كاميار نظيري
3 September 2006, 09:28 PM
گزارشي از اولين روز جشنواره
نویسنده : مونا موسي نژاد
۴ شهريور ۱۳۸۵
در بعد از ظهر یک جمعه گرم تابستان جشنواره تابستانی خودرو در پیست اتومبیلرانی آزادی افتتاح شد . http://i7.tinypic.com/280tpfk.jpg
وقتی یک گروه از جوانان علاقمند سعی در برگزاری یک جشنواره می کنند از دور شاید کاری آسان پیش رویشان باشد اما تمامی کسانی که چنین کارهایی را تجربه کرده اند می دانند که در حاشیه این برنامه ها مشکلاتی به وجود می آید که حتی گاه باعث کدورت و ... هم می شود.
این جشنواره هم مانند هر جشنواره دیگری در روز اول با بی نظمی هایی همراه بود و متاسفانه مسئولین و ستاد اجرایی به دلیل نبود همکاری و هماهنگی های لازم از سوی ... نتوانستند از بازدید کنندگانی که راس ساعت 3 بعدازظهر برای باز دید آمده بودند به صورت قابل توجه ای استقبال کنند .
نبود برق، آب و سرویس بهداشتی از معضلاتی بود که از ابتدای صبح بچه های ستاد برگزاری با آن دست و پنجه نرم می کردند و از همه بدتر نا هماهنگی بین حراست و بچه های روابط عمومی بود عاملی برای بی حوصلگی آنها شد.
محمد ظل انوار دبیر این جشنواره مانند یک نیروی تدارکاتی به قسمت های مختلف می دوید تا هماهنگی های لازم را انجام دهد و در این میان مدیریت در لایه های این رفتن و آمدها کمتر دیده می شد.
عزیزی هم از این مشکلات دور نبود و با همکاری هایی که با ظل انوار داشت کمک می کرد تا بتواند شان این جشنواره را حفظ کند.
از تبریزی مسئول انفورماتیک دور نشویم که در آن روز کارش با رساندن بچه ها به پیست ( رانندگی کردن !) شروع شد و با مشاوره دادن به بچه ها و رفع مشکلات آنها به پایان رسید.
سمیرا زمانی همان دختر منظم و اتو کشیده ای که در روزهای پیش از جشنواره مرتب دستش روی تلفن و کیبورد بود، در روز افتتاحیه به آچار فرانسه تبدیل شده بود و هر کاری که از دستش بر می آمد انجام می داد تا شاید کمی کارها به جلو برود هر چند در آخر روز چروک و خاکی شده بود .
موسی نژاد و صدر در روابط عمومی با بچه های خبرنگار هماهنگی داشتند. موسی نژاد موبایل به دست جواب خبرنگاران را می داد و با حراست برای هماهنگی های لازم را به عمل می آورد و صدر دائماً در حال پیگیری رسیدن کارت های خبرنگاران بود .
گروه اجرایی هم پر جنب و جوش ترین گروه بودند که در بین بچه های جشنواره حاضر بودند. وظایف آنها کاملاً مشخص نبود چرا که به خاطر عدم هماهنگی ها همه بچه ها همه کار می کردند. ایمان و آیدین اروج پور مرتب می دویدند و در آخر با همکاری هم توانستند غرفه carx1 را موکت کنند و بچه ها را از زمین خاکی رهایی بخشیدند.
در بین گروه اجرایی دو نفر بودند که بدون هیچ نسبتی اسم و فامیل آنها یکی بود هر دو سعید بودند و خزایی و مهمترین کارشان خرید ناهار برای بچه های گروه بود البته راس ساعت 5/3 بعدازظهر که یک جورایی بچه ها از گرسنگی مرده بودند!
و دیگران هم بودند، دکتر صالح خو که البته تمام هم و غم اش قسمت خودروهای کلاسیک و آمریکایی بود ! و مهرداد همتیان که با ورود موتور سیکلت ها به شور جشنواره می افزود.
http://www.carx1.com/inews.php?section=reports&id=40:icon_cool
نویسنده : مونا موسي نژاد
۴ شهريور ۱۳۸۵
در بعد از ظهر یک جمعه گرم تابستان جشنواره تابستانی خودرو در پیست اتومبیلرانی آزادی افتتاح شد . http://i7.tinypic.com/280tpfk.jpg
وقتی یک گروه از جوانان علاقمند سعی در برگزاری یک جشنواره می کنند از دور شاید کاری آسان پیش رویشان باشد اما تمامی کسانی که چنین کارهایی را تجربه کرده اند می دانند که در حاشیه این برنامه ها مشکلاتی به وجود می آید که حتی گاه باعث کدورت و ... هم می شود.
این جشنواره هم مانند هر جشنواره دیگری در روز اول با بی نظمی هایی همراه بود و متاسفانه مسئولین و ستاد اجرایی به دلیل نبود همکاری و هماهنگی های لازم از سوی ... نتوانستند از بازدید کنندگانی که راس ساعت 3 بعدازظهر برای باز دید آمده بودند به صورت قابل توجه ای استقبال کنند .
نبود برق، آب و سرویس بهداشتی از معضلاتی بود که از ابتدای صبح بچه های ستاد برگزاری با آن دست و پنجه نرم می کردند و از همه بدتر نا هماهنگی بین حراست و بچه های روابط عمومی بود عاملی برای بی حوصلگی آنها شد.
محمد ظل انوار دبیر این جشنواره مانند یک نیروی تدارکاتی به قسمت های مختلف می دوید تا هماهنگی های لازم را انجام دهد و در این میان مدیریت در لایه های این رفتن و آمدها کمتر دیده می شد.
عزیزی هم از این مشکلات دور نبود و با همکاری هایی که با ظل انوار داشت کمک می کرد تا بتواند شان این جشنواره را حفظ کند.
از تبریزی مسئول انفورماتیک دور نشویم که در آن روز کارش با رساندن بچه ها به پیست ( رانندگی کردن !) شروع شد و با مشاوره دادن به بچه ها و رفع مشکلات آنها به پایان رسید.
سمیرا زمانی همان دختر منظم و اتو کشیده ای که در روزهای پیش از جشنواره مرتب دستش روی تلفن و کیبورد بود، در روز افتتاحیه به آچار فرانسه تبدیل شده بود و هر کاری که از دستش بر می آمد انجام می داد تا شاید کمی کارها به جلو برود هر چند در آخر روز چروک و خاکی شده بود .
موسی نژاد و صدر در روابط عمومی با بچه های خبرنگار هماهنگی داشتند. موسی نژاد موبایل به دست جواب خبرنگاران را می داد و با حراست برای هماهنگی های لازم را به عمل می آورد و صدر دائماً در حال پیگیری رسیدن کارت های خبرنگاران بود .
گروه اجرایی هم پر جنب و جوش ترین گروه بودند که در بین بچه های جشنواره حاضر بودند. وظایف آنها کاملاً مشخص نبود چرا که به خاطر عدم هماهنگی ها همه بچه ها همه کار می کردند. ایمان و آیدین اروج پور مرتب می دویدند و در آخر با همکاری هم توانستند غرفه carx1 را موکت کنند و بچه ها را از زمین خاکی رهایی بخشیدند.
در بین گروه اجرایی دو نفر بودند که بدون هیچ نسبتی اسم و فامیل آنها یکی بود هر دو سعید بودند و خزایی و مهمترین کارشان خرید ناهار برای بچه های گروه بود البته راس ساعت 5/3 بعدازظهر که یک جورایی بچه ها از گرسنگی مرده بودند!
و دیگران هم بودند، دکتر صالح خو که البته تمام هم و غم اش قسمت خودروهای کلاسیک و آمریکایی بود ! و مهرداد همتیان که با ورود موتور سیکلت ها به شور جشنواره می افزود.
http://www.carx1.com/inews.php?section=reports&id=40:icon_cool