PDA

View Full Version : ترانسفورماتورهای جریان و ولتاژ



Farbod.E
9 January 2007, 05:56 PM
ترانسفورماتورهاي جريان و ولتاژ جديد
ترانسفورماتورهاي ولتاژ و جريان مطرح شده در بخش هاي قبل همگي مبتني بر اصول الكترومغناطيسي و استفاده از هسته ي مغناطيسي مي باشند . هم اكنون روش هاي زيادي جهت انتقال كميت اندازه گيري شده با استفاده از تجهيزات نوري تدوين شده اند .

ترانسفورماتور و جريان و ولتاژ نوري
دياگرام شكل 4-12 خصوصيات اصلي و دياگرام عملكردي يك ترانسديوسر نوري را نمايش مي دهد . مبدل هاي نوري و كانال هاي فيبر نوري ارتباط ميان حسگر و خروجي فشار ضعيف برقرار مي سازند . تفاوت بنياني ميان ترانسديوسرها و ترانسفورماتورهاي اندازه گيري متداول , نياز به يك واسط الكترونيكي جهت عملكرد آنها مي باشد . اين واسط جهت انجام وظيفه ي حسگري و تطابق فناوري جديد حسگر با جريان ها و ولتاژهاي ثانويه مورد نياز مي باشد .





ترانسفورماتور ولتاژ با جريان







ترانسديوسرهاي نوري غيرمتعارف خود در ادوات كوچك تر و سبك تر قابل استفاده مي باشند . اندازه ي كلي و توان نامي مورد نياز اين ادوات تاثير قابل توجهي بر روي اندازه و پيچيدگي حسگر ندارد . انكان دارد كه ساختارهاي عايقي كوچك و سبكي جهت نگهداري تجهيزات حسگر به عنوان جزئي از يك عايق تعبيه شوند . به علاوه , در اين جا مسائل مربوط به اثرات غير خطي و تداخل الكترومغناطيسي در سيم پيچ ثانويه ي ترانسفورماتورهاي ولتاژ و جريان متداول به حداقل مي رسد .
ترانسديوسرهاي نوري را مي توان به دو گروه تقسيم كرد . گروه اول ترانسديوسرهاي هيبريد كه در آنها مدارهاي الكتريكي متداولي كه با مبدل هاي نوري مختلف در ارتباط مي باشند , مورد استفاده قرار گرفته اند . گروه دوم ترانسديوسرهاي كاملا نوري مي باشند كه بر اساس اصول پايه اي حسگرهاي نوري پايه ريزي شده اند .

مفاهيم حسگر نوري
رسانه هاي حساس به نور خاصي ( شيشه , بلورها و پلاستيك ) نسبت به ميدان هاي الكتريكي و مغناطيسي از خود حساسيت نشان مي دهند . به گونه اي كه بعضي خصوصيات پرتو نور هنگامي كه از داخل آنها عبور مي كند , تحت تاثير قرار مي گيرد . اجزاي يك ترانسديوسر نوري ساده در شكل 4-13 نمايش داده شده اند .
حالتي در نظر گرفته شود كه پرتو نور از دو فيلتر پلاريزه كننده عبور مي كند . در صورتي كه محور فيلترهاي پلاريزه كننده ي ورودي و خروجي نسبت به هم 45 درجه اختلاف داشته باشند , تنها نيمي از نور عبور خواهد كرد . شدت نور ورودي مرجع در تمامي زمان ها ثابت مي باشد . حال اگر اين دو فيلتر ثابت مانده و يك فيلتر پلاريزه كننده ي سوم ميان آنها اضافه گردد , يك گردش اتفاقي پلاريزه كننده ي مياني در جهت ساعت گرد يا پاد ساعت گرد متناسب با شدت ميدان صورت مي پذيرد . به اين ترتيب شدت پرتو نور خروجي متناسب با شدت ميدان مدوله مي شود .
هنگامي كه يك ماده ي حساس به نور ( شيشه يا بلور ) در معرض يك ميدان مغناطيسي يا الكتريكي متغير قرار مي گيرد , نقش پلاريزه كننده ي فرد را ايفا مي كند . تغييرات ميدان مغناطيسي با الكتريكي كه حسگر نوري در معرض آنها مي باشد , به صورت تغييرات شدت پرتو نور ورودي كه به آشكارساز نوري مي رسد , مورد پايش قرار مي گيرد . شدت نور خروجي حول سطح شدت ميدان صفر كه برابر 50 درصد شدت نور ورودي مرجع است , نوسان مي كند . در انتها , شدت نور مدوله شده با توجه به حضور ميدان هاي متغير , دوباره به جريان ها با ولتاژهاي متغير تبديل مي گردد .
ترانسديوسرها از حسگر اثر مغناطيسي _ نوري جهت اندازه گيري نوري جريان استفاده مي كنند . اين امر نشان مي دهد كه حسگر اساساً به جريان حساس نمي باشد بلكه نسبت به ميدان مغناطيسي توليد شده توسط جريان حساسيت نشان مي دهد . هر چند كه تجهيزات كلاماً نوري قابل دسترس مي باشند , اكثر ترانسديوسرهاي جرياني تجاري در دسترس بر اساس حسگر شيشه اي عمل مي كنند . از سوي ديگر اكثر ترانسديوسرهاي ولتاژي داراي حسگرهاي الكتريكي – نوري مي باشند . اين امر بيانگر اين حقيقت است كه حسگر مورد استفاده به ميدان القاء شده حساس مي باشد .




ترانسديوسرهاي هيبريد
ترانسديوسرهاي هيبريد جديد را مي توان به دو نوع تقسيم كرد . ترانسديوسرهايي كه داراي حسگرهاي فعال و آنهايي كه داراي حسگرهاي غيرفعال مي باشند . اصل عملكردي ترانسديوسرهاي داراي حسگر فعال , تبديل خروجي ترانسفورماتور اندازه گيري متداول موجود به يك خروجي نوري ايزوله با استفاده از يك سيستم مبدل نوري مي باشد . ممكن است كه اين سيستم تبديل , نياز به منبع تغذيه داشته باشد , از اين رو به آن حسگر فعال اطلاق مي شود . استفاده از يك سيستم ايزوله كننده ي نوري موجب مجزا شدن جريان ها و ولتاژهاي خروجي ثانويه ي ترانسفورماتورهاي اندازه گيري مي گردد . از اين رو ارتباط ميان اتاق كنترل و تجهيزات كليد زني تنها از طريق يك كابل نوري برقرار مي گردد .

ترانسديوسرهاي كاملاً نوري
اين ترانسفورماتورهاي اندازه گيري كاملاً مبتني بر مواد حساس به نور ساخته شده اند و كاملاً غيرفعال مي باشند . عمل حس كردن به صورت مستقيم از طريق ماده اي حساس به نور و يك كابل نوري به دست مي آيد . اين كابل ميان واحد اصلي و موقعيت نصب حسگر قرار گرفته و ارتباط مخابراتي را فراهم مي كند .
عنصر حس كننده از جنس مواد حساس به نور بوده كه در داخل ميدان الكتريكي يا مغناطيسي مورد اندازه گيري قرار مي گيرد . در مورد تجهيزات اندازه گيري جريان , عنصر حساس حتي به طور آزادانه در داخل ميدان مغناطيسي قرار مي گيرد . اين عنصر را مي توان در داخل فاصله ي هوايي هسته ي مغناطيسي نيز قرار دارد . در مورد تجهيزات اندازه گيري ولتاژ گزينه هاي مشابهي وجود دارند . با اين تفاوت كه در اين جا حسگر نسبت به ميدان هاي الكتريكي حساس مي باشد . امكان تركيب هر دو حسگر در داخل يك محفظه وجود دارد . به اين ترتيب ترانسفورماتورهاي ولتاژ و جريان در داخل يك محفظه تعبيه مي شوند , كه موجب صرفه جويي در فضا در داخل پست مي گردد .
در تمامي حالات يك فيبر نوري عهده دار انتقال نور مرجع از منبع به واسط و فيبر نوري ديگر عهده دار انتقال نور انعكاسي به مدار تحليل كننده مي باشد . برخلاف ترانسفورماتورهاي اندازه گيري متدال مستقل , ترانسفورماتورهاي اندازه گيري نوري نيازمند يك واسط الكتريكي جهت عملكرد خود مي باشند . از اين رو حسگر اين نوع ترانسديوسرها (مواد حساس به نور) غيرفعال مي باشد . با اين وجود صحت عملكرد آنها منوط به واسطي است كه در اتاق كنترل تغذيه مي شود .

سيستم هاي حسگر ديگر
سيستم هاي ديگر ي نيز جهت اندازه گيري ولتاژ و جريان خطوط مطرح شده اند كه در اين جا معرفي مي شوند .

ترانسفورماتور جريان با شار صفر ( اثر هال )
در اين حالت عنصر حس كننده يك ويفر نيمه هادي كه در داخل فاصله ي هوايي يك هسته ي مغناطيسي قرار داده شده است . اين نوع ترانسفورماتورها نسبت به جريان هاي مستقيم نيز حساس مي باشند . اين ترانسفورماتور نيازمند يك منبع تغذيه است كه از طريق خط با منبع تغذيه ي جداگانه اي تغذيه مي شود . معمولاً حداقل جريان قابل اندازه گيري در اين ترانسفورماتور برابر 1/0 درصد جريان نامي مي باشد . در ساده ترين حالت , ولتاژ ايجاد شده توسط اثر هال به طور مستقيم با جريان مغناطيسي مورد اندازه گيري متناسب مي باشد . در كاربردهاي دقيق تر و حساس تر , جريان از طريق يك ثانويه , سيم پيچ با چند دور , تامين مي گردد كه در اطراف حلقه ي مغناطيسي جهت متعادل كردن ميدان مغناطيسي فاصله ي هوايي قرار گرفته است . با استفاده از اين تجهيزات , امكان اندازه گيري بسيار دقيق جريان هاي مستقيم و با فركانس بالا فراهم مي آيد .

حسگر هيبريد مغناطيسي _ نوري
اين نوع از ترانسفورماتورها اغلب در مورد خطوط انتقال بلند جبران سازي شده توسط خازن سري مورد استفاده قرار مي گيرند در اين مورد نياز به اندازه گيري جريان زمين نشده وجود دارد . در اين حالت تعدادي حسگر جريان بر روي هر فاز مورد نياز مي باشد تا حفاظت در مقابل موج هاي ضربه اي خازن و تعادل را فراهم كنند . راه حل ترجيحي استفاده از ترانسفورماتورهاي داراي هسته ي مغناطيسي به شكل نوروئيد كه به سيستم هاي ايزوله كننده ي فيبر نوري متصل شده اند , مي باشد . اين حسگرها معمولاً از نوع فعال مي باشند زيرا كه سيستم ايزوله كننده نياز به منبع تغذيه دارد . اين ترانسفورماتور در شكل 4-17 نشان داده شده است .

سيم پيچ هاي روگوسكي
سيم پيچ روگوسكي براساس ترانسفورماتور داراي هسته ي هوايي با امپدانس بسيار بالا طراحي شده است . سيم پيچ ثانويه بر روي تروئيدي از جنس عايق پيچيده مي شود . در اغلب موارد سيم پيچ روگوسكي به يك تقويت كننده متصل مي گردد . اين امر به دليل فراهم آوردن انرژي كافي جهت تجهيزات حفاظتي و اندازه گيري متصل شده و تطبيق امپدانس ورودي اين دستگاه مي باشد . سيم پيچ روگوسكي نيازمند يك پارچه سازي ميدان مغناطيسي است كه در نتيجه داراي تاخير زمان و فاز به علت انجام اين يك پارچه سازي مي باشد . اين خطا را مي توان در داخل رله ي ديجيتال تصحيح كرد .



به نقل از سایت www.farbod.info (http://www.farbod.info)
ادامه دارد ...

Farbod.E
9 January 2007, 07:35 PM
هدف از اين استاندارد , ارائه معيارهاي مهندسي جهت انتخاب ترانسفورماتور جريان در پستهاي 230 و 400 كيلو ولت مي باشد , بطوريكه مشخصات آن به صورت بهينه تعيين مي گردد .

دامنه كاربرد
اين استاندارد , تنها در ارتباط با ترانسفورماتورهاي جريان از نوع روغني مي باشد .

نيازها و خواسته ها
كليات
ترانسفورماتورهاي جريان تبديل جريانهاي با دامنه زياد به جريانهائي كه به راحتي و يا مصرف انرژي ناچيز (تلفات اندك) با دستگاههاي اندازه گيري فشار ضعيف قابل اندازه گيري است بكار مي روند . ترانسفورماتورهاي جريان در كليه شرايط عادي و غيرعادي به شبكه متصل هستند . بنابراين اثرات تمامي موارد مربوط به شرايط فوق نبايد سبب خرابي يا عدم دقت آنها شود . ترانسفورماتورهاي جريان بايد قابليت تحمل جريان اتصالي و دقت مناسب را در حالت گذرا ( به استثنا’ ترانسفورماتورهاي جريان اندازه گيري كه دقت آن را در شرايط خطا تضمين نمي گردد ) داشته باشند .
از اوليه ترانسفورماتور جريان در شرايط عادي شبكه جريان كاري شبكه عبور مي كند و جريان ثانويه از نظر اندازه دامنه درصدي از جريان اوليه و هم فاز با اوليه مي باشد كه البته در حالت غيرايده آل , خطاي ترانسفورماتور سبب مي گردد كه چنين نباشد .
ترانسفورماتور جريان در شبكه قدرت به دو منظور عمده بكار مي رود :
1- اندازه گيري جريان به منظور اندازه گيري توان عبوري از يك نقطه و اطلاع از وضعيت شبكه از لحاظ عبور جريان در آن نقطه . در اين حالت به ترانسفورماتور جريان, ترانسفورماتور اندازه گيري گفته شده كه به دستگاه هاي انازه گيري وصل مي شود و آنچه كه در اين حالت بيشتر مورد نظر است , شرايط عادي شبكه است و نيازي به دقت در شرايط غيرعادي از قبيل اتصال كوتاه و غيره نمي باشد .
2- استفاده از ترانسفورماتور جريان براي تبديل جريان در شرايط غيرعادي شبكه براي حفاظت شبكه كه به آن ترانسفورماتور جريان حفاظتي گفته شده و به رله هاي حفاظتي وصل مي گردد . لذا دقت تبعيت جريان ثانويه از اوليه اين ترانسفورماتورها در جريانهاي زياد ( هنگام بروز عيب ) داراي اهميت بسيار مي باشد .
ضمناً يكي از وظايف اساسي و مهم ترانسفورماتورهاي جريان , ايزوله و جدا نمودن ولتاژ فشار قوي اوليه از دستگاه هاي قابل دسترسي طرف ثانويه ( دستگاه هاي اندازه گيري و رله هاي حفاظتي و ... ) است .

نيازهاي كلي
ترانسفورماتورهاي جريان بايستي نيازهاي زير را برآورده نمايند :
بطور پيوسته بتوانند ولتاژ و جريان نامي اوليه را بدون ايجاد حرارت اضافي و شكست عايقي تحمل نمايند .
ترانسفورماتورهاي جريان حفاظتي بايستي در حالت اضافه جريان در اثر بروز عيب در شبكه با دقت خوبي عمل تبديل را انجام دهند .
در زمان اتصال كوتاه , ترانسفورماتورهاي جريان اندازه گيري بايد به اشباع رفته تا جريان در آنها محدود شود و بدستگاه اندازه گيري آسيبي نرسد .
ترانسفورماتورهاي جريان به دليل نقش اساسي كه در تغذيه و نهايتاً عملكرد صحيح سيستمهاي اندازه گيري و حفاظت دارند از اهميت ويژه اي نسبت به ساير تجهيزات فشار قوي برخوردار مي باشند . از اين رو انتخاب درست و صحيح مشخصات آنها دقت خاصي را طلب مي كند .
عوامل مهمي كه براي انتخاب يا مقايسه ترانسفورماتورهاي جريان , موثر و لازم است عبارتند از :
- مشخصات شبكه و سيستمي كه ترانسفورماتور جريان به آن متصل مي گردد .
- شرايط محيطي و اقليمي محلي كه ترانسفورماتور جريان در آن نصب مي شود .
- مشخصه هاي فني , پارامترها و شاخص هاي مورد نياز جهت انتخاب ترانسفورماتور جريان .

اطلاعات مورد نياز جهت طراحي
مشخصات و ويژگيهاي شبكه و سيستمي كه ترانسفورماتور جريان در آن نصب و مورد بهره برداري قرار مي گيرد
ترانسفورماتورهاي جريان بايستي اضافه ولتاژها و اضافه جريانها را در مدت زمان مورد نظر تحمل نمايند . همچنين افزايش درجه حرارت در آنها در شرايط نامي ولتاژ و جريان شبكه , نبايد از حد مجاز تعيين شده تجاوز نمايد . همه موارد فوق بستگي به مقادير نامي شبكه مورد مطالعه دارند لذا در هنگام انتخاب ترانسفورماتور جريان داده هاي زير بايستي دقيقاً مورد توجه قرار گيرند :
- ولتاژ نامي
- حداكثر ولتاژ سيستم
- سطح اتصال كوتاه
- فركانس نامي
- نحوه زمين كردن نوترال
مشخصات محيطي و شرايط اقليمي منطقه و محلي كه ترانسفورماتورهاي جريان در آن مورد استفاده قرار مي گيرد .
شرايط محيطي يكي از پارامترهاي مهم در انتخاب ترانسفورماتورهاي جريان مي باشد كه در زير به آن تعداد كه در ساخت و يا در انتخاب نقش موثري دارند اشراه مي شود :
- ارتفاع محل نصب از سطح دريا
- حداكثر درجه حرارت محيط
- حداقل درجه حرارت محيط
- متوسط درجه حرارت روزانه محيط
- ميزان و نوع آلودگي
- درصد ميزان رطوبت
- شتاب زلزله
- سرعت باد
- ساير شرايط غيرمعمول نظير بخاز آب , دود , گازهاي قابل اشتعال , گرد و خاك غيرمعمول و نمك و خوردگي هاي غيرعادي و غيره .
از آنجائي كه كليه تجهيزات نصب شده پست در وضعيت مشابهي از نظر محيط مورد بهره برداري قرار مي گيرند لذا جهت هماهنگي لازم به گزارش بررسي و طبقه بندي شرايط اقلمي , جلد شماره 102 اين استاندارد رجوع شود .

شاخص ها و پارامترهاي مشخص كننده طراحي
پارامترها و شاخصهايي كه به منظور انتخاب نوع مناسب ترانسفورماتور جريان جهت كاربرد خاص آن بايستي تعيين شود به شرح زير مي باشند :

نوع ترانسفورماتور جريان
نوع ترانسفورماتور جريان از نظر عايق بندي
ترانسفورماتورهاي جريان بر حسب نوع عايق اصلي در انواع مختلف ساخته مي شوند و عبارتند از :
- نوع خشك با عايق رزين
- نوع روغني با كاغذ آغشته به روغن
- نوع SF6
- ساخت ترانسفورماتورهاي جريان نوع خشك يا عايق رزين براي ولتاژهاي پائين ( 20 تا 63 كيلو ولت ) عملي بوده و موارد استعمال آن بيشتر در محل هاي سرپوشيده ( كلاس داخلي ) با توجه به عدم احتمال انفجار اين نوع ترانسفورماتورها و داشتن ايمني بيشتر آن در مقايسه با ترانسفورماتورهاي جريان نوع روغني است .
- ساخت ترانسفورماتورهاي جريان نوع روغني با كاغذ آغشته به روغن براي ولتاژهاي پائين تا بالاترين ولتاژ فوق فشار قوي معمول بوده و در حال حاضر عمده ترانسفورماتورهاي جريان , مخصوصاً ترانسفورماتورهاي جريان فشار قوي و فوق فشار قوي از اين نوع ساخته مي شوند .
- ترانسفورماتورهاي جريان نوع SF6 كه در آنها نظير كليدهاي قدرت از گاز SF6 به عنوان ماده عايقي استفاده مي شود , هنوز در مراحل اوليه استفاده بوده و تنها تعداد معدودي از سازندگان در حال حاضر اين نوع ترانسفورماتورها را توليد مي كنند . لذا هنوز در بين شركتهاي برق و مصرف كنندگان ترانسفورماتور جريان مقبوليت عام نيافته است .

به نقل از www.Farbod.info
ادامه دارد .....

Farbod.E
7 February 2007, 01:58 AM
نوع ترانسفورماتور جريان ساختماني
ترانسفورماتورهاي جريان به دو صورت هسته بالا ( معكوس ) و هسته پائين (تانك) تقسيم بندي مي شوند . در نوع هسته پائين , هسته ها و سيم پيچي ثانويه در داخل يك مخزن زمين شده در پائين مقره اصلي قرار دارد و مدار اوليه با عايق بندي كامل از داخل مقره اصلي عبور كرده و به بالا يا كلاهك ترانسفورماتور جريان هدايت مي شود . عيب اين نوع , طولاني بودن هادي اوليه بوده كه باعث افت ولتاژ غيرقابل كنترل مي شود و ديگر اينكه در شرايط اتصال كوتاه به علت نزديكتر بودن دو بازوي U به همديگر , اثرات مكانيكي نامطلوبي حاصل مي گردد .
در نوع هسته بالا , هسته ها و سيم پيچي ثانويه در داخل كلاهك و يا به عبارتي در داخل يك محفظه در بالا برقدار قرار دارند . اين طرح بويژه در شرايطي كه جريان اوليه زياد باشد , مناسبتر است زيرا در اين حالت طول مدار اوليه ترانسفورماتور جريان كوتاه بوده و در برابر نيروهاي الكترومكانيكي مقاومتر مي باشد . از معايب اين نوع , مي توان به حجم بيشتر عايق بندي اصلي نسبت به نوع هسته پائين اشاره نمود . همچنين هر گونه سيستم نگهداري روغن مي تواند در ترانسفورماتورهاي جريان نوع هسته پائين قابل كاربرد باشد , در حالي كه در نوع هسته بالا فقط محفظه قابل ارتجاع فلزي يا لاستيكي كاربرد دارد .

حداكثر ولتاژ سيستم Um
حداكثر ولتاژ موثر فاز _ فاز سيستم است كه تحت شرايط نرمال در هر نقطه از شبكه در هر لحظه ممكن است بوجود آيد . مقادير ولتاژ فوق براي شبكه هاي 230 و 400 كيلوولت ايران در جدول شماره (1) آمده است .




حداكثر ولتاژ سيستم


Um [kv]


ولتاژ نامي


Un [kv]


245


420


230


400


حداكثر ولتاژ سيستم


« جدول شماره 1 »




سطوح عايقي
سطوح عايقي اوليه ترانسفورماتور جريان براساس نتايج بدست آمده از مطالعات " هماهنگي عايقي " و با توجه به مقادير استاندارد كه در جداول استاندارد IEC شماره 185 داده شده و نحوه زمين كردن سيستم انتخاب مي گردد . در صورتيكه مطالعات هماهنگي عايقي انجام نشده و يا در دست نباشد , از آنجا كه در جداول فوق سطوح عايقي با توجه به حداكثر ولتاژ سيستم انتخاب شده براي ترانسفورماتور تعيين مي گردند لازم است كه سطوح عايقي مربوط به ولتاژهاي تحمل صاعقه و كليدزني كه در جداول فوق آمده است با سطوح عايقي كليدها و سكسيونرها هماهنگي داشته باشند .
ضمناً همان طوري كه در مورد ساير تجهيزات نيز اشاره شد مقادير ارائه شده در جداول فوق براي شرايط محيطي استاندارد بوده و لازم است با توجه به شرايط محيطي و اقليمي محل نصب ترانسفورماتور , اين ضرايب تصحيح شوند . ( اين تصحيح تنها براي عايق بيروني انجام مي گردد )

فاصله خزشي مقره
براي ترانسفورماتورهاي جريان كه در فضاي باز مورد استفاده قرار مي گيرند و در معرض آلودگي محيط قرار دارند , حداقل فاصله خزشي اندازه گيري شده روي سطح مقره بايستي با توجه به سطح آلودگي محيط و مطابق با جلد 210 اين استاندارد انتخاب گردد . لازم به ذكر است كه با توجه به توصيه استاندارد IEC شماره 185 نسبت حداقل فاصله خزشي به حداقل فاصله قوس عموماً نبايد بيشتر باشد .

فركانس نامي
مقادير استاندارد فركانس 50 يا 60 هرتز بوده كه در مورد شبكه ايران اين مقدار 50 هرتز مي باشد .

جريان نامي اوليه
جريان نامي اوليه جرياني است كه عملكرد ترانسفورماتور جريان بر پايه آن استوار شده و مقدار آن بر اساس جرياني است كه از محاسبات پخش بار با در نظر گرفتن روند افزايش بار در آينده و با توجه به نوع شينه بندي انتخاب مي گردد . بر اساس توصيه هاي استاندارد IEC شماره 185 , يكي از مقادير زير با مضارب ده يا يكدهم انتخاب مي گردد :


75 – 60 – 50 – 40 – 30 – 25 – 20 - 15 – 5/12 – 10
مقاديري كه زير آنها خط كشيده شده است مقادير ترجيحي هستند .

جريان نامي ثانويه
جريان نامي ثانويه مقدار جرياني است كه با توجه به جريان نامي اوليه و نسبت تبديل ترانسفورماتور جريان با لحاظ كردن خطاي نسبت تبديل , در ثانويه ترانسفورماتور برقرار مي گردد .
مقدار اين جريان براساس استاندارد IEC شماره 185 برابر 1 , 2 يا 5 آمپر توصيه شده است . هر چه جريان ثانويه بزرگتر ( نسبت تبديل كوچكتر ) باشد تعداد دور سيم پيچي هسته ترانسفورماتور جريان كمتر و در نتيجه ترانسفورماتور از نظر حجم كوچكتر و اقتصادي تر خواهد بود . ولي در عوض افت ولتاژ و تلفات در كابلهاي ارتباطي بين ترانسفورماتور جريان و دستگاههاي اندازه گيري و حفاظتي بيشتر بوده كه در نتيجه به ظرفيت بيشتري در خروجي ترانسفورماتور جريان نياز خواهد بود . از آنجائيكه در ولتاژهاي بالا (230 و 400 كيلو ولت ) ابعاد و اندازه پستها نسبتاً بزرگ است , لذا طول كابلهاي ارتباطي قابل توجه بوده بنابراين براي جلوگيري از افزايش ظرفيت خروجي ترانسفورماتور جريان , معمولاً جريان ثانويه كوچكتر ( يك آمپر ) انتخاب مي شود . ولي در ولتاژهاي پائين تر از دو گزينه جريان 1 يا 5 آمپر استفاده مي شود , ( جريان 2 آمپري با توجه به نزديك بودن به 1 آمپر و به منظور جلوگيري از تعدد و تنوع رله ها و دستگاههاي اندازه گيري در ايران مورد استفاده قرار نگرفته است ) .
در اين رابطه لازم است يا‌دآوري شود كه " استاندارد ترانسفورماتورهاي جريان جهت ساخت و خريد " كه توسط وزارت نيرو تهيه شده است جريان ثانويه ترانسفورماتورهاي جراين تا 145 كيلو ولت را برابر " 1 " يا " 5 " آمپر و براي ترانسفورماتورهاي جريان بالاتر از اين رده ولتاژي ( 230 و 400 كيلو ولت ) برابر يك آمپر تعيين نموده است .