنان جديد، پس از دست دادن با رئيس، به‌ خاطر اضطرابى که در حضور رياست شرکت دارند، دست‌هاى خود را به‌طور کامل يا تا حدودى جمع مى‌کنند. هر دو، يعنى رئيس و کارکنان با علائمى که به‌کار مى‌برند احساس ناراحتى مى‌کنند زيرا نشانگر مقام هر يک در برابر ديگرى است. اما زمانى‌که مدير‌کل با يک مدير اجرائى جوان که به تازگى به اين مقام دست يافته و از تيپ سلطه‌گر است و احتمالاً حس مى‌کند که به اندازه مديرکل اهميت دارد، چه اتفاقى مى‌افتد؟ پيامد احتمالى اين است که هر دو با هم به روش دست‌دادن سلطه‌گر، دست مى‌دهند و سپس مدير جوان دست‌هاى خود را جمع مى‌کند به‌ طورى‌که شست هر دو دست رو به بالا و در حالت عمودى باشند (شکل نمايش رفتار برتر).

http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/82.gif
نمايش رفتار برتر


اين حالت مدل تدافعى حالتى است که در آن هر دو دست به‌طور افقى جلوى بدن قرار گرفته‌اند و شست دست‌ها به‌طرف بالا مى‌باشد که نشان مى‌دهد اين فرد خونسرد و بى‌خيال است. شست‌هاى رو به بالا نشان مى‌دهد که از اعتماد به‌ نفس برخورداريم و دست‌هاى جمع شده حس حمايت به ما مى‌دهد.
فروشنده‌ها نياز دارند بررسى کنند که چرا يک خريدار از اين علامت استفاده کرده تا بدانند که روش مورد استفاده آنها مؤثر بوده يا خير. چنانچه علامت شست‌ها به‌طرف بالا در پايان نمايش محصولات آنان استفاده شود و با حرکت مثبت ديگرى که خريدار از خود نشان داده ترکيب گردد، فروشنده به‌‌راحتى مى‌تواند معامله را تمام کند و سفارش بگيرد، اگر چنانچه در پايان نمايش محصولات، خريدار دست بسته شود در حالى‌که مشت‌هاى خود را بسته نگه داشته (شکل گرفتن دست خود) و چهره‌اى بى‌حالت و خشک به خود بگيرد، اگر فروشنده بر اخذ سفارش پافشارى کند، پيامدهاى وحشتناکى خواهد داشت. http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/82b.gif
گرفتن دست خود

به‌جاى آن بهتر است که به‌ مرحله نمايش محصولات خود برگردد و با سؤالات بيشتر، متوجه هدف خريدار شود. در فروشندگي، چنانچه خريدار به‌طور کلامى بگويد ”نه“، تغيير تصميم او کار دشوارى خواهد بود. توانائى تغيير رفتارهاى غيرکلامى اين اجازه را به شما مى‌دهد که قبل از اعلام، متوجه تصميم منفى شويد و فرصت کافى براى انتخاب يک روش ديگر را داشته باشيد.
اشخاصى که مسلح مى‌باشند يا لباس زرهى به تن دارند، به‌ندرت از دست‌هاى جمع شده استفاده مى‌کنند زيرا سلاح يا زره آنان حکايت بدنى کافى را برايشان فراهم مى‌کند. به‌عنوان مثال، پليس‌ها به‌ندرت دست‌هاى خود را جمع مى‌کنند مگر در حال نگهبانى باشند که معمولاً دست به سينه با مشت‌هاى بسته ديده مى‌شوند تا به وضوح نشان دهند که هيچ‌کس اجازه گذر از جائى که آنها ايستاده‌اند را ندارد.

دست به سينه ناقص
گاهى اوقات حالت دست به سينه کامل بيش از حد گويا است و به وضوح ترس و نگرانى را نشان مى‌دهد. از اين رو گهگاه آن را با حالت متعادل‌ترى جايگزين مى‌کنيم، يعنى دست به سينه ناقص که در اين حالت يک دست از جلوى بدن رد مى‌شود تا دست ديگر را لمس کند و يک مانع تشکيل دهد، (شکل مانع مختصر دست).

http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/83.gif
مانع مختصر دست (ايجاد مانع ناقص با دست)


تشکيل اين مانع اغلب در جلساتى که شايد شخص براى ساير اعضاى گروه غريبه باشد يا از اعتماد به ‌نفس لازم برخوردار نباشد، ديده مى‌شود. يک نوع پرمصرف ديگر از اين حرکت، گرفتن دست‌ها است (شکل گرفتن دست خود)، حرکتى که اغلب توسط افرادى که در حضور يک جمع منتظر دريافت جايزه يا ايراد نطق مى‌باشند، استفاده مى‌شود. به اعتقاد دزموند‌موريس، اين حرکت باعث مى‌شود که شخص مجدداً از همان امنيت عاطفى برخوردار شود که در کودکى هنگامى‌که والدين او در موقعيت‌هاى ترسناک دست‌هايش را مى‌گرفتند، تجربه مى‌کرده است.
[8] دست به سينه پنهان
انواع حالت‌هاى دست به سينه پنهاني، جزء حرکات بسيار فرهيخته مى‌باشند که توسط افرادى که به‌طور مرتب در اجتماعات حضور مى‌يابند، استفاده مى‌شود. اين گروه شامل سياستمداران، فروشنده‌ها، شخصيت‌هاى تلويزيونى و امثال آنان ‌که نمى‌خواهند حضار متوجه نگرانى يا عدم اطمينان آنها از خود شوند، مى‌گردد.
همانند ساير حالات دست به سينه، يک دست از جلوى بدن مى‌گذرد تا دست ديگر را بگيرد، با اين تفاوت که به‌جاى اينکه دست‌ها روى هم جمع شوند، يکى از دست‌ها کيف، النگو، ساعت، مچ پيراهن و يا هر چيزى را که نزديک به روى دست ديگر باشد مى‌گيرد. (شکل ناراحتى يا حالت عصبى پنهان شده) بدين ترتيب مانع تشکيل مى‌شود و حس امنيت به‌وجود مى‌آيد. زمانى‌که دکمه سر دست مد بود، اغلب آقايان هنگامى‌که در حضور ديگران بودند، با آن ور مى‌رفتند. با از مد افتادن دکمه سردست، آقايان اغلب بند ساعت خود را جا‌به‌جا مى‌کنند، محتويات کيف خود را بازبينى مى‌کنند، دست‌هايشان را به هم مى‌مالند، دست‌هاى خود را به هم مى‌گيرند، با دکمه مچ پيراهن بازى مى‌کنند يا از هر وسيله ديگرى که باعث ماندن دست‌ها در جلوى بدن شود، استفاده مى‌کنند. البته اين کارها براى يک مشاهده‌گر مجرب، کاملاً گويا هستند و هيچ فايده‌اى جز نمايان ساختن تلاشى براى پنهان کردن ناراحتى ندارند. يک محل خوب براى مشاهده اين حرکات جائى است که مردم از مقابل تعدادى بيننده عبور مى‌کنند مانند مرد جوانى که در مهمانى به سمت يک خانم جذاب مى‌رود تا از او درخواست رقص نمايد يا کسى که براى دريافت نوشيدنى از يک سر سالن به سمت ديگر مى‌رود.

http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/85.gif
ناراحتى يا حالت عصبى پنهان شده


کاربرى اين علائم پنهان در خانم‌ها کم‌تر مشخص است زيرا آنها از چيز‌هائى مانند کيف‌دستى يا کيف پول براى پنهان کردن دستپاچگى خود استفاده مى‌کنند (شکل استفاده از کيف دستى به‌عنوان مانع). يکى از رايج‌ترين انواع اين حالات، در دست گرفتن يک ليوان نوشيدنى با هر دو دست است. آيا هيچ به ذهن شما خطور کرده که براى گرفتن يک ليوان، تنها به يک دست نياز است. استفاده از هر دو دست اين اجاه را مى‌دهد که شخص نگران يا عصبى بتواند تقريباً يک مانع نامشخص ايجاد کند. پس از مشاهدهٔ مردم در استفاده از موانع پنهان دست، متوجه شده‌ايم که اين حرکات تقريباً از سوى همه استفاده مى‌شوند. خيلى از اشخاص مشهور نيز در موقعيت‌هاى حساس از اين موانع پنهان استفاده مى‌کنند و اغلب کاملاً ناآگاه از اين کار هستند (شکل استفاده از گل براى ايجاد مانع).

http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/85b.gif
استفاده از کيف دستى به‌عنوان مانع



http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/85c.gif
استفاده از گل براى ايجاد مانع

Glimpser
19 March 2007, 10:13 AM
پیشنهاد میکنم مطالبی که گرداوری میکنید رو در قالب یک فایل PDF هم ارائه بدید تا بشه همیشه ازش استفاده کرد
ممنون از توجهی که داری
بهتره اول کل مطلب جمع آوری بشه بعد بصورت PDF دربیاد البته بیشتر منتظر مطالبی هستم که ممکنه سایر دوستان اضافه کنند
ظاهرا این مطلب زیاد مورد توجه نیست

Glimpser
3 April 2007, 01:44 AM
بازی‌های قدرت به‌وسیله صندلی
نشانگر
آيا تاکنون به مصاحبه‌اى رفته‌ايد که پس از نشستن در صندلى ارباب‌رجوع احساس ناتوانى و درهم شکستگى کنيد؟ جائى‌که مصاحبه‌‌کننده به‌نظر خيلى بزرگ و عظيم مى‌رسد و شما احساس کوچکى و بى‌اهميتى بودن مى‌کنيد؟ احتمال دارد که مصاحبه‌کننده عمداً اثاثهٔ دفتر را طورى ترتيب داده که مقام و قدرت خود را افزايش دهد و با اين کار، شما را پائين بياورد. روش‌هاى خاصى با استفاده از صندلى و ترتيب‌هاى نشستن مى‌تواند چنين جوّى در دفتر ايجاد کند.
عواملى که با استفاده از صندلى و لوازم جانبى آن موجب افزايش مقام و قدرت مى‌شوند عبارتند از: اندازه صندلى و لوازم جانبى آن، ارتفاع صندلى از زمين و موقعيت صندلى نسبت به شخص ديگر.

اندازه صندلى و لوازم جانبى
ارتفاع پشت صندلي، مقام يا شخص را افزايش يا کاهش مى‌دهد و يک صندلى پشت‌بلند، نمونه‌اى شناخته شده است. هرچه پشت صندلى بلندتر باشد، مقام و قدرت شخصى که در آن نشسته بيشتر است. احتمال دارد که پادشاهان، ملکه‌ها، پاپ‌ها و ساير افرادى که از مقام بالائى برخوردارند، پشتى‌صندلى رسمى يا تخت پادشاهى خود را تا ۲۵۰ سانتى‌متر بالا ببرند تا برترى مقام خود را نسبت به ساير افراد نشان دهند، مدير ارشد داراى يک صندلى چرمى پشت بلند است و پشت صندلى مراجعه‌کنندگان هميشه کوتاه‌تر است.
صندلى‌هاى چرخان مقام و قدرت بيشترى نسبت به صندلى‌هاى ثابت دارند و به استفاده‌کننده اجازه حرکت آزادانه هنگامى‌که تحت‌فشار قرار گرفته، مى‌دهند. صندلى ثابت تقريباً امکان هيچ حرکتى نمى‌دهد و اين عدم تحرک به ناچار با علائم بدن جبران مى‌شود که مى‌تواند رفتار و احساسات شخص را بازگو کند. بنابراين صندلى‌هاى دسته‌دار و آنهائى‌ که به عقب برمى‌گردند و داراى چرخ هستند، از صندلى‌هائى که فاقد اين خصوصيات مى‌باشند، بهتر هستند.
ارتفاع صندلى
اگر صندلى شما طورى تنظيم شود که نسبت به صندلى شخص ديگر بالاتر از سطح زمين باشد، مى‌توان به موقعيت برتر دست يافت. بعضى از مديران تبليغاتي، معروف به اين هستند که روى صندلى‌هاى پشت بلند مى‌نشينند و تا حداکثر ارتفاع آن را بالا مى‌برند، در حالى‌که بازديدکنندگان آنان در طرف مقابل و جايگاه رقابتي، روى يک صندلى يا مبل مى‌نشينند که آنقدر پائين قرار گرفته که چشم‌ها‌ى آنها با ميز مدير هم سطح است (شکل ”راحت باش“). يک ترفند رايج نيز اين است که جاسيگارى را کاملاً خارج از دسترس بازديدکننده قرار مى‌دهند تا او هنگام تکاندن خاکستر سيگار خود، به ناچار احساس ناراحتى بکند.

http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/168.gif

”راحت باش“


موقعيت صندلى
بيشترين قدرت زمانى روى مراجعه‌کننده مستولى مى‌شود که صندلى او در وضعيت رقابتى قرار گيرد. يکى از بازى‌هاى معمولى قدرت، قرار دادن صندلى مراجعه‌کننده در دورترين نقطه از ميز مدير و در محدوده عمومى يا اجتماعى است که مقام او را بيش از بيش کاهش مى‌دهد.

Glimpser
23 April 2007, 12:37 AM
تقليد کردن و تصاوير آئينه‌اى
دفعه بعد که در يک محفل اجتماعى شرکت مى‌کنيد يا به محلى مى‌رويد که مردم با هم ملاقات و ارتباط برقرار مى‌کنند، توجه نمائيد. اين ”تقليد کردن“ وسيله‌اى است براى اينکه يک شخص به شخص ديگر بگويد با ايده‌ها و رفتار او موافق است. با اين روش، يک شخص به‌طور غيرکلامى به ديگرى مى‌گويد ”همان‌طور که متوجه هستيد، من مثل شما فکر مى‌کنم، بنابراين حرکات شما را تقليد مى‌کنم“.
مشاهده اين تقليد ناآگاهانه نسبتاً جالب است. به‌عنوان مثال، دو مردى را که در (شکل تفکر مشابه) در بار هتل ايستاده‌اند، در نظر بگيريد. آنها حرکات يکديگر را تقليد کرده‌اند، پس به‌طور معقول مى‌توانيم فرض را بر اين بگذاريم که آنها مشغول بررسى موضوعى هستند که هر دو افکار و احساسات مشابهى نسبت به هم دارند. اگر يکى از مردها دست‌ها و پاهاى خود را آزاد کند و يا روى يک پا بايستد، ديگرى پيروى مى‌کند. اگر يکى از آنها دست خود را داخل جيبش قرار دهد، ديگرى از او تقليد مى‌کند و اين تقليد تا زمانى‌که دو مرد با هم موافقت دارند، ادامه پيدا مى‌کند. اين نوع تقليد کردن ميان دوستان خوب يا افرادى که در يک سطح شغلى قرار دارند نيز رايج است مشاهده همسرانى که به روش مشابه قدم مى‌زنند، مى‌ايستند، مى‌نشينند يا حرکت مى‌کنند، معمولى است. شفلين متوجه شده که افراد غريبه به‌ طرزى سنجيده از رفتارهاى مشابه اجتناب مى‌کنند. اهميت تقليد کردن مى‌تواند يکى از مهم‌ترين دروس رفتارهاى غيرکلامى باشد که ما‌ مى‌توانيم ياد بگيريم زيرا اين يک روش براى ابراز علاقه يا عدم آن است. همچنين روشى است براى اينکه فقط تقليد کردن حرکات، به ديگران بگوئيم که به آنها علاقه داريم.

http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/134.gif

تفکر مشابه


اگر يک کارفرما بخواهد تفاهم سريع و جوّى راحت با کارمند ايجاد مى‌کند، تنها کافى است طرز ايستادن يا نشستن او را تقليد کند تا به چنين خواسته‌اى دست يابد. متقابلاً يک کارمند تازه وارد با تقليد حرکات مدير خود مى‌تواند نشان دهد که با او تفاهم دارد. با استفاده از اين اطلاعات، مى‌توان با تقليد حرکات مثبت شخص ديگري، بر روابط رودررو نفوذ داشت. اين باعث مى‌شود طرف مقابل از افکار راحت و مستعدى برخوردار شود، زيرا متوجه است که شما نظرات او را درک مى‌کنيد (شکل تقليد از حرکات شخص ديگر به‌منظور پذيرفته شدن).

http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/136.gif

تقليد از حرکات شخص ديگر به‌منظور پذيرفته شدن


هنگامى‌که فروشنده بيمه بودم، به مؤثر بودن اين روش در برابر يک مشترى بالقوه که رفتارى سرد داشت، پى بردم. عمداً هر حرکت مشترى را تقليد مى‌کردم تا اينکه حس مى‌نمودم يک تفاهم قوى براى آغاز مذاکره ايجاد شده، به همين قياس، اگر مشترى شروع به تقليد حرکات من مى‌نمود، حاصل آن يک فروش بود.
البته قبل از تقليد کردن از حرکات شخص ديگر در حين انجام مذاکرات، در نظر گرفتن ارتباط تقليدکننده بسيار مهم است. به‌عنوان مثال فرض کنيم که دفتردار يک شرکت بزرگ درخواست افزايش حقوق نموده و از اين رو به دفتر مدير احضار شده است. در حالى‌که وارد اتاق مى‌شود، مدير از او مى‌خواهد که بنشيند و سپس در حالى‌که به صندلى خود تکيه مى‌دهد تا برترى و تسلط خود را به دفتردار نشان دهد، از حالات پا به شکل 4 استفاده مى‌کند. حال اگر دفتردار حالت سلطه‌گرانه مدير را در حين مذاکره راجع به افزايش حقوق خود تقليد کند (شکل چالش غيرکلامي) چه اتفاقى مى‌افتد. حتى اگر مکالمه دفتردار و مدير راجع به مسئله‌اى جزئى‌تر بود، مدير احساس تهديد و حتى توهين مى‌کرد و شغل دفتردار به خطر مى‌افتاد. اين حرکت روش مؤثرى است براى ”خلع سلاح“ تيپ‌هاى سلطه‌گرى که سعى مى‌کنند کنترل را به‌دست داشته باشند. حسابرس‌ها حقوقدان‌ها و مديران در حضور افرادى که به نظرشان زيردست هستند، اين حالت را به خود مى‌گيرند. با تقليد کردن حالت آنها، مى‌توانيد به طرزى مؤثرى آرامش آنها را بهم بزنيد و مجبورشان کنيد که حالت خود را تغيير دهند تا شما کنترل را به‌دست بگيريد.

http://www.aftab.ir/images/entertainment/communications/human/136b.gif

چالش غيرکلامى


تحقيقات نشان داده زمانى‌که رهبر يا سردسته يک گروه از علائم و حالات خاصى استفاده مى‌کند، زيردستان، آنها را تقليد مى‌کنند. سردسته‌ها معمولاً اولين شخصى هستند که از آستانه در عبور مى‌کنند و دوست دارند ترجيحاً در انتهاى يک کاناپه يا نيمکت بنشيند. زمانى‌که يک گروه مدير وارد اتاقى مى‌شوند، معمولاً رئيس، اول وارد مى‌شود. هنگامى‌که مديران در سالن کنفرانس مى‌نشينند معمولاً رئيس در رأس ميز مى‌نشيند که اغلب دورترين نقطه از در است. اگر رئيس هنگام نشستن دست‌هاى خود را به علامت تکيه‌گاه در پشت سر قرار دهد، زيردستان از او تقليد خواهند کرد.
به اشخاصى که براى فروش محصولات، به منزل زوج‌ها مى‌روند، پيشنهاد مى‌شود که حرکات آنها را تماشا کنند تا متوجه آغازکننده حرکات و شخصى که آن را تقليد مى‌کند، شونده و بدين‌ترتيب دريابند که ابتکار به دست کداميک از آنان (زن يا شوهر) است.
به‌عنوان مثال، اگر همه صحبت‌ها توسط شوهر انجام مى‌شود و زن فقط نشسته و هيچ حرفى نمى‌زند، اما متوجه شديد که شوهر حرکات همسر خود را تقليد مى‌کند، بنابراين بهتر است در نمايش محصولات خود، وى را هدف قرار دهيد.

Glimpser
5 January 2008, 08:14 PM
18نكته براي ارتقاي زبان جسماني

در این مقاله قصد داریم شما را با راه های جدیدی آشنا کنیم که از طریق آن زبان بدن خود را ارتقاء دهید. ارتقاء زبان بدن تغییر چشمگیری در مهارت های اجتماعی، جذابیت و حال و هوای کلی شما ایجاد خواهد کرد.


توصیه خاص و مشخصی درمورد طریقه استفاده از زبان بدن وجود ندارد. احتمالاً شما در برخورد با افراد مختلف و در موقعیت های مختلف، از زبان بدن خود به طور متفاوتی استفاده می کنید. (مطمئناً زبان بدن شما در برخورد با رئیستان نسبت به برخورد با دوست دخترتان کاملاً متفاوت است) آنچه در این مقاله مطرح می شود به شما کمک خواهد کرد که چطور به طرز کارآمدتر و بهتری از زبان بدن خود استفاده کنید.







اول اینکه، برای تغییر زبان بدن، باید از زبان بدن خود آگاه باشید. از نحوه نشستن، ایستادن، استفاده از دست ها و پاها، و طرز صحبت با دیگران آگاه باشید.


می توانید در جلو آینه تمرین کنید. ممکن است اینکار به نظرتان کمی مسخره و احمقانه بیاید، اما مطمئن باشید که کسی نگاهتان نمی کند. درعوض باعث می شود قبل از رفتن در جلسات و مجامع عمومی و برخورد با افراد، کمی پیش خودتان تمرین کرده و آماده شوید.


نکته دیگر این است که چشمانتان را ببندید و طریقه نشستن و ایستادنتان را در ذهن خود مجسم کنید تا اطمینان بیشتری به خود و آرامش پیدا کنید. آنطور که دوست دارید خودتان را در ذهنتان مجسم کنید و بعد سعی کنید آن را به مرحله عمل درآورید.


می توانید زبان بدن دوستان، مانکن ها، ستاره های سینما یا سایر افراد را هم که فکر می خوب هستند را نگاه کنید. ببینید آنها چه می کنند که شما نمی کنید. تکه های رفتاری مختلف را که دوست دارید از افراد مختلف بردارید و در برخورد با دیگران امتحان کنید.


ممکن است بعضی از این نکات به نظر شما مصنوعی بیاید. اما ایرادی ندارد، فقط تا زمانیکه این حرکات و منش ها جزء وجود شما نشده باشد، ممکن است مصنوعی به نظر برسد. و با تمرین بیشتر می توانید این رفتارهای جدید را یاد بگیرید. و یادتان باشد، رفتار شما مستقیماً بر احساس شما تاثیر می گذارد. اگر کمی بیشتر لبخند بزنید، احساس شادمانی بیشتری خواهید داشت. اگر صاف و صوف تر بنشینید، احساس انرژی و اعتماد بیشتری پیدا خواهید کرد. اگر حرکاتتان را کندتر کنید، احساس آرامش بیشتری می کنید، و...


ممکن است در ابتدای کار حرکات و رفتارهای جدیدتان کمی اغراق آمیز به نظر برسد. اما ایرادی ندارد. مطمئن باشید که مردم آنقدرها هم که شما فکر می کنید به حرکات و رفتارهای شما توجه ندارند، آنها درگیر مشکلات خودشان هستند. برای رسیدن به تعادل بیشتر کمی بیشتر تمرین کنید و رفتار و حرکات خودتان را خوب کنترل کرده و زیر نظر داشته باشید.


1. دست ها یا پاهایتان را ضربدری قرار ندهید – مطمئناً تا به حال شنیده اید که این قرار دادن دستهایتان به صورت ضربدری (همان دست به سینه) باعث می شود دیگران تصور کنند حالت دفاعی به خود گرفته اید. حال باید بدانید که قرار دادن پاها نیز در همین وضعیت چنین فکری را ایجاد می کند. پس سعی کنید همیشه دست ها و پاهایتان را باز قرار دهید.

2. ارتباط چشمی برقرار کنید، اما به دیگران زُل نزنید – اگر با افراد مختلفی در حال صحبت هستید، برای ایجاد ارتباطی بهتر با همه ی آنها به یک میزان ارتباط چشمی برقرار کنید و ببینید به حرفهایتان گوش می دهند یا نه. اما برقرار کردن ارتباط چشمی بیش از انداره به طرف مقابل احساس خوبی منتقل نمی کند. نداشتن ارتباط چشمی هم باعث می شود خودتان احساس ناامنی کنید. اگر تابه حال عادت نداشته اید که موقع حرف زدن با طرف مقابلتان ارتباط چشمی برقرار کنید ممکن است در اول کار کمی برایتان دشوار باشد، اما با تمرین بیشتر به آن عادت می کنید.

3. مکان بیشتری را اشغال کنید – مثلاً اگر موقع نشستن یا ایستادن پاهایتان را کمی فاصله بدهید و از هم باز نگاه دارید، نشان می دهد که اعتماد به نفس زیادی دارید و از خودتان کاملاً مطمئنید.

4. شانه هایتان را رها کنید – وقتی احساس فشار می کنید، این احساس بیش از همه جا در شانه های شما جمع می شود. ممکن است کمی بالاتر از حد معمول قرار بگیرند. سعی کنید شانه هایتان را شل و آزاد کنید. آنها را کمی تکان داده و کمی عقب ببرید.

5. وقتی طرف مقابلتان صحبت می کند شما با تکان هاي سر او را تصدیق کنید – انجام هرازگاه این کار باعث می شود طرف مقابلتان حس کند که به حرفهایش گوش می دهید. اما اغراق نکنید.

6. دولا و خمیده ننشینید، صاف بنشینید – اما در حالت ریلکس و آرمیده نه در فشار.

7. خم شوید، اما نه خیلی زیاد – اگر می خواهید به طرف مقابلتان نشان دهید که به صحبت هایش علاقه مندید، کمی به سمت آن فرد خم شوید. اگر می خواهید به دیگران نشان دهید که اعتماد به نفس دارید و از خودتان مطمئن هستید، کمی به عقب خم شوید. اما در این خم شدن ها اغراق نکنید. خم شدن بیش از اندازه به جلو شما را محتاج و نیازمند به طرف مقابل نشان می دهد و خم شدن بیش از اندازه به عقب باعث می شود فردی خودخواه و متکبر به نظر برسید.

8. لبخند بزنید و بخندید – یادتان باشد، خیلی خودتان را جدی نگیرید. راحت بنشینید و وقتی کسی حرف خنده داری می زند لبخند بزنید و بخندید. اگر فرد مثبتی باشید، دیگران تمایل بیشتری برای حرف زدن و مراوده با شما خواهند داشت. اما اولین نفری نباشید که به لطیفه های خودش می خندد، چون باعث می شود فردی عصبی و نیازمند توجه به نظر برسید. وقتی به کسی معرفی می شوید لبخند بزنید اما این لبخند را خیلی ادمه ندهید چون دورو به نظر خواهید رسید.

9. به صورتتان دست نزنید – اینکار باعث می شود عصبی جلوه کنید و حواس شنونده ها و مخاطبینتان را نیز منحرف می کند.

10. سرتان را بالا نگاه دارید – چشمانتان را به زمین ندوزید، با اینکار خجالتی و نامطمئن به نظر خواهید رسید. سرتان را مستقیم و بالا نگاه دارید و چشم هایتان را به افق روبرویتان بیندازید.

11. کمی حرکاتتان را کندتر کنید – اینکار دلایل مختلفی دارد. اگر آرام تر راه بروید، مطمئن تر و با اعتماد به نفس تر به نظر می رسید. اگر کسی شما را خطاب می کند، به سرعت سرتان را به جهت او برنگردانید، کمی آرامتر به سمت صدا برگردید.

12. بی قرار نباشید – از حرکات تیک دار و عصبی مثل تکان دادن پا یا زدن روی میز با انگشت ها اجتناب کنید. این حرکات موقع صحبت کردن حواس طرف مقابلتان را پرت می کند و شما را فردی بی قرار و ناآرام نشان می دهد. روی حرکاتتان تمرکز داشته باشید.

13. از دستهایتان با اطمینان بیشتری استفاده کنید – به جای ضرب گرفتن با دستانتان یا دست کشیدن روی صورتتان، سعی کنید از آنها برای کمک به رساندن مطلبی که در موردش صحبت می کنید استفاده کنید. از دست ها برای توصیف چیزهای مختلف یا تاکید در حرفی که می زنید می توانید استفاده کنید. اما زیاد از آنها استفاده نکنید چون باعث پرت کردن حواس شنونده می شود. کنترل دست هایتان باید در دستتان باشد!

14. گیلاس نوشیدنیتان را کمی پایینتر بگیرید – گیلاس نوشیدنیتان را جلو سینه تان نگیرید. نه تنها گیلاس نوشیدنی بلکه هر چیز دیگر را در جلوی سینه نگیرید چون شما را در حالت دفاعی قرار می دهد. در عوض آن را کمی پایینتر آورده و در اطراف پاهایتان قرار دهید.

15. ستون فقراتتان تا پشت سرتان ادامه دارد – بعضی از افراد عادت دارد صاف و مستقیم و در حالتی بسیار خوب بنشینند اما گردنشان را رها می کنند و باعث میشود سرشان کمی از بدنشان جلوتر بیاید. این افراد باید بدانند که ستون فقراتشان تا ابتدای گردنشان نیست بلکه تا پشت سرشان ادامه دارد. از اینرو برای داشتن حالتی بهتر، خوب است که تا انتهای ستون فقرات خود را صاف و مستقیم نگاه دارید.

16. خیلی نزدیک نایستید – همه ی آدم ها اگر مخاطبشان خیلی نزدیکشان باشد، زود خسته می شوند. اجازه بدهید مخاطبتان حریم شخصی خود را حفظ کند و به آن تجاوز نکنید.

17. آینه – معمولاً وقتی دو نفر رابطه ی نزدیکی با هم داشته باشند و خوب با هم ارتباط برقرار کنند، بعد از مدتی ناخودآگاه زبان بدن همدیگر را کپی می کنند. مثلاً اگر طرف مقابل به جلو خم شود، شما هم به جلو خم می شوید. اگر دستش را روی پایش بگذارد شما هم همین کار را می کنید. اما حواستان باشد که این واکنش ها را لافاصله انجام ندهید و همه ی این رفتارها را کپی نکنید.

18. رفتاری خوب ومناسب داشته باشید – رفتاری مثبت، آرام، و باز داشته باشید. احساس و زبان بدن شما تاثیری متقابل بر هم دارند. فکر کنید تا حرکاتی مثبت داشته باشید!

شما می توانید زبان بدن خود را تغییر دهید، اما این هم مثل یاد گرفتن هر چیز جدید دیگر زمان می برد. مخصوصاً چیزهایی مثل بالا نگاه داشتن سر وقتی چندین و چند سال عادت کرده اید که سرتان را پایین بیندازید و کفش هایتان را نگاه کنید. و اگر بخواهید چندین حرکت را توامان تغییر دهید، مطمئناً گیج و سردرگم می شوید.

سعی کنید چند نمونه از این حرکات را اتخاذ کرده و سه الی چهار هفته آنها را تمرین کنید. پس از عادت کردن کامل به این چند حرکت، چند رفتار دیگر را برداشته و تمرینات خود را به همین شیوه ادامه دهید. در آخر خواهید دید آنچه که فکر نمی کردید بتوانید یاد بگیرید را طی مدت زمان کمی یاد گرفته اید .

مرجع :
http://www.iransun.ir/blog/article347.html